دعای مادر
|
ضمن این كه این روز یعنی بیستم جمادی الثانیه سال روز ام الأئمه را از زبان سلاله پاك معاصر آن بانوی بزرگ كه می فرماید: «مبارك باد ...«روز مبارك زن»؛ روز شرافت عنصر تابناكى كه زیربناى فضیلتهاى انسانى و ارزشهاى والاى خلیفة اللَّه در جهان است. و مباركتر و پربهاتر انتخاب بسیار والاى روز بیستم جمادى الثانى است، روز پر افتخار ولادت زنى كه از معجزات تاریخ و افتخارات عالم وجود است؛ زنى كه در حجرهاى كوچك و محقّر، انسانهایى تربیت كرد كه نورشان از بسیط خاك تا آن سوى افلاك و از عالم ملك تا آن سوى ملكوت اعلى مىدرخشد. صلوات و سلام خداوند تعالى بر این حجره محقر كه جلوه گاه نور عظمت الهى و پرورشگاه زُبدگان اولاد آدم است. نقش زنان در عالم از ویژگیهاى خاصى برخوردار است. صلاح و فساد یك جامعه از صلاح و فساد زنان در آن جامعه سرچشمه مىگیرد. زن، یكتا موجودى است كه مىتواند از دامن خود افرادى به جامعه تحویل دهد كه از بركاتشان یك جامعه، بلكه جامعهها به استقامت و ارزشهاى والاى انسانى كشیده شوند و مىتواند بعكس آن باشد.» [صحیفه امام خمینی (ره)، ج16 ، ص:192 ] خاطره مهم از استاد محترم آیت الله فقهی كه به همین مناسبت روز مادر، در درس روز چهارشنبه 19/2/91 شان فرموده است را خدمت شما مادر دوستان تقدیم میدارم. |
برالوالدین:
امروز چهارشنبه 19/2/91 آخرین روز کلاسی هفته محسوب میشود، لذا حضرت استاد قبل از شروع درس نکته های اخلاق خوبی را بیان میفرمایند که این هفته بیشتر مربوط به نیکی به والدین بود و مخصوصاً در باره اهمیت و احترام مادر که چه تأثیرات مثبت درزندگی انسان میگذارد که خاطره بسیار جالب توجه خود استاد نسبت به مادرش بیان فرمودند خیلی برای بنده جالب بود که بعد از ترجمه حدیث عنوانی امروز درس اخلاق اشان خدمت شما فرزندان نیک سرشت مادران گران قدرت تقدیم می شود.
استثناء در احترام والدین
بعضی ها می گویند پدرم چنین و چنان است و اعتقادات این چنانی دارد ... ولی امام رضا (ع) می فرماید : احترام به پدر و مادر واجب است ، اگر چند آن دو مشرک و کافر باشند!« بِرُّ الْوَالِدَیْنِ وَاجِبٌ وَ إِنْ كَانَا مُشْرِكَیْنِ ». این نکته قابل توجه است که احترام به پدر و مادر و اطاعت از آنها دو مقوله جداگانه است؛ لذا حضرت می فرماید که: در امور که معصیت خدا در آن است ، نه از پدر و مادر و نه از هیچ کسی دگر اطاعت کرد؛ به دلیل آن که در اسلام فرمانبرداری مخلوق خدا با معصیت خالق یعنی خداوند سبحان ناسازگار است و در اسلام جایز نمی باشد« لَا طَاعَةَ لَهُمَا فِی مَعْصِیَةِ الْخَالِقِ وَ لَا لِغَیْرِهِمَا فَإِنَّهُ لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِی مَعْصِیَةِ الْخَالِقِ [1]».
کسی از رسول خدا (ص) سوال نمود که «حق والد» چیست؟: حضرت فرمود: پدرت را به اسم صدا نزن، جلوتر پدرت راه نرو، در جای که با پدرت وارد میشوی، قبل از آن منشین، از همه مهم تر این که کار نکن که مردم به پدرت بد گوید و او را بخاطر رفتار و کردار ناشایست تو ، مورد لعن و نفرین قرار دهند« سَأَلَ رَجُلٌ رَسُولَ اللَّه (ص)مَا حَقُّ الْوَالِدِ عَلَى وَلَدِهِ قَالَ لَا یُسَمِّیهِ بِاسْمِهِ وَ لَا یَمْشِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ لَا یَجْلِسُ قَبْلَهُ وَ لَا یَسْتَسِبُّ لَهُ [2]». چنانچه فرزندی زمینه چنین کاری نسبت به والدینش فراهم کند، دو گناه را مرتکیب شده است: 1) یک خود گناه و کاربد است مرتکیب شده است؛ 2) موجب دشنام و سزای گویی به پدر و مادر شده است؛ لذا پیامدش هم خیلی زود دامن گیر می شود.
مهم ترین زمینه های توفیقات سلب شده در همین وادی هاست. دقیقا بر عکس توفیقات بدست آمده هم زیر بنایش همین کارهای نیک است که موجب رضایت خاطر پدر و مادر است. وقت که پدر و مادر، بویژه مادر وقت از فرزندش راضی می شود در حق او دعا مینماید و دعای مادر در حق فرزند مستجاب است.
استاد: محبت به پدر و مادرم را سر منشاء توفقیات خودم میدانم. مادرم مدتی بیمار بود، بنده خودم شخصاً شبانه روز با قاشق غذا میدادم، و مادرم در حق من دعا می نمود. هرگاه مشکلات برایم پیش میامد، میرفتم پاهای مادرم را به صورت و چشمانم می کشیدم! گرچند اشان ناراحت می شد که محسن این کار و نکن، ولی از تهی دل برایم دعا نمود، سخت ترین مشکلاتم مرتفع می شد.
آری! این که نباید کار کنید که زمینه بدگویی فراهم شود، یکی از حقوق مهم والدین است که به گردن فرزندان دارند؛ حقی است که مخصوص زمان حیات و زندگی نمی شود ، بلکه بعد از وفات پدر و مادر ، اهمیت بیشتری میابد و رعایت آن لازمتر می نماید. بر ما لازم است کارهای نیک انجام دهیم که مردم به پدر و مادر ما رحمت بفرستد که این رحمت فرستادن ها و دعای بندگان نیک خدا به والدین ما میرسد و آنها در حق دعا می نمایند، دعاهای آنها زمینه و دامنه توفیقات ما را گستر ده می نماید.
دقیقا عکس آن، بنده سراغ دارم کسانی از دوستان که آدم بدی هم نیستند ولی نسبت جر و بحث های سیاسی ... می شود که با پدر شان سخت می گیرند و زمینه اذیت او فراهم می کند که در زندگی مشکلات لاینحل و سلب توفیقات اسفباری دامن گیرش است.
*
حضرت صادق (ع) فرموده است: نیكویى و خوبى با پدر و مادر نتیجه حسن معرفت و شناسایى پروردگار متعال است، زیرا عبادتى نیست كه انسان را سریعتر برساند به رضاى پروردگار، و بهتر باشد از نیكویى به والدین براى خدا، و حق پدر و مادر از حقوق خدا جدا و متفرع مىشود، به شرط آنكه بر طریقة دین و روى روش اسلامى سلوك كنند.
و باز شرط است كه: فرزند را از اطاعت امر پروردگار متعال و بندگى او به سوى عصیان و خلاف دعوت نكنند، و اطاعت خود را مقدم بر اطاعت خدا ندارند، و از راه یقین به سوى تردید و شك، و از مرحله زهد و پرهیز به سوى علائق مادى و محبت دنیا سوق ندهند.
قالَ الصَّادِقُ ع بِرُّ الْوَالِدَیْنِ مِنْ حُسْنِ مَعْرِفَةِ الْعَبْدِ بِاللَّهِ- إِذْ لَا عِبَادَةَ أَسْرَعُ بُلُوغاً بِصَاحِبِهَا إِلَى رِضَى اللَّهِ- مِنْ حُرْمَةِ الْوَالِدَیْنِ الْمُسْلِمَیْنِ لِوَجْهِ اللَّهِ تَعَالَى- لِأَنَّ حَقَّ الْوَالِدَیْنِ مُشْتَقٌّ مِنْ حَقِّ اللَّهِ تَعَالَى- إِذَا كَانَا عَلَى مِنْهَاجِ الدِّینِ وَ السُّنَّةِ وَ لَا یَكُونَانِ یَمْنَعَانِ الْوَلَدَ مِنْ طَاعَةِ اللَّهِ إِلَى مَعْصِیَتِ [3]
شرح
پدر و مادر وسیله طبیعى براى بوجود آمدن و رشد و تربیت تكوینى فرزند است، و در حقیقت آنان رب ظاهرى فرزند هستند كه خداوند متعال با نیرو و فعالیت آنان فرزند را بوجود آورده است. و اگر از نظر تربیت روحى و معنوى نیز فعالیت و صرف نیرو كنند؛ از دو جهت ظاهرى و معنوى حق پیدا مىكنند. پس پدر و مادر در طریق خالقیت و ربوبیت الهى قرار گرفته، و مظهر این دو صفت پروردگار متعال نسبت به اولاد هستند، و روى این لحاظ؛ تجلیل و حفظ حرمت و اطاعت و خدمت و موافقت آنان از نظر وجهه الهى و هم از نظر طبیعى لازم است. البته برنامه پدر و مادر نیز در جهت تربیت و تعلیم فرزند، مىباید با برنامه دینى و الهى وفق بدهد، و فرزند را از مراحل خلاف و عصیان و دنیاپرستى و تعلقات مادى به سوى اطاعت و بندگى پروردگار متعال سوق داده، و شك و تردید و اضطراب خاطر را در دلهاى اولاد خود تبدیل به اطمینان و یقین كند.
عن على رضى الله عنه انه سأل رسول الله صلى الله علیه و سلم عن هذه الآیة فقال له لأقرن عینیك بتفسیرها و لأقرن عین أمتی بعدی بتفسیرها الصدقة على وجهها و بر الوالدین و اصطناع المعروف یحول الشقاء سعادة و یزید فی العمر و بقی مصارع السوء [4]
[1] . وسائل الشیعه، ج:16 ص: 155
[2] . الكافی ج : 2 ص : 159
[3] . بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج71، ص: 78
[4] . سیوطی جلال الدین، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج4، ص: 6| ناشر: كتابخانه آیة الله مرعشى نجفى
اظهارات تکاندهنده یک شاهد عینی از قتلعام تروریستی شیعیان پاکستان
لس سنای افغانستان)، به مناسبت چهلم حجة الاسلام و المسلمین 




