تبلیغات
ریسِ قلم: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی - سمّ ضد دین
 
ریسِ قلم: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی
درباره وبلاگ


دوستان! چند سالی در کشور خودم به نام افغانستان آواره تر از دیار دگرانم، حال این معنی را بر خویش دارم می­ قبولانم که برای مردم ما هجرت، سفر دور درازی است که انتهای آن محکمه عدل الهی است. لذا هروقت دلم از نا مردمی ها و نامردی های اطرافیان و سران بی سر و حاکمان متعصب سود جویِ کشورم ... می گیرد سراغ « سلام مهاجر » رفته دل نوشته های که قطرات دریای دل گرفتگی های هجران همیشه خانه بدوشی هست را باشما در میان می گذارم . باری عزیزان؛
این جهان همچون درخت است‏ اى کرام *
ما بر او چون میوه‏ هاى نیم خام * سـخـتـگـیرى و تـعـصـب خـامى است *
تا جنینى کار خون آشامى است

مدیر وبلاگ : reza hassani
نویسندگان
جمعه 7 خرداد 1395 :: نویسنده : reza hassani

* « ملت افغانستان که از نظر اعتقادی و ایمان، حامی جمهوری اسلامی می باشند، اگر کسی چنین ملت را تضعیف بکند، خسارت بزرگی برایشان پیش آمده است ».* « مبادا برای این مهاجرین مشکلات زیادی بوجود بیاورید، برای رفتن کودکان به مدارس باید تسهیلات در نظر گرفته شود و جمهوری اسلامی مراعات حال مهاجرین را بکند». (آیت الله موحدی نجفی، شنبه, 27 تیر 1394 ساعت 13:24)


نصایح یک خانم مدیر به دانش آموز

آری! داشت مبایل از دستم میافتاد ! خسته و کوفته ، سوار آخرین اتوبوس شب شده بودم! ... که مبایلم به صدا در آمد و از خواب پریدم ! ...

بابا بابا: حتما یه دفتر 60برگ با یک مقوای سبز، بیار که معلم مان گفته که برای انجام تکالف تابستانی، باید یک چنین دفتری را حتما تهیه کنید، با مقوای سبز هم جلد کنید.

 آری، آری! یک دفتر 40برگ هم برای کلاس احکامم بیار.

باباجون: کاش زودتر زنگ میزدی! کتابخانه بودم، از لوازم التحریر اطرافش تهیه می کردم ... باشه.

آمدم خیام، دو تا مغازه لوازم التحریر بیشتر نداشت که هر دو بسته بود !!. شش تا مغازه را سرزدم ، به سختی یکی از مغازه ها دفتر چه 100برگ و 80برگ و 40برگ داشت، نه 60برگ.همان 80برگ و 40برگ را به اضافه یک مقوای سبز(شفتلی)گرفتم.

فردا شبش با خوشحال آمد و گفت: بابا ! فقط دفتر من و فلانه و فلانه .... دو سه تا از دوستانش را نام برد که – معلم قبول کرد ؛ اینه هاش ، امضاء هم کرده .

بابا بابا : من یه طرحی دارم می کشم، فردا می برم میدم به خانم مدیر و ازش میخوام یه یادگاری برام بنویسه !!

گفتم: بابا جان ! ویلش کن، فکر نکنم بنویسد ! ممکن است ناراحت بیشه ها !!...

گفت: نه بابا ! خانم مدیر مان خیلی مهربونه !!

بلی ! باید مثبت اندیش بود !.

فردا شبش دخترکم، با کلی خاطراتِ احساساتی آمد پیشم و دفترش را نشانم داد و گفت: 

بابا بابا : فقط برای من نوشت که همه نمرات امتحان اول و آخرم ، "خیلی خوب" شده ام !! و گفت که به دیگران نگویم !!...

نصایح یک مدیره به دانش آموزش

آری دوستان !... لطفاً ادامه مطلب را کلیک نمایید...


هر پدیده ای مادی و معنوی ای – مضرومفید- برای رشدش، به بستر و محیط مناسبی نیاز دارد؛ از مهم ترین زمینه های رشد یک پدیده مادی و فرهنگی، امنیت می باشد، اگر امنیت یک پدیده قابل رشد، تأمین نگردد، فراهم نمودن بقیه امکانات رشد آن چه بسا هزینه ای ضرری محسوب شود.

لذا برای جلوگیری از رشد یک پدیده مادی یا معنوی، کافی است بستر امنیت آن متزلزل گردد، بقیه اسباب و وسایل رشد آن، وبال دوش کسانی خواهد شد که تلاش برای رشد آن نموده اند.

از این روی، مسأله امنیت، برای رشد فکری، فرهنگی و مذهبی ای یک جامعه ، همانند اکسژن هواس برای موجودات زنده حیوانی نباتی از نیازهای مبرم آن محسوب می گردد. برای توقف رشد یک اندیشه علمی-فرهنگی، کافی است که توهم عدم امنیت به وجو آورده شود، تحقق عینی ناامنی در بستر رشدِ فکر و فرهنگ، « تیر خلاص » است.

