تبلیغات
 سلام مهاجر - همایش برسی مسائل فرهنگی پناهندگان در قم

همایش برسی مسائل فرهنگی پناهندگان در قم

سومین همایش « بررسی مسائل فرهنگی اجتماعی پناهندگان»28جدی94، در قم برگزار شد

ولی حرف اول آخر مسائل و مشکلات مهاجرین را حضرت آیت الله سید مرتضوی به صورت بسیار دقیق و واضح بیان، ضمن درخواست بجا و لازم از دولت جمهوری اسلامی ایران، راهکارهای عملی را هم ارائه نمود. که بسیار مورد توجه مهاجرین محروم فاقد مدرک واقع شد که در این همایش، نه نماینده ای داشتند و نه دعوت شده بودند؛ بلکه ضمنا از حضار در همایش اعم از سفیر افغانستان، نماینده کمساریاعالی سازمان ملل و نمایندگان مهاجرین مسئول و غیر مسئول، مبنی بر مقصر و مجرم بودن مهاجرین فاقد اقامت امضاء صلواتی، در قبال یک نهار و پذیرایی گرفته شده بود!! که سید مرتضوی از آنها دفاع و مشکلات آنها را تشریح نمود. در آخر برای حل مشکلات آنها به الطاف و عنایات دولت جمهوری اسلامی ایران متوسل شد و دولت جمهوری اسلامی ایران را تنها پناگاهی آن بی پناهان محسوب نمود؛ که حقاً چنین است؛ زیرا دولت افغانستان و کمساریا هیچ کار برای این محرومین و مظلومین نکرده است که بلکه ...

آیت الله سید مرتضوی، ضمن بیان خاطره ای کوتاهی از حضور خودش در قبل از پیروزی انقلاب و بعد از پیروزی انقلاب، سابقه ای خویش را نسبت به آشنایی به انقلاب و ایران و مهاجرت و علت استقبال امام از مجاهدین و مهاجرین. علت مهاجر ماندنِ مهاجرین افغانستانی را بعد از پیروزی مجاهدین، وابستگی سران جهادی حاضر در پاکستان به دول خارجی چون عربستان سعودی، پاکستان دانست.

لذا از سال 1371هـ.ش چنگ داخلی شروع شد و مجاهدین خود عاملین نفاق و اختلاف و جنگ و خون ریزی داخلی شدند. به همین جهت سؤاستفاده دشمنان و فرهنگ افغانستان، به اعتراف خود شان، انگلس، عربستا و پاکستان ، طالبان را بوجود آوردند.

تا جایی اختلاف سران جهادی بالا گرفت که برای کوبیدن یک دیگر به طالبان متوسل می شدند!! به همین جهت طالبان، ولایات افغانستان را یکی از پس از دیگری به تصرف خویش در میاوردند!. لذا تراژدی مهاجرت هم ادامه یافت.

آیت الله مرتضوی در ادامه فرمود: آماری را که جناب سفیر افغانستان در این همایش از بازگشت شش ملیونی مهاجرین به افغانستان ارائه نمودند را زیر سوال برده و اضافه نمود: من باور نمی کنم، چون جنگ از نیمه 71 که شروع شد و تا کنون ادامه دارد.

لذا در زمان ریاست کرزی، درب زندانها که باز گردید، و تروریست های خطرناک آزاد گردیدند، بدون اجازه امریکا نبود. چون بنا بر رأی گیری که که بعد از پیروزی مجاهدین شد که چه کسی رئیس جمهور افغانستان شود، صمدحامد، 14رأی آورد و حامد کرزی، فقط دو رأی آورد!! ولی طبق خواست امریکایی ها، کرزی رئیس جمهور شد!!؛ لذا با خواست امریکایی ها طالبان که بوسیله جهادی ها و مردم افغانستان از میدان های جنگ دست گیر شده بودند، آزاد گردید، به همین دلیل برادر خواندن طالبان بوسیه کرزی، بدون اشاره و دستور امریکایی ها امکان نداشت.

