تبلیغات
 سلام مهاجر - یک آروزوی کودکان افغان در ایران

یک آروزوی کودکان افغان در ایران

روز جمعه همین هفته، سری سفره صبحانه بودیم که کودک خانواده با شرین زبانی کودکانه­اش گفت: مان مان! بچه ها آمده!!.

- کوچلو! کو کجاست بچه­ها؟

- تو تلوزون دگه! ... راست رفت روی شبکه دو ... در میان برنامه ها، مجری "روز کودک" و میلاد امام رضا ع را پیشا پیش تبریک گفت، با آب و تاب خاصی زیارت امام هشتم علی بن موسی الرضا ع سلام مطرح کرد ...

ریحانه خانم که داشت برنامه­شو تماشا می کرد، یکباره داد زد: بابا بریم مشهد، بریم مشهد! بابا منو امروز مشهد می بری؟

-آری بابا! اگه خدا و امام رضا بخواد؛ آری! دختری گلم و نبرم کی را ببرم...

مان­مان ریحانه خانم معنویت اش شکوفا شد و به خواسته دخترش رنگ و لعاب بیشر بخشید و خطاب به شوهرش گفت: آقا رضا! یادت نره که یک زیارت امام رضا از من بدهکار­ هستی­ها!! ... یادت هست که بابای مرحومم زیارت امام رضا ع را جزء مهرم قرارداد؟

- آقا رضا هم با خوشحالی گفت: باشد، من که همان روزها قصد زیارت امام رضا ع داشتم، چون مدرک نداشتم، نمی شد که ببرم؛ الان که الحمد لله نامه طرح جدید بی مدرک­ها را گرفته ایم، حد اقل هفت ماه وقت داریم؛ من که کاملاً آماده ام ...

در طول این صحبت های شرین و معنوی این خانواده میاندیشیدم و به جواب امید سوز علی از ساوجبلاغ که عین آروزی همین خانواده جوان را از "اداره کل امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور ایران" پرسیده بود:

12/7/1390

علی

ساوجبلاغ

 


نظر:[و سوال]

با سلام و عرض خستخ نباشید
من برگه بازگشت به افغانستان گرفتم كه تا 31/1/91وقت دارد و میخواهم برای زیارت به مشهد مقدس بروم آیا میتوانم با این برگه نامه رفت و برشگت به مشهد را بگیرم با خیر


پاسخ مسؤل سایت:

 

با سلام
برگه های بازگشت فقط به منظور معاودت[بازگشت] به افغانستان بوده و برای تردد درداخل كشور ( رفت و برگشت به سایر شهرستانها) اعتبار ندارد .

میاندیشیدم! خدا خدا می کردم که صبحانه زود تمام شه و به یک بهانه با عجله منزل این آروزو مندان ساده دل ترک کنم! مبادا که در زیارت امام رضا ع از من مشاوره بخواهد! زیرا که تکلیف من طبق قاعد "ولاضرر و لاضرار فی الاسلام" روشن است! قاعده شرعیه ای که احکام اولیه چون صوم و صلاة که واجبند، در تعارض آنها را از وجوب انداخته به حرمت می کشاند، عمل مستحب که اصلاً قدرت معارضه با آن را ندارد ... که خواب خیال را ازم پراند! تصمیم جدی شد! خانواده سادهی مقدس از همه جا بی خبر، داشت مقدمات سفر را طراحی می کردند!! در این میان آقا رضا از من پرسید: حاج آقا! خدا و امام رضا عجب حرفی خوبی تو دهن این بچه انداخت! ... حرفاش قطع کردم و با عصبانیت گفتم: تصمیم خوبی است. ولی حد اقل یک هفته وقت لازم است تا خودتان برای این سفر مقدس آماده نمایید ...

چرا حاج آقا؟ مگربلیت گیر نمیاد؟

- یعنی شما این قدر برای رفتن به افغانستان آماده اید؟

- حاج آقا! ما قصد رفتن به افغانستان الان نداریم، با این دوتا بچه که این یکی اش همین دو سه ماه بیش نیست که پاشو تو این دنیای پرغم گذاشته است، ما می خواهیم بریم انشاء الله بریم مشهد به پا بوسی امام رضا ع ...

- امام رضا ع که وفات کرده، دگه ممکن نیست پاشو ببوسید. به هر صورت راهی برگشت به افغانستان از همانجاست! ... صبر کن! لبتابم را روشن کردم و مودم فلش را بهش وصل کرده یکسره رفتم "پورتال اداره امورکل اتباع و مهاجرین خارجی ایران" و صفحه پاسخ به سوالات که ات شده بود باز کردم و آروزوی علی از ساوجبلاغ برای نشان دادم ... "قاعده لاضرر" را خوب براش توضیح دادم!!.




طبقه بندی: اخلاقی،
برچسب ها: روز کودک، کودکان افغان،

تاریخ : شنبه 16 مهر 1390 | 11:04 ب.ظ | نویسنده : reza hassani | نظرات

  • paper | پارس خودرو | مای بی اف