سال گذشته، اعلام شد که طبق دستور بالاترین مقام حکومتی ایران ؛ یعنی رهبری، باید از تمام فرزندان مهاجرین فاقد مدرک اقامتی در ایران، در مدارس ثبت نام به عمل آید.

امّا والدین و بویژه امنیت شغلی و اقامتی نان آور خانواده یعنی پدر این اطفال فاقد مدرک اقامتی در ایران، نادیده انگاشته شده بود. این یک ایجاد تعارض آشکار در فرمان رهبری جمهوری اسلامی بود، که برخی اندیش مندان و دلسوزان دین و فرهنگ، به این تعارض تصریح نمود که منظور از فرمان رهبری، اعطای امنیت و مدرک اقامتی برای نان آوران این کودکان می باشد ، تا آنان با آرامش خاطر و امنیت درس بخوانند، وقتی پدر و نان آور خانواده امنیت نداشته باشد، از کوچه و خیابان و صف نانوایی، بوسیله نیروی انتظامی ایران دستگیر شده رد مرز شوند، چه کسی هزینه درخواستی مدرسه و هزینه تحصیل آنان را تأمین می نماید ؟ این همان ضرب المثل معروف نحوی(ادبی ای زبان عربی) است که « کَالاول شد))!.

امسال (1395) هم برنامه جدید برای طلاب و روحانیون ناپیوسته به "جامعة المصطفی العالمیه" که تحت پوشیش آن نمی باشد، اعلام شده است که برای فاقدین مدرک، دفتر چه اقامه داده می شوند. لذا هم اکنون که بیش از دو ماه است که برنامه جریان یافته است، هنوز تکلیف تعداد زیاد از این طلاب و روحانیون فاقد مدرک مشخص نشده است و دفترچه اقامه دریافت ننموده اند. این امر موجب آن شده است که فرزندان آنان نسبت به ثبت نام در مدارس بلاتکلیف باقی بمانند.

لذا این نگران وجود دارد که با تأخیر یا عدم اعطایی دفترچه اقامه برای برخی، فرزندان شان از ثبت نام در مدرسه باز بمانند.

این سرنوشت کسانی هستند که به اصطلاح مورد توجه و تفقد بیشتر قرار دارند !! ، وای به حال کسانی که مورد خشم و تنفرند...

آری! به ضرس قاطع میتوان اظهار داشت که این رفتار دوگانه و تبعیض آمیز وزارت کشور جمهوری اسلامی و نیروی انتظامی ایران با مهاجرین افغانستانی نسبت غیر افغانستانی، زمینه های باور دینی را در میان جوانان و نوجوانان، و حتی خانواده های آنها متزلزل نموده و گرایش دینی در میان مردم ما را کاهش داده ، و حتی نظام جمهوری اسلامی ایران، نسبت به تمایلات ضد دینی و دین گریزی در میان جوانان تحصیل کرده و تحصیل نکرده مردم مسلمان ما، در پیشگاه خدا و رسولش پاسخگو و مسئول می باشند. چنان که در عید رمضان سال 94شمسی(1437 هـ.ق)، حضرت آیت الله موحدی نجفی، به عنوان یک مرجع دینی، در قبال سیل مهاجرت جوانان ما به خارج از ایران، در خطبه نماز آن سال متذکر شدند که : کسانی که با رفتار نامناسب، جوانان را وادار به به مهاجرت و رفتن به خارج از کشور جمهوری اسلامی، می کنند، شرعا در قبال بی دینی آنها در پیشگاه خدا مسئولند.






نوع مطلب : اجتماعی، اخلاقی، 
برچسب ها : نصایح یک مدیر به دانش آموز، اهمیت امنیت فرهنگی، سرنوشت طلاب مهاجر در ایران،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 13 شهریور 1396 09:37 ق.ظ
wonderful points altogether, you just received a
new reader. What could you recommend about your submit that you just made a
few days in the past? Any sure?
شنبه 14 مرداد 1396 07:37 ب.ظ
Someone necessarily help to make critically articles I'd
state. That is the very first time I frequented your web page
and to this point? I amazed with the research you made to create this particular put up incredible.
Great process!
سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 03:23 ب.ظ
First of all I want to say awesome blog! I had a quick question in which I'd like to ask if you don't mind.
I was interested to know how you center yourself
and clear your mind before writing. I have had difficulty clearing my thoughts in getting my ideas out there.

I do take pleasure in writing however it just seems
like the first 10 to 15 minutes are generally lost just trying to figure out
how to begin. Any recommendations or hints? Thank you!
شنبه 2 اردیبهشت 1396 08:56 ب.ظ
Wonderful article! We are linking to this particularly
great content on our site. Keep up the good writing.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 05:17 ق.ظ
Fantastic beat ! I would like to apprentice while you amend your website, how could i subscribe
for a blog web site? The account helped me a acceptable
deal. I had been tiny bit acquainted of this your broadcast offered bright
clear idea
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب