درباره وبلاگ


دوستان! چند سالی در کشور خودم به نام افغانستان آواره تر از دیار دگرانم، حال این معنی را بر خویش دارم می­ قبولانم که برای مردم ما هجرت، سفر دور درازی است که انتهای آن محکمه عدل الهی است. لذا هروقت دلم از نا مردمی ها و نامردی های اطرافیان و سران بی سر و حاکمان متعصب سود جویِ کشورم ... می گیرد سراغ «ریس قلم» رفته دل نوشته های که قطرات دریای دل گرفتگی های هجران همیشه خانه بدوشی هست را باشما در میان می گذارم . باری عزیزان؛
این جهان همچون درخت است‏ اى کرام *
ما بر او چون میوه‏ هاى نیم خام * سـخـتـگـیرى و تـعـصـب خـامى است *
تا جنینى کار خون آشامى است

مدیر وبلاگ : reza hassani
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب


ریسِ قلم: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی




#تعیین_عنوان_با_شما
... نمیدانم از کجا شروع کنم و چه عنوان بی دهم. چند سال پیش با چند تن از طلاب و روحانیون جاغوری در منزل یکی از دوستان همان مرز و بوم، مهمان بودیم. در ضمن گفت و گوهای «الکلام یجر الکلام»ی سیاسی-اجتماعی، یکی از روحانیون جاغوری نکته ای افتخار آمیزی را اظهار نمود که « دگه مردم ما پیشرفت کده الحمد لله، اهل مدرسه و دانشگاه شده، دگه از خودمان چوپان گیر نَه میه، «اَوغو» چوپان ماست».

من هم عرض کردم: بله «اَغو» چوپان ماست. دیدم کسی خوب متوجه نشد! برای توضیح بیشتر اضافه کردم: بلی! ما نمیدانم، نادانسته «اَوغان» را چوپان خود قرار داده ایم.

یک طلبه ای جوانی که روبروی من نشسته بود، گفت: منظورت از این استعاره چیست؟


با این سوال زمینه را مساعد دیدم به «شیرفهمی»مطلب دست زده گفتم: این «نان خشک»ی های را که شما هر روز در کوچه خیابان ایران می نگرید، فکر می کنید که این شغلی خریدن نان خشک و وسائل کهنه و و آهن غرازه چه قدر در آمد دارد که این همه جوانان سالم و سری حال ایرانی ها را می بنید که در کوچه ها یکی از دیگری می گذرند و داد میزنند: «نان خشک می خیریم»،«یخچال و چراغ نفتی کهنه می خریم» ... مگر این مردم، آن قدر یخچال کهنه و چراغ نفتی و آهن غرازه دارند که به هر کدام آنان بفروشند ؟! تعداد زیاد آنان اطلاعاتی هستند، دارند ما را می پایند و برای امنیت کشور، خود شان را به آن چهره و وضعیت در آورده اند، به اصطلاح «مأموران گوم نام امام زمان» هستند که ما از دست شروران و دوزدان ووو در امنیت زندگی می کنیم. این چوپانان «اَوغان» هم از همان قشر قبیله هستند که از میان ما با چهره های مختلف احمقانه، ولی کاملا زرکانه تمام اطلاعات و اقدامات سیاسی اقتصادی و فرهنگی ما را زیر نظر دارند، هویت اشخاص مؤثر را به رهبران و فرماندهان شان گزارش می کنند؛ لذا آنان اقدامات و ترورهای کاملا هدف مند و مؤثر برای از بین بردن شخصیت های ما انجام می دهند.

حال به این نوشته اندیش‌مندانه دوست فیس بوکی ما دقت نمایید:
#اخبار_جنگ
«آمریکا قدرت‌مندترین ارتش جهان را دارد. چندین کشور را سقوط داده است ولی کوشش می‌کند هر نوع اطلاعات تصویری و ویدیویی مربوط به جنگ در کانال‌های خبری و شبکه‌های انترنتی را از بین ببرد تا در اختیار کسی قرار نگیرد. به رغم آن‌همه توان نظامی و امنیتی هویت افراد دخیل در عملیات پیچیده همیشه پنهان و مرموز است تا مبادا اکنون یا در آینده خطری متوجه آن‌ها شود. همه‌چیز کنترل می‌شود و مدام مراقب است که اسناد و ویدیوهایی را که مخالفین آمریکا نشر می‌کنند از یوتویوب و کانال‌های دیگر پاک کند.

طالبان از طریق جنگ و خشونت، بخش عظیمی از افغانستان را در کنترل خود در آورده‌اند، اما در همه‌جا صورت‌های شان پوشیده‌اند و هیچ‌کس نمی‌دانند جایگاهِ آنان در سلسله‌مراتب نظام طالبانی کجاست و هویت فردی آن‌ها چیست و در کجا زندگی می‌کنند. فرماندهان مهم طالب ممکن است همسایهٔ ما باشد یا افرادی که بارها می‌بینیم ولی از آن‌جا که هویتِ شان مخفی است، نمی‌توانیم بشناسیم. طالبان از طریق همین «پنهان‌پژوهی، پنهان‌کاری و پنهان‌براندازی» از یک‌سو و خلق رعب و وحشتِ انتزاعی از سوی دیگر هر روز قدرتِ شان را مستحکم‌تر می‌کنند.»

«در این طرف اما کسانی‌اند که عکس‌های کلوزآپ با نام و مشخصات‌ و مکان دقیق نشر و صحنهٔ به‌تمام معنا آیینی و مناسکی خلق می‌کنند. هیچ‌یک از اصول پنهان‌کاری رعایت نمی‌شود. بی‌آن‌که به دشمن ضربه‌ای وارد شده باشد برای هر یک افراد غیر دولتی دخیل در جنگ انواع اسناد صوتی و تصویری و پرونده‌های قطور ساخته‌اند.»

«کمترین پیامدی چنین کارهایی آن است که هم از سوی طالبان و هم از سوی دولت‌ و رسانه‌های قوم‌گرا تارگیت شوند و از نظر امنیتی برای همیشه در معرض خطر قرار گیرند. شاید بهتر باشد که به جای قهرمان‌سازی‌های کاذب و شعار و پوف و چوف، به امنیتِ اکنون و آینده‌ای کسانی توجه شود که به خاطر دفاع از مردم خطر مرگ را پذیرا می‌شوند و از جان خود سرمایه‌گذاری می‌کنند.»

شما خود خوب بی اندیشید ودقت نمایید؛ داستان مفصلی از این مجمل به دست تان خواهد آمد. بنده اگر بخواهم در این باب قلم بزنم، سر از کتابی حداقل 200صفه ای در خواهد آورد... .




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : تقیه در طالبان، توسعه ای تقیه، کتمان کاری های طالبان،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 28 اسفند 1397 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic