درباره وبلاگ


دوستان! چند سالی در کشور خودم به نام افغانستان آواره تر از دیار دگرانم، حال این معنی را بر خویش دارم می­ قبولانم که برای مردم ما هجرت، سفر دور درازی است که انتهای آن محکمه عدل الهی است. لذا هروقت دلم از نا مردمی ها و نامردی های اطرافیان و سران بی سر و حاکمان متعصب سود جویِ کشورم ... می گیرد سراغ «ریس قلم» رفته دل نوشته های که قطرات دریای دل گرفتگی های هجران همیشه خانه بدوشی هست را باشما در میان می گذارم . باری عزیزان؛
این جهان همچون درخت است‏ اى کرام *
ما بر او چون میوه‏ هاى نیم خام * سـخـتـگـیرى و تـعـصـب خـامى است *
تا جنینى کار خون آشامى است

مدیر وبلاگ : reza hassani
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب


ریسِ قلم: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی




«کروناویروس» چیست و کی میرود ؟

کرونا، خشم الهی است یا ساخته و بافته بشری ؟ ...کرونا ویروس چیست

 

أَیْنَمَا تَكُونُوا یُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَةٍ ... كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَمَا لِهؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَا یَكَادُونَ یَفْقَهُونَ حَدِیثاً(نساء/78) هر جا كه باشید، شما را مرگ در مى‏یابد، اگر چه در دژهاى استوار باشید. ... همه از نزد خداست. پس این قوم را چیست كه‏نزدیك است هیچ سخنى را درك نكنند؟!

کرونا ساخت و خشم الهی است یا ساخته و بافته بشری ؟ سردمدار امریکا، ترامپ گفت: «ویروس چینی»؛ ظاهرا وزیر خارجه چین بود که در جواب او گفت: «کروناویروس» از قبل بود، ولی آمریکایی ها نسبت این ویروس پنهان کاری می کنند، اگر راست می گویند، دولت امریکا باید نسبت به آن روراست باشند، اولین مبتلایان امریکایی و اولین مردگان شان به وسیله این ویروس راامریکا اعلام نموده و باید شفاف اطلاعات بی دهند. امریکایی ها این کار را نمی کنند، زیرا ویروس را دستکاری کرده و به وسیله سربازان شان در چین پخش شده است! یعنی این یک نوع «جنگ بیولوژیک» است.

کارشناس سابق جنگ بیولوژیک روسیه نیز این احتمال را داد و حتی برخی تحلیل گران سیاسی نیز به این امر اذعان نموده گفتند که به دلیل شیوع این ویروس در کشورهای مخالفین امریکا چون ایران و چین و کشورهایی اروپایی مخالف امریکا زیاد است ...

از آن جایی که هنوز به صورت رسمی تأیید یا رد نشده است که «کروناویروس» ساخته و دستکاری شده بشر است یا خدا؛ ولی این دو نکته را به وضوح به ما فهمانده است:

الف: فاجعه ای را که این ویروس به وجود آورده این مطلب را به اثبات رسانده است که علم و قدرت بشر، هنوز هنوز، بسیار ناتوانتر از آن است که با پشه ای بلکه کوچکتر از آن توان مقابله و رویارویی آن را داشته باشد، چون قدرتمند ترین کشورهای پیشرفته دانش و صنعت پزشکی و نظامی جهان را به چالش و درماندگی کشانده است.

ب: قطع زنجیریه «کویت19» یا همین «کروناویروس» با تعطیلی های چند هفته و چند ماه، و بستن مرزها ... امکان پذیر نیست، بلکه اعمال رفتار ضد اخلاقی و انسانی بشر به اصطلاح متمدین امروز است که بعد از ویروس«HIV» که تبدیل به «ایز» شده است، «کروناویروس» به جهان هدیه نموده است؛ و «کویت19» نیز همانند «HIV» بنایی رفتن را ندارد، تا رعایت «فاصله ارتباطات اجتماعی» بشر به سطح معقول و خدا پسندانه نرسد، زنجیره «کویت19» کسسته نخواهد شد؛ ورنه « ارتباطات اجتماعی» را به ماقبل جنگ جهانی اول و دوم، بلکه به قبل از کشف کُرَّوِیَت زمین خواهد رساند! تا آن جا دست از تاخت تاز پیشرفت و کشتارش برنخواهد داشت.

بنا بر این بشر، زیاد به قدرت های پوشالی و به ظاهر پیشرفت های علمی و نظامی خویش پوز ندهند، قدرت بشر بسیار ناتوان تر از مبارزه با کوچکتر از پشه ای است خدای دانا و حکیم می فرماید. راهی تعالی بشر همان است خدای متعال به وسیله پیامر سان هایش یکی پس از دیگری برای هدایت بشر فرستاده است می باشد و بس.

ذلِكَ بِأَنَّ الَّذینَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْباطِلَ وَ أَنَّ الَّذینَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ كَذلِكَ یَضْرِبُ‏ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثالَهُمْ (محمد/3) و آنان كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام داده‏اند و به آنچه بر محمّد نازل شده -كه حق است و از جانب پروردگارشان است - ایمان آورده‏اند، بدى‏هایشان را از آنان‏خواهد زدود و حالشان را به سامان خواهد آورد.





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : خشم الهی یا فضولی انسانی، کروناویروس چیست، کرویت 19 میرود یا می ماند،
لینک های مرتبط : af.tafahom،


شنبه 16 فروردین 1399 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()

مناظره عالمانه عالم آل محمد(ص) در عدم حقانیت شیخین

مناظره‌ای کوتاه از حضرت رضا علیه‌السلام در بُطلان خلافت غاصبانه‌ی شیخین

عدّه‌ای از محضر #امام_رضا صلوات الله علیه درخواست کردند که در حضور #مأمون ملعون در مناظره‌ای در موضوع #امامت شرکت کنند و حضرت نیز پذیرفتند. مجلسی تشکیل شد و یحیی بن ضحّاک سمرقندی (از علمای اهل تسنّن) برای #مناظره با ایشان دعوت شد.

شهادت امام رضا ع تسلیت باد

امام علیه‌السلام فرمودند: «ای یحیی بپرس.» یحیی گفت: «شما بپرسید ای پسر رسول خدا، تا ما به سؤال شما افتخار کنیم!» حضرت فرمودند:

♨️ «ای یحیی، نظر تو درباره کسی که ادّعا می‌کند راستگوست، ولی به راستگویان (حضرت زهرا و امیرالمؤمنین علیهماالسلام) نسبت دروغگویی می‌دهد، چیست؟! آیا چنین کسی راستگو و پیروِ دین حقّ است یا دروغگوست؟!»

یحیی مدّتی به فکر فرو رفت و چیزی نگفت. مأمون گفت: «چرا جواب نمی‌دهی؟!» یحیی گفت: «سؤالی از من پرسیدند که نمی‌توانم پاسخ دهم!» مأمون از حضرت رضا علیه‌السلام پرسید: «منظورتان از این سؤال چه بود؟»

امام علیه‌السلام فرمودند: «من با کنایه از یحیی پرسیدم اگر #ابوبکر راستگو بوده (شما می‌گوئید ابوبکرِ صدّیق!!)، پس راویانِ صادق و راستگو که گفته‌اند ابوبکر روزی بر فراز منبر #رسول_خدا صلّی الله علیه و آله اعلام کرد:

⭕️ "وَلِیتُكُمْ وَ لَسْتُ بِخَیْرِكُمْ!" (شما مرا امیر خود قرار دادید، در حالی که من بهتر از شما نیستم!) [۱]

باید این سخن نیز راست باشد و اگر این سخنِ ابوبکر راست است، می‌گوئیم امیر باید بهتر از رعیّت باشد، در نتیجه ابوبکر امام نیست!

همچنین از قول او نقل کرده‌اند که گفته است:

⭕️ "أَنَّ لِی شَیْطَاناً یَعْتَرِینِی!" (من شیطانی دارم که مرا وسوسه می‌کند و گرفتار او هستم!) [۲]

اگر ابوبکر راستگوست و این سخن هم راست است، پس نمی‌تواند امام باشد، چون #شیطان نمی‌تواند در امام تصرّف نماید!

و نیز از عُمَر نقل کرده‌اند که گفته است:

⭕️ "كَانَتْ إِمَامَةُ أَبِی بَكْرٍ فَلْتَةً وَقَى اللَّهُ شَرَّهَا فَمَنْ عَادَ إِلَى مِثْلِهَا فَاقْتُلُوهُ!" (امامتِ ابوبکر یک کارِ ناگهانی و اشتباه بود که خداوند ما را از شرّ آن حفظ کرد؛ پس هر که این کار را تکرار کرد، او را بکشید!) [۳]

اگر #عمر راستگو بود، پس امامت ابوبکر به نظر عمر هم صحیح نبوده و اگر دروغ گفته، پس خودش هم برای زعامت و رهبری مسلمین لیاقت نداشته است!»