آری!( خطاب به حضّار) تا زمان که این سیاست باشد و مسائل مهاجرت مردم ما الزاما ادامه دارد؛ شما گمان نکنید در افغانستان حکومت مرکزی بوجود آمده، و او یکجایی امنی است!، در افغانستان، هیچ گوشه امن نیست !!، به جز مناطق هزارهجات، بامیان و دایکندی، بقیه مناطق افغانستان همه نامن است. امّا همین مناطق هزاره جات هم مسیرش از کابل به هزارجات ناامن است، هر از گاهی ، انسان های بی گناهی از اقوام و ملیت کشور ما، در همین مسیر بوسیله ترورست ها کشته می شوند، گرچند رویی جهاتی بیشتر شعیان افغانستان سربریده می شوند و به وضعیت فجیعی به شهادت میرسند، ولی برای ترورست های فرقی نمی کنند، منتها بخاطر که در این دو مسیر منتهی به هزارجات برادران اهل سنت، سکونت دارند، تروریست ها در میان آنها لانه کرده اند، نسبت به کشتن هموطنان اهل سنت ما کمتر دست میزنند تا لانه ای شان به خطر نیفتد، به همین جهت هر از گاهی در این مسیر شیعیان را از ماشین(موتر) پیاده کرده به اسارت می گیرند و سر می برند، وگرنه آنها به فکر شیعه و سنی نیستند. این دو راه و مسیری جلریز و غور به سمت هزارجات هم امن نمی باشد، متاسفانه از کابل به سمت هزاره جات، غیر از این دو مسیری دگری هم نیست.

آری! این وضعیتافغانستان فعلی است.

حکومت ملی که بعد از حکومت کرزی به وجود آمد، انتظار میرفت مسائل و مشکلات مهاجرت حل شود و رنج مهاجرین پایان یابد؛ متأسفانه با روی کار آمدن حکومت وحدت ملی، جنگ و ناامنی در افغانستان بیشتر شد. چرا ؟

من ضمن پوزش از آقای سفیر که این جا به عنوان نماینده دولت جمهوری اسلامی افغانستان نشسته اند، ایکاش اسم دولت افغانستان "جمهوری اسلامی" نبود! ، جمهوری بودی، زیرا برای اسلام، "جمهوری اسلامی" از نظر فرهنگی، شما وقت بروید در شهر کابل، آزادی که در آنجا هست در اروپا نیست! سالن های رقصی که در افغانستان ساخته شده، در تاجکستان و ترکمنستان و این جاها نیست! هتل های که در کابل ساخته شده، فقط برای بدفرهنگی است، برای مبارزه بافرهنگ، برای از بین بردن جوانها و آلوده کردن آنها.

دو موفقیت غربی ها در افغانستان

لذا غربی ها در آن جا سرمایه گذاری عظیمی فرهنگی کرده، غربی ها در دو جهت موفق بوده اند : یک در جهت فرهنگ، خیلی کار کرد، تا عده ای را به راه خود شان کشیدند، تلویزیونهای آزاد که در افغانستان وجود دارد، بنام دموکراسی در افغانستان، نه حریمی حفظ میشه نه حرمتی، علیه رئیس جمهور یک مملکت، یک آدم بی هویتی میاید پشت تریبون، هر چه دلش خواست علیه رئیس جمهور حرف میزنه! .. اینها را مگه بی حرمتی، وقت که در یک کشور ، حریم و حرمت وجود نداشت، طبقات به یکدیگر احترام قائل نبود، این یعنی شکسته شدن مرزهای ارزشی و فرهنگی؛ از نظر فرهنگی، حریم حرمت را شکسته اند ...

ثانیا؛ ازنظر اقتصادی هم غربی ها کار کرده و موفق شده است. امروز غربی ها ، سه نهاد مهم افغانستان را به خود شان وابسته کرده، کل بودجه اش را آنها می پردازد ! (چون همه شما افغانستانی هستید، من با شما صحبت می کنم) الان وزارت دفاع افغاسنان، صد در صد از نظر اقتصادی وابسته به غرب هست؛ وزارت داخله ما وابسته به غرب هست؛ امنیت ملی ما وابسته به غرب است، حقوق [مسئولین و کارمندان شان را غربی ها] تأمین می کنند، اگر این ها حقوق آنها را نپردازند، همه می مانند!!... به عنوان نمونه یک روز وزارت دفاع موترهای رنجر شان خوابیده بودند، علتش هم این بود که "تیل" سوخت نداشت!!.

این ثمره اختلاف ما بود است که غربی ها بنام دوست سؤاستفاده کردند؛ دولت مجاهدین کوبیده شد، طالبان در پاکستان ساخته شد و وارد افغانستان کردند، بعد خود شان از بین بردند!. غربی ها الان هم افغانستان را به هر صورت که شده حفظ می کنند.

برسی وضعیت اسفناک مهاجرین فاقد مدرک

شا گمان نکنید که در سوریه تروریست بیشتر از افغانستان است! نه، کشت و کشتار در افغانستان بیشتر از سوریه است، سوریه خاکش کوچک است امّا تبلیغاتش خیلی زیاد است، هر روز به اندازه آن تعداد که در سوریه کشته میشود، اطلاع رسانی می کنند، در افغاسنان بیشتر از آن مردم بی گناه ما کشته می شوند، در هر گوشه ای افغانستان جنگ است، جنگ! مردم ما 37 ساله که جنگیده اند، در تنور جنگ قرار دارند، عادت کرده اند!! آن طرف شهر و ولایت جنگ است، این طرف مردم کار و کشاورزی می کنند!! ، نکنند چه کار کنند ؟ کجا بروند ؟ کیا ازش پذیرایی می کنند ؟ وضعیت کشور ما در شرایط فعلی، بسیار بدتر و رقت بارتر از زمان کرزی است. بعضی خانوادها هستند که نان خوردن شان را ندارند ! آنان که در افغانستان میروند در جبهات اوردو، پلیس، وقت این ها کشته می شوند، دولت زمان کرزی "یک لگ ، دو لگ" یعنی صد هزار یا دو صد هزار افغانی به خانوادهای شان میدادند، الان بحمد الله !!!(من باب تمسخر) دولت وحدت ملی فعلی همان را هم قطع کرده است!! ؛ لذا خانوادهای این سربازان گرسنه و بی سرپرست می مانند!، به همین جهت خانوادهای این مظلومین، بیچاره می شوند، بچاره، و چیزی ندارند بخورند، این وضعیت کشور ما است.

توصیه آیت الله مرتضوی به ایران

من به برادران ایرانی خود می گویم: همانطور که در دوره جهاد، از مجاهدین و مهاجرین حمایت کردید، الان هم حمایت خود تان را ادامه بدهید. این مهاجرین مظلومند، تنها پناگاه شان شما هستید، شما اگر به اینها پناه ندهید، دگر پناگاهی ندارند. من تشویق نمی کنم، برای بازگشت مهاجرین؛ بلکه من شرایط افغانستان را خدمت شما تشریح می کنم.

برادران عزیز! در اراده امور، تعارف نباید کرد، هنمانگون که جناب آقای قمی فرمودند: حرمت اینها حفظ شد و کرامت آنها حفظ شود، تلاش بیشتر شود که بیشتر این ها را تحت پوشیش قرار داده شود، این مهاجرین فاقد مدرک اقامتی در ایران، ساماندهی شوند.

مقام معظم رهبری بسیار لطف کرد که بچه های مهاجرین افغانستانی اعم از آنهایی که رسمی اند مدرک اقامتی دارند، و چه آن کودکان که غیررسمی که خانوادهای شان فاقد مدرک اقامتی هستند، باید درس بخوانند از تحصیل و مدرسه باز نمانند، این دستور حضرت ایشان، دستور جدی ای بود. ولی به نظر من، دستورِ مقام معظم رهبری، دستورِ ساماندهی بود، دستور حضرت آیت الله عظمی خامنه ای(مدظله) دستور ساماندهی است.

ب این دلیل که بچه های که پدرومادرش مدرک اقامتی ندارند، در مدارس ایران درس بخوانند، اول سال که کمی کوتاهی شد و ثبت نام به عمل نیامد، در جواب کسانی که برای ثبت نام فرزندان شان مراجعه می کردند، می گفتند که ما دستور نیامده است؛ به همین جهت تا یک مدتی از بچه های سنین مدرسه، ثبت نام به عمل نیامد؛ بعدا که ثبت نام کردند، به گونه ای عمل کردند که فرزندان را بدون توجه به وضعیت بی اقاتی و سرنوشت والدین شان، ثبت نام کردند. یعنی بچه ها را جدا از تعیین تکلیف والدین شان به مدارس ثبت نام کردند، حال آن که تفکیک سرنوشت فرزندان خانواده های فاقد مدرک از والدین، در نتیجه منجر به محرومیت از تحصیل این دانش آموزان می شود؛ بدین صورت که شما میدانید اینها کارگرند، وقت صبح میروند سرکار، در کوچه و سرفلکه، نیروی انتظامی از آنها خواستار مدرک اقامتی می شوند، آنها هم که مدرک ندارند؛ لذا نیروی انتظامی آنها را راهی اوردگاه و از ایران اخراج می کند، وقت این پدر ردمرز می شود، این اطفال که مدرسه میروند نان کار دارند، هزینه ای دفتر و قلم و هزینه مدرسه لازم دارند، چه کسانی این هزینه های ضروری را به آنان برساند ؟ لذا وقت پدری این دانش آموزان به جرم حضور غیرقانونی اش در ایران ردمرز می شوند، خودش یکی از بزرگترین مشکلات است، این پسر و دانش آموز درس بخواند یا در فکر پدر باشد ؟ یک نان آور داشتند که از ایران اخراج شده است، مادر گرسنه و کودکان گرسنه، با شکم های گرسنه و افکار پریشان چگونه درس بخوانند.

همین پدران وقت می آیند کابل، برای برگشت قانونی به ایران و ویزا گرفتن غوغاست و مشکل بسیار بزرگتر، هم صف ویزا طولانی است و هم مقررات دست و پاگیری در آن جا از ناحیه سفیر جمهوری اسلامی ایران، جناب آقای بهرامی وضع شده است که هر کسی از افغانها که به مقصد ایران از کشور خارج می شود، حتما باید 300(سه صد) یورو به سفارت ایران به عنوان ضمانت که از ایران برگردند، تحویل بی دهند. این سه صد یورو را از کجا تهیه کنند ؟ این آقا که در ایران مهاجر فاقد مدرک بوده روز میرفته کار می کرده و شب با بچه هایش می خورده، به صورت بی خبر و اطلاع قبلی ، ناگهانی از سر کار و شهر و خیابان گرفته شده و ردمرز شده، پولی ندارد. لذا باید خانواده و بچه های او در ایران تلاش کنند تا برای ایشان پول بفرستند !!. بعد از تهیه سه صد یورو ، باید قبل از اخذ ویزا، بلیط هوا پیمای ایران را هم تهیه کنند.

این مسائل و مشکلات را بارها به سفیر ایران گفته ام؛ سفیر میگوید که این شرایط از تهران به ما داده شده است!!. امثال من که به تهران نمیرسیم، بحمد الله مسئولین آن جا هستند که به تهران می گند!!! (استهزاء).

لذا دانش آموزان که پدران شان ردمرز می شوند، در ایران هستند، درست است که میروند مدرسه، خوب که آنان را نان و مخارج مدرسه اش را تهیه می کند ؟

لذا خواهش ما این است که اینها را به هر شکل که می شود، ساماندهی نمایید، شناسایی کرده اگر پاسپورت برای اینها ممکن بدهند مثل همان برخی های که داده شده است، یا هر مدرک و مجوز دگری که صلاح میدانند، تا اینها زندگی کنند. هروقت که افغانستان امنیت شد، اینها برمی گردند.

پس در نتیجه آن که: دستور مقام معظم رهبری، اگرنه به دلالت مطابقی، به دلالت التزامی، دستور رهبری میرساند که باید به پدران این دانش آموزان، با تحت هر عناوینی ، مجوز اقامت در ایران داده شود، تا فرزندان آنها درس بخوانند.




طبقه بندی: سیاسی، اخلاقی،
برچسب ها: مشکلات مهاجرین فاقد اقامت در ایران، برسی مشکلات مهاجرین مقیم ایران،

تاریخ : شنبه 3 بهمن 1394 | 03:15 ق.ظ | نویسنده : reza hassani | نظرات

  • paper | پارس خودرو | مای بی اف