سخن حضرت که به اینجا رسید، مأمون لعنة الله علیه آنچنان عصبانی و برآشفته شد که بی‌مقدّمه فریادی کشید که همه‌ی آن جمع، پراکنده شدند؛ سپس به بنی‌هاشم رو کرد و گفت: «مگر نگفته بودم او (حضرت رضا علیه‌السلام) را شروع کننده‌ی بحث قرار ندهید و بر علیه او جمع نشوید؟! اینها علمشان، علم رسول خداست!»





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : رضا حسنی،


سه شنبه 7 آبان 1398 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()
#بلای نعمت زا
... نزدیک اربعین جایگزین نگهبانی یکی از راهیان کربلا شدم. این فرصت را غنیمت شمردم و در تلاش بودم که یک پیام در حد توانم که در خور اربعین جهانی سلاله رسول الله(صل الله علیه و آله) سالار شهیدان اباعبدالله باشد، بی¬نویسم.
آری! به همین جهت تحقیق مختصری نسبت به اربعین در فرهنگ اسلام و اربعین امام حسین(علیه السلام) نمودم و داشتم یادداشت هایم را جمع جور می کردم و از نو مطالعه می کردم که «لب تاب» بوق کشید که
جواز عبور پول صراط
یعنی باطری در حال اتمام است. هر طرف این ساختمان تازه پایه سنگ انداخته شده و آلمور بندی» شده گشتم، «فریز» برق نیافتم! همانطور که مهندس گفته بود که برق ما از ساختمان در حال کار بغلی تأمین می شود و آب آن را ما می دهیم ... زودی رفتم کابل را به یکی از فریزهای خالی زیر صندوق برق بغل پایه برق زدم، آمدم که برق وصل نشد! هر کاری کردم نشد که نشد!! دیدم دوتا فریز مشغول هست که یکی از آنها را دارند کاری گران ساختمان استفاده می کنند که دارای برق است، ولی یکی دیگرش کابلی در آن وصل است کسی کار نمی کند، کابل را کشیدم، «لب تاب» را با خودم آوردم کناب پایه برق، همانجا سرپا داشتم از «لب تاب» استفاده می کرم که هم کارم را بکنم و هم باطری آن شارژ شود که بعدش تا چهار ساعت کافی است ... هنوز نیم ساعتی نگذشته بود که متأسفانه نگهبان آن ساختمان در حال کار آمد مثل سگ هار شروع کرد پارسیدن به من صاحب کار ساختمان که چرا از این برق استفاده می کنم ...
گفتم: آخر مهندس گفت که آب شما را ما تأمین می کنیم، برق را شما می دهید ... حرفام و نا تمام قطع کرده با هیاهو و داد بداد گفت: ما چند تا برق بدهیم، یک برق داده ام برو سر این کابل را پیدا کن از آن جا برق بگیر ... تا متوجه شدم که این ساختمان هم برق دارد، تهی کابل سیار ساختمان گرفتم و رفتم دنبال سر کابل صندوق برق، پیدا کردم که دستگاه خاموش به آن وصل بود، کندم و کابل سیار را وصل کردم، دیدم آن نگهبان بد اخلاق شروع کرده هیاهو دادوبداد علیه صاحب کار ما و به ترکی چیزهای را «دَلدَه»(بلغور» ... بلا فاصله «لب تاب» را به برق زدم شارجرش دود کرد ! بلافاصله کشیدم ... معلوم شد که این کابل دارای برق فشار قوی بوده و شارژر «لب تاب» سوخت و تمام باخته هایم نسبت به «اربعین» پنبه شد آن روز 26مهر(میزان) جمعه بود و تعطیل فردایش هم که اربعین بود نیز تمام کامپیوتری ها تعطیل و تا همین دیروز 30مهر/98 اجبارا به کامپیوتر دسترسی نداشتم؛ ولی بجایش کتابخوانی را جایگزین کردم، از میان کتابهایم سه تا کتاب برای مطالعه برداشتم، از جمله کتاب «سفرهاوخاطره های» دکتر محمد تیجانی تونسی را برداشتم. از آن روز تا همین امروز مشغول کتاب جالب و خواندنی او هستم که به دیگر کتاب های او از جمله «آن گاه که هدایت» شدم ووو
امروز حدیثی از مقدمه ی چاپ هفدهم آن کتاب، خدمت شما تقدیم می کنم که بسیار جالب است:
ابن حجر هیثمی شافعی گوید: که روایت کرده است ابن السمان ان ابابکر قال له (ای لعلی علیه السلام) سَمِعتُ رسول الله صلی الله علیه و آله یَقُولُ: لا یَجُوزُ أحَد الصراط الا مَن کَتَبَ لَه عَلِیُ الجَوازَ.
ابن سمان می گوید که ابوبکر به حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام گفت: از پیغمبر خدا شنیدم که هیچکس نمی تواند از صراط عبور کند مگر کسی که علی برای او اجازه عبور نوشته باشد. [ابن حجر هیثمی شافعی، الصواعق المحرقة، ص97]






نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : جواز عبور، جواز پول صراط، پول صراط،
لینک های مرتبط : تفاهم،


چهارشنبه 1 آبان 1398 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()
شهادت سالار شهیدان حسین بن علی
با سلام و صلوات به ارواح پاک سروروسالار شهیدان کربلا سلاله پاک رسول الله امام حسین(علیه السلام) ویاران پاک و بی بدیل اش

شهادت سالار شهیدان امام حسین و بستگان و طفل صغیروشیرخارش و یاران اش را به محضر امام زمان(عجج) و مسلمان تسلیت عرض می کنیم.

کلیپ زیر را به این پیوند تماشا نمایید
شهادت امام حسین تسلیت




نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : شهادت حسین ع،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 19 شهریور 1398 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()
سرای عدالت / ایمان و بلایا
خیلی وقت پیش ها که پسربچه ای ده و دواوزده ساله بیش نبودم، خانم های جوان میامد و ازم می خواست که روی تیکه پارچه های «پوشِ کورتی»(کوت) و امثال آن که «گُل دوزی» کرده بودند، شعری، متنی، چیزی بنویسم تا بی دوزند! البته من خط خوبی نداشتم، اینکه چرا دختران و خانم های جوان به من مراجعه می نمودند با اینکه پسرانِ بزرگتر از من که کلاس و درس شان از من بالاتر بودند و خط شان هم بهتر، ولی به آنان مراجعه نمی نمودند. آن موقع فکر می کردم، چون من شیخ هستم و بابام آخوند است به جهت به من مراجعه می کنند؛ ولی نه، الان بعد از سی سال می فهمم که چون نابالغ و بی غرض و مرض بوده ام، به بنده مراجعه می کرده اند.
سرای عدالت یا عکس های از دو قبرستات
آری! من هم که اطلاعات عمومی ام نسبت به شعر، کلمات کوتا و متن های متین اخلاقی کم بود، لذا از بابای مرحومم کمک می گرفتم. یکی از شعرهای خیلی جالب و ساده و با محتوایی که از پدر مرحومم گرفته بودم و خیلی مشتری داشت، «سرای عدالت» بود:
به قبرستان گزرکردم کموبیش ** بی دیدم مرده ای دولت مند و درویش
نه درویشی بی دیدم بی کفن بود ** نه دولت مند بردازیک کفن بیش

آری! امروز توفیق اجباری ای ما را رفیق شد که دو قبرستان دولت مند ، درویش یعنی فقیر را سر بزنم. «بهشت زهرا»، مسیر معمولی بنده به تهران بود، لذا موفق شدم یک دوری به حرم حضرت امام خمینی(س) و فرزند مرحوم ایشان سید احمد بزنم و فاتحه ای بخوانم و عکسی هم گرفتم. رفتم تا قبرستان غیر مشهور و فقیر نشینی واقع در محله ای «چهاردانگه»، شهرک صنعتی، تهی شهرک، امام زاده طاهر(ره) که در آنجا دختر مرحوم عمویم، مرحومه مریم کربلایی حسینی آرام گرفته است.




ادامه مطلب


نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : سرای عدالت، مؤمن و امتحان الهی،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 شهریور 1398 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()
اهمیت اعتقادیِ غدیر و این غدیر چه روزی است

عید سعید غدیر مبارک
و خدا دستور داد تا بر او درود فرستیم [چنانکه در سوره احزاب آیه56 «إنّ الله و ملائِکته یصلَون علی النبی ...]، تا بر گرامیداشت او بیفزاید و راه دوستى عترتش را بر آنان بگشاید؛ پس صلوات خداوند بر او و خاندان او باد! خداوند كرامت و شرافت و بزرگوارى ایشان را افزون فرماید چندان كه پایان نپذیرد و جاوید بماند.
و به درستى كه خداوند تبارك و تعالى پس از پیامبرش، افراد خاصى را برگزید و آنان را صعود داد تا به مرتبه رسولش بالا برد ؛ تا آن معصومین داعیان باشند راستین که خلق را به سوی خدا خوانند و مردمان را خدا شناسی آموزند. از این دسته در هر قرنی و زمانی، کس هست. خداوند اینان را در ازل بیافرید، به صورت انواری و زبان ستایش او گشود، ... آنگاه ایشان را حجتهای خویش قرار داد بر هر کس که به ربوبیت خدا معترف و ایمان دارد.آنان از پیش خود سخنى بر زبان نیاورند و به فرمان او كار كنند و طبق احكام او حكم نمایند و سنّت او را برپا دارند و حدود الهى را اجرا كنند و فرائض او را ادا كنند تا هر كه هلاك گردید از روى بیّنه و حجّت باشد و آن كه هم نجات یافت و زندگى خوشبختى داشت از روى بیّنه و حجّت باشد.

وَ أَمَرَ بِالصَّلَاةِ عَلَیْهِ مَزِیداً فِی تَكْرِمَتِهِ وَ تَطْرِیقاً لِلدَّاعِی إِلَى إِجَابَتِهِ فَصَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ كَرَّمَ وَ شَرَّفَ وَ عَظَّمَ مَزِیداً لَا یَلْحَقُهُ التَّنْفِیدُ وَ لَا یَنْقَطِعُ عَلَى التَّأْبِیدِ
وَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى اخْتَصَّ لِنَفْسِهِ بَعْدَ نَبِیِّهِ ص مِنْ بَرِیَّتِهِ خَاصَّةً عَلَّاهُمْ بِتَعْلِیَتِهِ وَ سَمَا بِهِمْ إِلَى رُتْبَتِهِ وَ جَعَلَهُمُ الدُّعَاةَ بِالْحَقِّ إِلَیْهِ وَ الْأَدِلَّاءَ بِالْإِرْشَادِ عَلَیْهِ لِقَرْنٍ قَرْنٍ وَ زَمَنٍ زَمَنٍ أَنْشَأَهُمْ فِی الْقِدَمِ قَبْلَ كُلِّ مَذْرُوءٍ وَ مَبْرُوءٍ أَنْوَاراً أَنْطَقَهَا بِتَحْمِیدِهِ وَ أَلْهَمَهَا بِشُكْرِهِ وَ تَمْجِیدِهِ وَ جَعَلَهَا الْحُجَجَ لَهُ عَلَى كُلِّ مُعْتَرِفٍ لَهُ بِمَلَكَةِ الرُّبُوبِیَّةِ وَ سُلْطَانِ الْعُبُودِیَّةِ وَ اسْتَنْطَقَ بِهَا الْخُرْسَانَ بِأَنْوَاعِ اللُّغَاتِ بُخُوعاً لَهُ بِأَنَّهُ فَاطِرُ الْأَرَضِینَ وَ السَّمَاوَاتِ وَ أَشْهَدَهُمْ خَلْقَهُ وَ وَلَّاهُمْ مَا شَاءَ مِنْ أَمْرِهِ جَعَلَهُمْ‏  تَرَاجِمَةَ مَشِیَّتِهِ وَ أَلْسُنَ إِرَادَتِهِ عَبِیداً لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ- یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى‏ وَ هُمْ مِنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ‏ یَحْكُمُونَ بِأَحْكَامِهِ وَ یَسُنُّونَ سُنَّتَهُ وَ یَعْتَمِدُونَ حُدُودَهُ وَ یُؤَدُّونَ فُرُوضَهُ

وَ لَمْ یَدَعِ الْخَلْقَ فِی بُهَمٍ صَمَّاءَ وَ لَا فِی عَمًى بَكْمَاءَ بَلْ جَعَلَ لَهُمْ عَقُولًا مَازَجَتْ شَوَاهِدَهُمْ وَ تَفَرَّقَتْ فِی هَیَاكِلِهِمْ حَقَّقَهَا فِی نُفُوسِهِمْ وَ اسْتَعْبَدَ لَهَا حَوَاسَّهُمْ فَقَرَّتْ بِهَا عَلَى أَسْمَاعٍ وَ نَوَاظِرَ وَ أَفْكَارٍ وَ خَوَاطِرَ أَلْزَمَهُمْ بِهَا حُجَّتَهُ وَ أَرَاهُمْ بِهَا مَحَجَّتَهُ وَ أَنْطَقَهُمْ عَمَّا تَشْهَدُ بِهِ بِأَلْسِنَةٍ ذَرِبَةٍ- بِمَا قَامَ فِیهَا مِنْ قُدْرَتِهِ وَ حِكْمَتِهِ وَ بَیَّنَ بِهَا عِنْدَهُمْ بِهَا لِیَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَیِّنَةٍ وَ یَحْیى‏ مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِیعٌ عَلِیمٌ‏ بَصِیرٌ شَاهِدٌ خَبِیرٌ

 وَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى جَمَعَ لَكُمْ مَعْشَرَ الْمُؤْمِنِینَ فِی هَذَا الْیَوْمِ عِیدَیْنِ عَظِیمَیْنِ كَبِیرَیْنِ- لَا یَقُومُ أَحَدُهُمَا إِلَّا بِصَاحِبِهِ لِیُكْمِلَ أَحَدُكُمْ صُنْعَهُ وَ یَقِفَكُمْ عَلَى طَرِیقِ رُشْدِهِ وَ یَقْفُوَ بِكُمْ آثَارَ الْمُسْتَضِیئِینَ بِنُورِ هِدَایَتِهِ وَ یُشْمِلَكُمْ صَوْلَهُ- وَ یَسْلُكَ بِكُمْ مِنْهَاجَ قَصْدِهِ وَ یُوَفِّرَ عَلَیْكُمْ هَنِی‏ءَ رِفْدِهِ فَجَعَلَ الْجُمُعَةَ مَجْمَعاً نَدَبَ إِلَیْهِ لِتَطْهِیرِ مَا كَانَ قَبْلَهُ وَ غَسْلِ مَا أَوْقَعَتْهُ مَكَاسِبُ السَّوْءِ مِنْ مِثْلِهِ إِلَى مِثْلِهِ- وَ ذِكْرى‏ لِلْمُؤْمِنِینَ‏ وَ تِبْیَانَ خَشْیَةِ الْمُتَّقِینَ وَ وَهَبَ لِأَهْلِ طَاعَتِهِ فِی الْأَیَّامِ قَبْلَهُ وَ جَعَلَهُ لَا یَتِمُّ إِلَّا بِالایْتِمَارِ لِمَا أَمَرَ بِهِ وَ الِانْتِهَاءِ عَمَّا نَهَى عَنْهُ وَ الْبُخُوعِ بِطَاعَتِهِ فِیمَا حَثَّ عَلَیْهِ وَ نَدَبَ إِلَیْهِ
پس از این باید بگویک، ای جماعت مؤمنان خدای –عزوجل- در این روز برای شما دو عید فرهم کرد، دو عید بزرگ سترک، یکی از این دو جز به آن دیگری استوار نتواند بود... . بدین روز، جمعه را روز اجتماع قرار داد و همه را به شرکت کردن در آن فراخوند، تا آنچه در رروزهای هفته کرده انید تطهیر شوید و کژی و کاستیهای که در کار و کسبتان روا داشته اید، جمعه به جمعه، هنجار آید و تصحیح شود ... . اما کار به اینجا تمام نشود، مگر آن که هر چه را فرموده است به جای آرید، و از آنچه نهی نموده است دست کبکشید، و برای کارهایی که بتأکید امر کرده است فروتنانه کمر اطاعت بندید.
 وَ لَا یَقْبَلُ تَوْحِیدَهُ إِلَّا بِالاعْتِرَافِ لِنَبِیِّهِ ص بِنُبُوَّتِهِ وَ لَا یَقْبَلُ دِیناً إِلَّا بِوَلَایَةِ مَنْ أَمَرَ بِوَلَایَتِهِ وَ لَا یَنْتَظِمُ أَسْبَابُ طَاعَتِهِ إِلَّا بِالتَّمَسُّكِ بِعِصَمِهِ وَ عِصَمِ أَهْلِ وَلَایَتِهِ‏  فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى نَبِیِّهِ ص فِی یَوْمِ الدَّوْحِ-  مَا بَیَّنَ بِهِ عَنْ إِرَادَاتِهِ فِی خُلَصَائِهِ وَ ذَوِی اجْتِبَائِهِ وَ أَمَرَهُ بِالْبَلَاغِ وَ تَرْكِ الْحَفْلِ بِأَهْلِ الزَّیْغِ وَ النِّفَاقِ وَ ضَمِنَ لَهُ عِصْمَتَهُ مِنْهُمْ
اکنون بدانید که اعتقاد به توحید پذیرفته نیست مگر با اعتراف به نبود محمد(صلی الله علیه و آله) و هیچ اعتقادی و عملی قبول نیست مگر با قبول ولایت و سرپرستی آن کس که خواوند خود او را ولیّ داده است. یعنی کسانی که در روز دوح(غدیر) در باره آنان آیت فرستاد، و اراده خویش را در حق بندگان خاص و گزیدگان خود اظهار داشت. پیامبر ص را فرمود تا ابلاغ نماید و از گمراهان و منافقان نهراسد. و خود حضرت حق ضمانت نمود که رسولش را از بدِ آنان نگاه دارد.
نیات شوم اهل نفاق در آن روز آشكار شد، و معلوم گردید گروهى هستند كه در نظر دارند حضرت رسول اكرم را اذیت كنند و به وجود مقدسش آسیب برسانند.
آنان كه اهل حق بودند ثابت ماندند، و كسانى كه اهل نفاق و كفر بودند بر جهالت خود افزودند، و دندانهاى خود را به هم فشار دادند، سخنان و گفتگوهائى آغاز كردند و بانك و فریاد برآوردند و بر كفر خود افزودند.
گروهى نیز در آن روز با زبان خود اقرار و اعتراف كردند در حالى كه دلهاى آنها هرگز یقین و ایمان نداشت، و جماعتى هم با دل و زبان تصدیق كردند و اذعان نمودند.

وَ كَشَفَ مِنْ خَبَایَا أَهْلِ الرَّیْبِ وَ ضَمَائِرِ أَهْلِ الِارْتِدَادِ مَا رَمَزَ فِیهِ فَعَقَلَهُ الْمُؤْمِنُ وَ الْمُنَافِقُ فَأَعَنَّ مُعِنٌ‏  وَ ثَبَتَ عَلَى الْحَقِّ ثَابِتٌ وَ ازْدَادَتْ جَهَالَةُ الْمُنَافِقِ وَ حَمِیَّةُ الْمَارِقِ وَ وَقَعَ الْعَضُّ عَلَى النَّوَاجِدِ وَ الْغَمْرُ عَلَى السَّوَاعِدِ وَ نَطَقَ نَاطِقٌ وَ نَعَقَ نَاعِقٌ وَ نَشِقَ نَاشِقٌ وَ اسْتَمَرَّ عَلَى مَارِقِیَّتِهِ مَارِقٌ وَ وَقَعَ الْإِذْعَانُ مِنْ طَائِفَةٍ بِاللِّسَانِ دُونَ حَقَائِقِ الْإِیمَانِ وَ مِنْ طَائِفَةٍ بِاللِّسَانِ وَ صِدْقِ الْإِیمَانِ فَكَمَّلَ اللَّهُ دِینَهُ وَ أَقَرَّ عَیْنَ نَبِیِّهِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُتَابِعِینَ وَ كَانَ مَا قَدْ شَهِدَهُ بَعْضُكُمْ وَ بَلَغَ بَعْضَكُمْ وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ اللَّهِ الْحُسْنَى عَلَى الصَّابِرِینَ وَ دَمَّرَ اللَّهُ مَا صَنَعَ فِرْعَوْنُ وَ هَامَانُ وَ قَارُونُ وَ جُنُودُهُ وَ مَا كَانُوا یَعْرِشُونَ وَ بَقِیَتْ حُثَالَةٌ[ ] مِنَ الضُّلَّالِ لَا یَأْلُونَ النَّاسَ خَبَالًا-  یَقْصِدُهُمُ اللَّهُ فِی دِیَارِهِمْ وَ یَمْحُو آثَارَهُمْ وَ یُبِیدُ مَعَالِمَهُمْ وَ یُعْقِبُهُمْ عَنْ قُرْبِ الْحَسَرَاتِ وَ یُلْحِقُهُمْ بِمَنْ بَسَطَ أَكُفَّهُمْ وَ مَدَّ أَعْنَاقَهُمْ وَ مَكَّنَهُمْ مِنْ دِینِ اللَّهِ حَتَّى بَدَّلُوهُ وَ مِنْ حُكْمِهِ حَتَّى غَیَّرُوهُ وَ سَیَأْتِی نَصْرُ اللَّهِ عَلَى عَدُوِّهِ لِحِینِهِ وَ اللَّهُ لَطِیفٌ خَبِیرٌ وَ فِی دُونِ مَا سَمِعْتُمْ كِفَایَةٌ وَ بَلَاغٌ فَتَأَمَّلُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ مَا نَدَبَكُمُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَ حَثَّكُمْ عَلَیْهِ وَ اقْصِدُوا شَرْعَهُ وَ اسْلُكُوا نَهْجَهُ- وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِیلِهِ‏ بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏94، ص: 116
امروز چه روزی است
إِنَّ هَذَا یَوْمٌ عَظِیمُ الشَّأْنِ، فِیهِ وَقَعَ الْفَرَجُ وَ رُفِعَتِ الدَّرَجُ وَ وَضَحَتِ الْحُجَجُ وَ هُوَ یَوْمُ الْإِیضَاحِ وَ الْإِفْصَاحِ من [عَنِ‏] الْمَقَامِ الصِّرَاحِ وَ یَوْمُ كَمَالِ الدِّینِ وَ یَوْمُ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ وَ یَوْمُ الشَّاهِدِ وَ الْمَشْهُودِ وَ یَوْمُ تِبْیَانِ الْعُقُودِ عَنِ النِّفَاقِ وَ الْجُحُودِ وَ یَوْمُ الْبَیَانِ عَنْ حَقَائِقِ الْإِیمَانِ وَ یَوْمُ دَحْرِ الشَّیْطَانِ وَ یَوْمُ الْبُرْهَانِ- هذا یَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِی كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ‏ هَذَا یَوْمُ الْمَلَإِ الْأَعْلَى الَّذِی‏ أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ‏ هَذَا یَوْمُ الْإِرْشَادِ وَ یَوْمُ مِحْنَةِ الْعِبَادِ وَ یَوْمُ الدَّلِیلِ عَلَى الرُّوَّادِ هَذَا یَوْمُ إِبْدَاءِ خَفَایَا الصُّدُورِ وَ مُضْمَرَاتِ الْأُمُورِ هَذَا یَوْمُ النُّصُوصِ عَلَى أَهْلِ الْخُصُوصِ هَذَا یَوْمُ شَیْثٍ هَذَا یَوْمُ إِدْرِیسَ هَذَا یَوْمُ یُوشَعَ هَذَا یَوْمُ شَمْعُونَ هَذَا یَوْمُ الْأَمْنِ وَ الْمَأْمُونِ هَذَا یَوْمُ إِظْهَارِ الْمَصُونِ مِنَ الْمَكْنُونِ هَذَا یَوْمُ بَلْوَى السَّرَائِرِ فَلَمْ یَزَلْ ع یَقُولُ هَذَا یَوْمٌ هَذَا یَوْمٌ
همان امروز(غدیر)، روزی بس بزرگ است.
در این روز، گشایش های در رسد؛ در این روز منزلت آن کسان که شایسته بودند بلندی گرفت و برهان خدا روشن گشت.
آری! امروز روز روشن کردن حق است و از مقام پاک(رهبر معصوم) به صراحت و «نص» سخن گفته شد.
امروز روز کامل شدن دین است.
امروز روز عهد و پیمان است.
امروز روز گواهی و گواهان است.
امروز روز نمایاندن بنیادهای نفاق و انکار است.
امروز روز راندن شیطان است.
امروز روز موعود فیصله دادن حق است.
امروز روز راه نشان دادن و ارشاد است.
امروز روز آزمودن مردمان است.
امروز روز رهنمودنی به رهنمایان است.
امروز روز آشکار ساختن مقاصد پوشیده و زمینه سازیها و تمهیدهای دیگران است.
امروز روز نص(تصریح) بر شخص است، یعنی آنان که ویژه اند به رهبری امت بعد رسول الله(صلی الله علیه و آله)
امیرالمؤمنین علی ع در آن روز، همواره می گفت، ... که امروز چه روزی است تا این که فرمود:
اکنون در اعمال تان مراقیب خدا –عزوجل- باشید! و از او بپرهیزید،(همانِ که در «آیه اکمال»آیه3 مائده خدای سبحان فرموده است) با خدا مکر مکنید و از راه فریب پیش مروید. با اعتقاد به توحید و یگانگی خداوند و با اطاعت او امر کرده است و به خدا تقرب جویید... . تا آنجا که فرمود:
وَ اعْلَمُوا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ- إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ‏ بُنْیانٌ‏ مَرْصُوصٌ‏  أَتَدْرُونَ‏ مَا سَبِیلُ‏ اللَّهِ‏ وَ مَنْ‏ سَبِیلُهُ‏ وَ مَنْ‏ صِرَاطُ اللَّهِ‏ وَ مَنْ‏ طَرِیقُهُ‏ أَنَا صِرَاطُ اللَّهِ‏ الَّذِی مَنْ لَمْ یَسْلُكْهُ بِطَاعَةِ اللَّهِ فِیهِ هُوِیَ بِهِ إِلَى النَّارِ وَ أَنَا سَبِیلُهُ الَّذِی نَصَبَنِی لِلِاتِّبَاعِ بَعْدَ نَبِیِّهِ ص أَنَا قَسِیمُ النَّارِ  أَنَا حُجَّتُهُ عَلَى الْفُجَّارِ أَنَا نُورُ الْأَنْوَارِ فَانْتَبِهُوا مِنْ رَقْدَةِ الْغَفْلَةِ وَ بَادِرُوا بِالْعَمَلِ قَبْلَ حُلُولِ الْأَجَلِ وَ سابِقُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ‏ قَبْلَ أَنْ یُضْرَبَ بِالسُّورِ بِبَاطِنِ الرَّحْمَةِ وَ ظَاهِرِ الْعَذَابِ فَتُنَادُونَ فَلَا یُسْمَعُ نِدَاؤُكُمْ وَ تَضِجُّونَ فَلَا یُحْفَلُ بِضَجِیجِكُمْ وَ قَبْلَ أَنْ تَسْتَغِیثُوا فَلَا تُغَاثُوا سَارِعُوا إِلَى الطَّاعَاتِ قَبْلَ فَوْتِ الْأَوْقَاتِ ...
 
ای مؤمنان بدانید که خدای –عزوجل- فرموده است: خداوند آن کاسن را دوست می دارد که در راه او می جنگند، در صفهایی چونان بناهای استوار درهم پیوسته(صف/آیه4). آیا میدانید از «درراه او»(فی سبیله) چیست و راه خدا کیست، صراط الله چه کسی است؟
منم راه خدا، که هر کس آن را نپیماید(از او اطاعت نکند) در چاه گمراهی فروافتد.
منم راه خدا، که پس از پیامبر ص مرا نصب کرده و نشان داده است.
منم قسیم بهشت و دوزخ.
منم حجت خدا، هم بر بدکاران و هم بر نیکوکاران.
این خطبه که دارای نکات اعتقادی و اخلاقی بسیار مهم هست، ادامه دارد. مراجعه نمایید به (بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏94 ؛ ص112/ إقبال الأعمال (ط - القدیمة)، ج‏1، ص: 461/ مستدرک نهج البلاغه، باب اول 67-72، تألیف شیخ هادی کاشف الغطاء نجفی، چاپ نجف(13544 ق)





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : غدیر چه روزی است، اهمیت اعتقادی غدیر، خطبه غدریه امام علی،
لینک های مرتبط : اهمیت اعتقادی غدیر،


سه شنبه 29 مرداد 1398 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()

عیدان_سعیدان

عیدان سعید قربان و عیدغدیر بزرگ را پیشاپیش برای تمام خانواده های شهداء و بازماندگان شان تبریک، برای تروریستان انتحاری و اربابان شیطان صفتان شان جهنم قریب و تاریک را از خدای قهار و متعال خواستاریم. امیدواریم خدای متعال با نابودی دوشمنان دین و ملت ما، مرهمی بر زخم عمیق بازماندگان «انقلاب تبسم» و «شهداء جنبش روشنایی» و باز ماندگان شهدای انتحاری و سربازان و مدافعین ملت مظلوم ما عنایت نماید. خدای سبحان بصیرت به ملت ما عنایت نموده با با اتحاد و همبستگی و همدستی و انتخاب اصلح، صلح و امنیت را برای همیشه به ارمغان آورند.

عید سعید قربان مبارک





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : عید سعید قربان، عید اتحاد،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 21 مرداد 1398 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()

نکات مهم از مراسم

امروز جمعه 21/4/1398. مراسم بزرگداشت مرجع عالیقدر جهان تشیع آیت الله عظمی محقق کابلی(ره) به وسیله مجمع علما و هیئت های مذهبی ولایت بامیان مقیم قم از ساعت9 صبح برگزار تا ساعت12:30 عصر ادامه یافت. مطالب مهمی در این گرامیداشت به وسیله حجت الاسلام و المسلمین رجایی، مجری مراسم و جناب حجت الاسلام و المسلمین جناب حاج آقای جعفری بیان شد که نکات مهم این بود:

الف: پیشتازی و بروز بودن تاریخی نهاد مرجعیت افغانستان در تاریخ سیاسی؛

ب: سد شکنی و شجاعت آیت الله محقق کابلی(ره) در قبول مرجعیت بعد از رکود ناخود باوری و خودسانسوری علماء اعلام در طول تاریخ بعد از رحلت آخوند هروی، مشهور به آخوند خراسانی صاحب کفایه، با حمایت مدبرانه «دبیر کل حزب وحدت اسلامی» آن روز شهید حجت الاسلام و المسلمین بابه مزاری.

ج: اهمیت نهاد مرجعیت در تاریخ تشیع؛ به استنباط سخنران محقق و نوسنده این مراسم، نهاد مرجعیت، به نوعی امتداد خط و مشی امامت می باشد.

د: مسئولیت های و انتظارات جامعه از مرجعیت . از مهم ترین و قابل توجه قسمت سخنان سخنور مراسم بود.

هـ: سه دوره تاریخی مرجعیت بعد از رحلت آخرین نواب خاص امام زمان(عجج) در غیبت کبری.

ح: کدام یک از دو شیوه مرجعیت؛ یعنی وحدت مرجعیت یا تعدد مرجعیت شیعی مناسب حال جامعه کوچک افغانستان و جهان تشیخ می باشد. نظر سخنران مراسم این بود که وحدت مرجعیت باشد، به دلیل آن که مرجعیت امتداد خط امامت است، در هیچ زمان تعدد امامت وجود نداشته است.

 به نظر بنده دلیل گوینده در این قسمت ناتمام است؛ در یک زمان دو امام داشته ایم، همانند امام حسن و امام حسین علیهما السلام، طبق روایات صحیحه و شواهد تاریخی قابل قبول فرقین، امرالمؤمنین علی(ع) در زمان پیامبر ص اعمال ولایت هم می نموده است که در پاسخ شاکیان این اعمال ولایت امرالمؤمین علی ع، پیامبر ص شدیدا با آنان برخورد نموده و سرزنش شان نموده است، و تصریح شده که رسول اکرم ص فرموده است «خلفتی من بعد» و همچنان از حدیث منزلت و آیه «اولی الامر»، ولایت امرالمؤمنین ع در عرض ولایت رسول اکرم ص می باشد، نه در طول، زیرا امامت امرالمؤمنین علی ع از ناحیه پیامبر ص به حضرت داده نشد، بلکه «بلغ ما انزل الیک» را پیامبر ص انجام داد و امامت علی ع را به مردم ابلاغ نمود نه منصوب.

از طرفی امامت سه ویژه گی دارد : 3) اعلمیت مطلق؛ 2) عصمت، که هیچ یک این دو در مرجع تقلید شرط نیست؛ 3) از همه مهمتر آن که به صورت کاملا منحصر به فرد، امام از ناحیه خدا به وسیله امام معصوم ماقبل به امت ابلاغ، در حال که تشخیص اعلمیت – به فرض قبول اعمیت مرجع تقلید- از ناحیه خبرگان علوم دینی و غیر معصوم مشخص می شود.

در ادامه وقت سخنران محترم دکتر جعفری به وحدت مرجعیت تأکید می نماید، می گوید: شیوهای این وحدت مرجعیت که به واتکان باشد یا شورایی یا اعلم در راس کار قرار گیرد، به عهده فضلاء و بزرگان قوم است؛ یعنی واگزار به عرف می نماید. لذا عقیده نوسنده این گزارش این است که پس اصل مصلحت وحدت مرجعیت تقلید و تعدد آن هم به عرف و نیازهای اجتماعی و سیاسی روز و مصلحت زمان و مکان هر جامعه شیعی می باشد، ممکن در یک جامعه وحدت مرجعیت مصلحت باشد و در جامعه دیگر تعدد آن.

لذا به نظر بنده تعدد مرجعیت تقلید، شاید نزدیکتر به مصلحت جامعه باشد. بدین معنی که هر مرجعی توانایی مدیریت اجتماعی-سیاسی بهتری داشته باشد، مردم با تشخیص مصلحت جامعه خویش به آن شخص روی آورند و مصلحت مذهب و مکتب و جامعه شان را تأمین نمایند، کما آن که در زمان آیت الله محقق کابلی(ره) چنین تصمیم بر وحدت مرجعیت گرفته نشده بود، ولی به وسیله مدیریت و اخلاص و زحمات و دلسوزی شایان ذکر آن مرجع بزرگوار، قلوب مردم که در خداست، به سویی ایشان روی نمودند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، اجتماعی، 
برچسب ها : وحدت مرجعیت یا تعدد، مرجعیت تشیع،
لینک های مرتبط : تفاهم،


جمعه 21 تیر 1398 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()
اعلمیت در تقلید شرعی، موضوعیت تعبدی دارد موضوعیت عقلی ؟

آنچه که در فضای مجازی و گفت و گوهای بین طلبگی وجود دارد این است که اصلا امروزه و به ویژه با شرائط سیاسی اجتماعی امروزی شیعیان افغانستان، اعلمیت در تقلید شرعی، بنفسه موضوعیت دارد یا یک موضوع و شرط عقلی بهتر محسوب می شود ؟
با تمام حواشیِ به وجود آمده پس از رحلت آیت‌الله محقق کابلی(ره)، نکته مهم این است که مقلدین ایشان بنابر حکم فقهی باید به مرجع تقلید حی و زنده رجوع نمایند؛ به زنده اعلم یا به زنده اصلح ؟

اعلمیت در تقلید

دسته ای محکم استاده اند و شب و روز طبل اعلمیت می نوازند. یعنی که باید مرجع تقلید اعلم باشد، مقلیدین آیت الله عظمی محقق کابلی(ره) باید به مرجع تقلید اعلم رجوع نمایند، با عبارات مختلف صریح و غیر صریح به این شرط پای می فشارند و حتی مقلدین را می ترسانند که اگر چنین نکنند، در پیشگاه خدا و مردم مسئولیت دارند، اگر چنین نکنند جهنم در کمین شان است ... همانند عبارات ذیل:
«مرجع اعلم پس از آیت‌الله محقق کابلی(ره) چه کسی است؟»
«پس از رحلت حضرت آیت‌الله محقق کابلی(ره)، در بین جامعه شیعی افغانستان به خصوص مقلدین ایشان، اکنون بحث سر این است چه کسی به عنوان مرجع اعلم جایگزین ایشان خواهد شد.»

از اظهارات دغدغه سازان اعلمیت، چند نکته قابل استفاده است:
الف: آیت الله محقق(ره) در زمان خودش اعلم فقهاء بوده است؛ در حال که همین دغدغه سازان اعلمیت، در آن زمان در سکوت محض بلکه شبهات عکس آن را پخش می کردند.
ب: تقلید از اعلم، بنفسه همانند حمد و سوره در نماز، موضوعیت دارد، تحت هیچ شرائطی قابل ترک نمی باشد؟ بدین معنی اگر کسی و کسانی بنا به مصالح اجتماعی و مذهبی، از غیر اعلم تقلید نمودند، تقلید شان باطل و تمام اعمال عبادی و حسنه  شان «هَباءً مَنْثُوراً» بی ارزش و باطل است ؟ به عبارت دیگر، شرط اعلمیت مرجع تقلید، همانند روزه و نماز تقلید بردار نیست! یا جزء احکامی شرعی می باشد که تقلید بردار است؟
ج: مسأله دیگری که مطرح است این که : معرفیِ «مرجع تقلید اعلم» را چه کسانی و چه نهادهای مذهبی و علمیِ به عهده دارند ؟ مثلا اگر معرف «مرجع تقلید اعلم» همین های هستند که امروز بعد از رحلت آیت الله محقق(ره) طبلش را می نوازند، پس دیروز کجا بودند و چرا آیت الله محقق را اعلم معرفی نکردند. اگر معرف «مرجع تقلید اعلم» اهل علم تخصص هستند، در سیره عملی آنان بعد از رحلت آیت الله عظمی خمینی(س) شرط «اعلمیت» در مرجع تقلید، بخاطر تأثیرات مهم جانبی «شرائط زمان و مکان»، عملاً برداشته شده محسوب می شود، چنانکه «جامعة المدرسین» قم، یک نهاد علمی-مذهبیِ متخصص می باشد که بلاشک صلاحیت معرفی «مرجع تقلید» را داشتند و دارند؛ بعد از رحلت امام خمینی(س)، بیش از هفت مرجع تقلید را به صورت رسمی معرفی نمودند و اعلام نمودند که مراجع تقلیدِ معرفی شده از ناحیه آن نهاد، صلاحیت تقلید را دارند. شیعیان در سراسر جهان، می توانند از آنان تقلید نمایند. در آن روزگار، نه تنها عمل فوق الذکر «جامعة المدرسین قم»، مورد نقد و اعتراض عالمان و دین داران قرار نگرفت، بلکه در حلقات علمی به صورت غیر رسمی تصریح می شد که: شرایط اعلمیت، تنها افقهیت در احکام شرعی و تسلط به منابع احکام شرعی نمی¬باشد، امروز شرایطی در مرجع تقلید مطرح است که کمتر از اعلمیت فقهی محض نیست؛ و آن مدیریت اجتماعی-سیاسی و رهبریت شیعیان است... .
دقیقا امروز تبلیغ در جایگزینی آیت الله محقق کابلی(ره)، چاق کردن «اعلمیت فقهی»، جفایی نابخشودنی است نسبت به مدیریت اجتماعی-سیاسی و علمی مذهب تشیع؛ زیرا آیت الله محقق کابلی(ره) تنها مرجع تقلید احکام شرعی محض نبودند، بلکه یکی از مرجع بزرگ سیاسی-قضایی و یک نهاد مورد اعتماد در تمام امور «بِرّ»ی بود.
از آن جایی که «شیعیان کتله عظیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و مسلما بیشترین شیعیان مقلدین مرحوم آیت‌الله محقق کابلی(ره) می‌باشند؛ پس مرجع بعدی مقلدین ایشان می‌تواند تحول جدیدی در کشور و احوالات شیعه ایجاد کند؛ لذا شیعیان مقلد حضرت آیت‌الله محقق کابلی باید کسی را به عنوان مرجع انتخاب کنند که مسیری جدید و فصلی نوین را در سیاست دینی شیعیان افغانستان ایجاد کند.»
 با تمام حواشیِ به وجود آمده پس از رحلت آیت‌الله محقق کابلی(ره) به ویژه در فضای مجازی و صفحات اجتماعی این است که مقلدین ایشان بنابر حکم فقهی باید به مرجع تقلید حی و زنده رجوع نمایند؛ به زنده اعلم یا به زنده اصلح؟
آری! گاه در تقلید از مجتهد زنده، اعلمیت و اصلحیت هر دو با هم جمع می شود که در این صورت تقلید از مرجع که این دو شرط را داراست، واجب است؛ امّا در صورت انفکاک اعلمیت از اصلحیت، در مدار اَهَم و مُهِم، کدام یک اَهَم و مهم¬تر است ؟ مصلحت یا اعلمیت ؟
چنانکه گفته شد، کارکرد امروز مرجع تقلید، منحصر به استنباط احکام و بیان و تعیین تکلیف عباد نسبت به احکام شرعی نیست، بلکه بسیار مهمتر از آن رهبریت و مدیریت سیاسی-اجتماعی آن می¬باشد، چنانکه در کلام امامیه، رهبریت از مهمترین موضوعاتی است که با استناد به آیات چون «تبلیغ»، «تطهیر» و «اکمال الدین» و احادیثی چون حدیث «ولایت» و «امامت» و امثال آن، دیواره بلند تفاوت کلام امامیه با غیر امامیه را به نمایش می گذارد.
لذا ممکن نیست که رهبریت مرجع تقلید را نادیده انگاشت؛ زیرا مدیریت جامعه تشیع از حیث ترویج و تبلیغ و تقویت بنیه علمی و مدیریت حوزه¬های علمیه، از مهمترین وظائف مرجع تقلید شیعیان افغانستان محسوب می¬شود؛ لذا کسی که آگاهی و شناخت وضعیت کنونی جامعه تشیع افغانستان را نداشته و توانایی مدیریت امور فوق در او محسوس نباشد، موجب تضعیف بنیه علمی و در نتیجه منجر به تعضیف مکتب جعفری خواهد شد؛ یعنی موجب آن خواهد شد که تمام دست-آوردهای که برای به دست آوردن آنها سالها، علماء و مردم ما زحمت کشیدند و صدها شهید دادند، از دست بی¬رود.
پس مقلدین آیت الله محقق کابلی(ره) و تمام شیعیان به ویژه شیعیان افغانستان، در صورت تفکیک مصلحت و اعلمیت در مرجعی تقلیدی، به هیچ عنوان معقولانه نیست که مصلحت را فدای اعلمیت کنند، وگرنه در پیشگاه خدا و امام زمان(عجج) و نسل های آینده مسئول خواهند بود.
بنابر این علماء و دانشمندان، دین داران و دین دانان، در تبلیغات شان به مصلحت جامعه تشیع دقت وافری داشته باشند؛ زیرا مراکزعلمی و حوزه¬های علمیه امروز ما و وضعیت طلاب و روحانیون، سیستم تبلیغات دینی ما به هیچ وجه درخور مکتب حقه¬ی مکتب جعفری نمی باشد، از این رو باید کسی به عنوان «مرجع تقلید» تبلیغ شود که قدرت مدیریت بهتر از مرحوم آیت الله محقق کابلی(ره) را دارا باشد، تا ضعف ها ناتوانایی¬ها که در دوره مرجعیت مرحوم محقق کابلی وجود داشته است، دفع و رفع گردد. مشی قهقراء در این راستا به هیچ وجه قابل قبول نیست.





نوع مطلب : اخلاقی، اجتماعی، 
برچسب ها : اهمیت اعلمیت در تقلید،
لینک های مرتبط :


شنبه 15 تیر 1398 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()
گزارش قطره ای از دریا
مراسم تشییع مرحوم آیت الله محقق کابلی

دیروز پنجشنبه23/3/1398 در مراسم تشییع و تودیع مراسم حضرت آیت الله محقق کابلی، اقشار مختلف مردم پیر و جوان، زن و مرد، ملیت های مختلف با تمام مشکلات چون معلولیت و با کودک و کالسکه به دست، به صورت انبوه شرکت نموده بودند. این قسمت جلو مردان را می دیدم، صف خواهران مؤمنه نیز بسیار گسترده و زیاد، در ورود به حرم مطهر درب ورود به زنان نیز به مردان اختصاص داده شده بود، نمیدانم خواهران از کدام درب حرم وارد می شدند!! که شرکت ملیونی، برای متولیان حرم بی بی معصومه و نیروی انتظامی جمهوری اسلام، غیر قابل پیش بینی بود؛
از فاصله بین مسجد امام حسن عسکری تا حرم مطهر، مملو از محبان اهل بیت عصمت که با این مرجع مروج دین و مذهب جعفری برای تودیع و احترام گزاری آمده بودند که بیان و قلم از وصف آن عاجز است. این محبویت نبود، جز دنیا گریزی و ساده زستی و تعبد خالصانه ای آن عالم پرهزگار که خداوند محبت او را به صورت وصف ناپذی در قلوب مؤمنین رسوخ داده است...
در همین مراسم، اعلام شد که بعد از نماز مغریب و عشاء در مسجد بزرگ اعظم که وصل و در کنار حرم مطهر حضرت معصومه می باشد، از طرف دفتر مقام معظم رهبری حضرت ایت الله خامنه ای، مراسم ختم برگزار می باشد. چون در حرم هنگام تدفین مرحوم آیت الله محقق کابلی جا نبود، آمدم مسجد اعظم که هموطنان برای گرفتن جا پیشاپیش به آن جا مشرف شده بودند ...





نوع مطلب : سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، 
برچسب ها : https://www.facebook.com/af.tafahom،
لینک های مرتبط : رضا حسنی،


جمعه 24 خرداد 1398 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()

آیت‌‌الله‌العظمی محقق کابلی (ره) نظر به بافت قومی از بانفوذترین مراجع تقلید در افغانستان بود ...

ادامه مطلب خواندنی است





ادامه مطلب


نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : مراسم تشییع،
لینک های مرتبط : نفوز اعجاز آمیز آیت الله محقق،


پنجشنبه 23 خرداد 1398 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()

انا لله وانا الیه راجعون

رحلت ایت ایت الله محقق
رحلت آیت الله عظمیه محقق کابلی(ره) آن عالم فرزانه و فقیه درد آشنای جامعه اسلامی، بی‌شک برای مسلمانان جهان، حوزه های علمیه، مراکز دینی و فرهنگی، جهان تشیع و به ویژه شیعیان مظلوم افغانستان مصیبت جانکاه و ضایعه‌ای جبران ناپذیر است.

ااین مصیبت بزرگ ر به تمام مسلمانان جهان، مراجع تقلید شیعیان جهان، حوزات علمیه و مراکز دینی، خانواده داغدیدۀ معظم له، شاگردان آن مرحوم و به همه مردم مسلمان افغانستان تسلیت و تعزیت عرض می دارم.

«ازپیشگاه خداوند بزرگ برای روح بلند و ملکوتی حضرت آیت الله محقق کابلی علو درجات در جوار رحمت و مغفرت حضرت حق و برای جامعه تشیع، پیروان آن فقیه مرحوم و خانواده معظم له صبر و شکیبایی و توفیق ادامه راه استدعا می نمایم.»

رحلت نابهنگام حضرت آیت الله عظمی محقق کابلی(رحمة الله علیه)، برای شیعیان افغانستان، ضایعه­یِ جبران ناشدنی است

«آیت الله محقق کابلی به عنوان نخستین مرجع تقلید دینی و مذهبی از بین مردم هزاره و شیعیان افغانستان، نماد و محصول خودآگاهی و خودباوری مردم ما در حوزه علوم دینی و مرجعیت مذهبی بود. معظم‌له به عنوان یک مجتهد جامع الشرایط، افزون بر مبارزات سیاسی در طول دوره جهاد و همراهی با مبارزات عدالتخواهانه شهید وحدت ملی استاد عبدالعلی مزاری و حضور در بالاترین رده تصمیم گیری در شورای عالی نظارت حزب وحدت اسلامی افغانستان، در یک مقطع بسیار حساس تاریخی، یک تصمیم بی پیشینه تاریخی گرفت و در پاسخ به نیاز و مطالبات مردم و مقتضیات زمان و اصرار و حمایت بی‌دریغ رهبر شهید استاد مزاری و سایر علما و شخصیت های سیاسی و دینی، در عرصه اجتهاد و فقاهت قد برافراشت و طلسم انحصار مرجعیت را شکست.»

«وی با تبحر فقهی، تقوای دینی و صلابت معنوی در امر مرجعیت مذهبی و دینی شیعیان به خصوص پیروان مذهب جعفری در افغانستان با صلابت و درایت شایسته، مسؤلیت خویش را به انجام رسانید و اکنون مسئولیت نسل دیگری از طلایه داران فقاهت و اجتهاد ما است که راه دشواری را که به همت والای آیت الله کابلی گشوده شد، تداوم ببخشند و این رسالت بزرگ دینی را بر دوش کشند.»(استاد دانش)





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : رحلت آیت الله محقق،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 21 خرداد 1398 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()

عید مبارک باشد یا تسلیت ؟

آغوش وطن

یک هفته قبل از عید سعید فطر دختر عمویی پیر روشن ضمیرم، مریم کربلایی حیدری که بعد از چندین سال درد و رنج دیالیز، به صورت شهادت گونه از این دنیا دونی و برخوردهای قصاب گونه ای دکترهای بیمارستان های تهران، بیاسود؛ در روز عید نتوانستم خدمت بازماندگان شان برسم، مانده بودم که در تماس تلفنی چه بگویم ؟

از دوست روحانی ای کهن سال و با تجربه ای پرسیدم که در قبال این اتفاق پیش آمده چه کار کنم ؟ من که نمی توانم عید، خدمت بازماندگان ایشان بی رسم، در تماس تلفنی چه بگویم ؟ اظهار تبریک که به نظرم زیاد با سلیقه ام نمی سازد.

ایشان فرمود: مشکلی نیست، زنگ میزنی، بعد از حال و احوال ، بدون اظهار تبریک نسبت عید، صرفا اظهارات تسلیت و دلداری و درخواست غفران الهی به مادر از دنیا رفته و سلامتی و صبر بازماندگان آن مرحوم؛ در آخر از عذز و دلیل عدم دسترسی و به خدمت نرسیدن خودتان در عید به منزل بازماندگان را بیان می نمایید ...

آری! خواستم نسبت به عید سعید فطر به فیس بوک و وبلاگم، برای هم وطنان تبرکیه بی نویسم، ماندم برای چه کسانی تبریکیه بی نویسم ؟ «هیچ زاغی در وطن ما بدون داغ نیست»، تنها کسانی که عید برای شان مبارک هست، رهبران سیاسی متعصب و بی تعهد و بی تخصص و بی دینی هستند که وطن، مردم، دین و فرهنگ را باهم فروخته اند و برای خود شان کاخ ساخته اند و ثروت اندوخته اند ... متأسفانه برای مردم مظلوم ما هر روز فقط بیانیه های دروغین تسلیت و محکومیت بر علیه کسانی صادر می کنند که همان جنایت کاران را دسته دسته از زندان در هر عید و ناعیدی به عنوان تبرکیه و خوش خدمتی به نوکران نوکران اربابان شان آزاد می کنند ... برای مردم کجای این عید تبرکیه دارد ؟ تسلیت هم که ...





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : تسلیت عمومی، عیدسعید،
لینک های مرتبط :


شنبه 18 خرداد 1398 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()
#زامبی_های_جمکران !!!


نمی دانم از بدمدیریتی مسجد مقدس جمکران چه بگم!! کاش در منگنه قرار نمی گرفتم و مجبور نمی شدم و بچه هایم را امشب به جمکران نمی بردم !!.
زامبی های جمکران

مادر بچه ها، عذری شرعی داشت و نمی توانیست در این میلاد امام عصر(عجج) مسجد مقدس جمکران تشریف ببرد. ولی آتشی در قلب بچه روشن نمود که مجبور شدم، با بچه راهی مسجد مقدس جمرکران شوم.


زیرا دخترم صریحا گفت: بابا! ما را عروسی نمی بری که خوب نیست و آدم های خوب و بد ووو است، حالا دگه تو این شب میلاد امام زمان(عجج) جمکران چرا نمی بری ؟ آن جا که آدم بدا و لات و پات و زنان برای نمایش مود پشن نمی آیند».


آری! در برابر منطق دخترم، مات شده بودم، مادرش هم که اصرار داشت.
لذا حوالی ساعت5 عصر بود که از میدان نبوت نیروگاه، با اتوبوسهای رایگان مسجد مقدس جمکران راهی مسجد جمکران شدیم، بخاطر ترافیک مسیر، تقریبا یک ساعت بعد از اذان مغرب به مسجد رسیدیم!!.
از آنجایی که ما تجربه ای بدمدیریتی شب میلاد مسجد جمران را نمی دانستیم و تجربه نکرده بودیم، زیر انداز و وسائلی با خودمان نبرده بودیم، رفتیم که وارد مسجد شده نماز بخوانیم، چون درب های ورودی زنان و مردان تفکیک شده بود، مجبور شد دخترم از درب ویژه بانوان وارد شود؛ از آن جایی که بنده خدا شلوغی داخل مسجد را تجربه نکرده بود، گم شد !! هر چه به مبایلش زنگ زدم، «شبکه همراه اول» جواب می داد که «چنین شماره ای در شبکه موجود نمی باشد»!!؛
به خود «اپراتور همراه اول» در تماس شدم که چرا ؟
گفت: با شماره های دیگر زنگ بزن. با مبایل های مختلف آن کار کردیم، باز جواب میداد که «چنین شماره ای در شبکه وجود ندارد»!! به بخش «پیدا شدگان» مراجعه کردیم و شماره تماس را دادیم و جریان مطرح کردیم، گفت: بخاطر تماس های زیادی که امشب در جمکران وجود دارد، شبکه جواب نمی دهد !!! با منزل در تماس شدم که با شماره ثابت زنگ بزند شاید جواب بدهد که موفق شدیم که همسرم گفت : جلو درب خروجی محوطه بیرونی که هنگام ورود آمده بودیم منتظر است و ناراحت است که بابا و داداش گوشی شان را برنمی دارند !!!.
زودی آمدم دخترم پیدا کرده روی فرش مسافران که در محوطه بیرونی مسجد به صورت پراکنده فرش و بساط گسترانده بودند نماز خوانده راهی منزل شدیم.
از مسجد که بیرون آمدیم، بچه ها گفت: بابا ! با اتوبوس نرویم که خیلی خسته ایم.
گفتم: بچه این سیل جمعیت سرگردان برگشت کننده را می بینید ! با این وضعیت اتوبوس که هیچ، «پورغون»هم گیر نخواهد آمد! ... پیاده آمدیم و آمدیم ... تا به در اتوبان اصلی دو بانده ای رسیدیم که اتوبوس ها صف کشیده بود و جمعیتِ دیوانه وار به سوی اتوباس ها حمله ور می شدند، ولی با درب های بسته آنها مواجه می شدند!! هر چه بیشتر به سمت قم میامد، درب اتوبوس ها به روی مسافرین خسته بسته بود و به صورت حرکت مورچه وار به سوی مسجد جمکران در حرکت بودند تا به نقطه تعیین شده دور بزنند و مسافر سوار کنند.
آری هم اتوبوس ها گیر بودند و اجازه سوار کردن خارج از نقطه تعییه شده را نداشتند و هم مسافران!! در حال که اگر آن 200 ای 300 اتوبوس که برای برگردان مسافران از جمکران تعیین شده بود، نصف شان از وسط دور میزد و نصف شان از نقطه تعیین شده، به راحتی از سیل جمعیت کاسته می شد و تراکم ترافیک اتوبوس ها هم رفع می شد و حتی اتوبوس ها برای بار دوم و سوم هم می توانیست برای آوردن و برگرداندن مسافرین جمکران موفق می شدند، ولی سؤمدیریت وسائل و مسافرین را ناامید از خدمات رسانی کرده شده بودند.
آری! از ساعت12 شب تا ساعت2 شب راه پیاده راه رفتیم، بالاخره یک اتوبوسی بدور از اطاعت مدیریت جمکران، از وسط راه چرخید و تعدادی را سوار کردند و ما هم جزء آن خوش شانس ها بودیم که تو بیابان خیابان معلم پیاده مان کردند. وقت ما به خیابان معلم رسیدیم، دیدیم صف عودت کننده گان جمکران به حرم رسیده اند ...
آری! متأسفانه خاطره که بچه هفت ساله ام از جمکران این امسال اش – که اولین تجربه میلاد امام زمان(عجج) در جمکران بود- بعد از رفع خستگی و خواب شب چهاردهم شعبان، امروز چهاردهم شعبان تعریف می کرد این بود که : مامان ! « مردم همین طور مثل زامبی ها تِلو تّلو بر می گشتند ...»!!! اول که سرزنشش کردم؛ بعد کمی فکر کردم از تعبیر ادبانه او تعجب کرده خندیدیم!!
جالب بودها! وقت رفت به سمت چپ اتوبان که مردم سیل گونه به سوی جمکران میرفتند، پسران و دختران می دیدم که دست در دست هم عاشقانه کیف می کردند و می خندیدند و میرفتند ... این طرف خیابان مسیر برگشت از جمکران را می دیدی، هیچ کس حال هیچ چیزی را نداشتند، انگار همه به همدیگر نا محرم بودند!!! سر ها پایین «تِلو تِلو» به سوی حرم بی بی معصومه راهی بودند، خودم شنیدم که یکی به بستگانش زند زده بود و می گفت: « تو چه مصبیتی گیر کرده ایم، نمی خواد با ماشین دنبال بیایید فایده ای ندارد!! ... داریم سوسوی چراغ حرم را می بینیم ...» یعنی آن وقت متوجه شدم که وای خدای من بچه های بچه ها این هم پیاده آمده اند. وقت تو خیابان معلم جلو هتل ستاره نشستیم تا به به تاکسی «ماکسیم» زنگ بزنم ، پسرم از خستگی سرش گذاش به دوش خواهرش در جاخواب رفت!! بعد از نیم ساعت معطلی «ماکسیم» زنگ زد که هیچ ماشینی در دسترس نیست !!.





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : مدیریت مسجد جمکران،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 2 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()

گروهک تکفیری جدید_شعیان قسمت_اول

سؤاستفاده هزاره های مسیحی از شخصیت الله یاری

دشمنان جدید هزار

چند گروه کافرِ مشخصی به ظاهر مسلمان، فتوا به کفر شیعه اثناعشری داده اند و می دهند که همه می شناسند، از قبیل وهابیت، گروهک های دست ساخته آنان همانند القاعده، داعش و طالبان ووو ؛ در این روزها یک گروه کافر شده لائک مآب قوم هزاره، نیز قلم و زبان شان را به تکفیر شعیان اثناعشری گشوده اند. برای تکفیر شان به دلائل بسیار واهی و عوام فریبانه ای دست میزنند؛ به عنوان مثال سلام نامه ای امام خمینی(ره) را در صفحه ای گذاشته بودند و اعتراضات واهی ای را نوشته بودند. من هم نظری را نوشتم، نشر نکردند و جواب مرا در مسنجیر دادند و فتوا به کافر بودن من صادر کردند !!! فقط به دلیل آن که من لقب «امام» را نسبت به امام خمینی(ره) نوشته بودم.
برای شان توضیح دادم که بنده امام خمینی(ره) را نه در عرض ائمه معصومین و نه در طول ائمه معصومین(علیهم السلام) امام نمیدانم؛ و هم چنین خود آیت الله امام خمینی(ره) نیز مدعی چنین امامت که شما از آن سؤ استفاده می کنید، مدعی نبوده است. امامت ائمه معصومین، یک اصطلاح کلامی است که برای خودش تعریف خاصی دارد و مسائل و تکالیف خاصی، امام خواندن «امام خمینی(ره)»، به معنای امام مصطلح علم کلام و عقائد نمی باشد، بلکه به معنای لغوی آن منظور نظر می باشد.
امام در لغت عرب، همان پیشوا، رهبریت سیاسی-اجتماعی، چنانکه «امام جماعت»، «امام جمعه»، امام مسلمین، امام طاغوت ووو در فرهنگ مسلمان مورد استفاده است و در منابع اسلامی هم نیز مورد استفاده قرار گرفته است؛ منظور همان معنای مورد استفاده لغویِ لغت عرب می باشد، ولی «امام معصوم» که مفترض الطاعة می باشد، غیر از امام لغوی است؛ در اعتقاد شیعه امامیه، محصور به دوازده 12 نفر مشخص است که در روایات به آن تصریح شده است؛ لذا هیچ یک از پیروان آیت الله خمینی(ره) و حتی دشمنان ایشان، به این لقب ایشان اعتراض نداشته اند و ندارد، این سؤ استفاده عامیانه و عوام فریبی شماست و بس. ...

https://www.facebook.com/profile.php?id=100033006633544





نوع مطلب : سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، 
برچسب ها : تکفیری های جدید علیه شعیان، تکفیری های هزاره، مسیحی های هزاره،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 15 فروردین 1398 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()


( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic