درباره وبلاگ


دوستان! چند سالی در کشور خودم به نام افغانستان آواره تر از دیار دگرانم، حال این معنی را بر خویش دارم می­ قبولانم که برای مردم ما هجرت، سفر دور درازی است که انتهای آن محکمه عدل الهی است. لذا هروقت دلم از نا مردمی ها و نامردی های اطرافیان و سران بی سر و حاکمان متعصب سود جویِ کشورم ... می گیرد سراغ «ریس قلم» رفته دل نوشته های که قطرات دریای دل گرفتگی های هجران همیشه خانه بدوشی هست را باشما در میان می گذارم . باری عزیزان؛
این جهان همچون درخت است‏ اى کرام *
ما بر او چون میوه‏ هاى نیم خام * سـخـتـگـیرى و تـعـصـب خـامى است *
تا جنینى کار خون آشامى است

مدیر وبلاگ : reza hassani
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب


ریسِ قلم: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی




اعلمیت در تقلید شرعی، موضوعیت تعبدی دارد موضوعیت عقلی ؟

آنچه که در فضای مجازی و گفت و گوهای بین طلبگی وجود دارد این است که اصلا امروزه و به ویژه با شرائط سیاسی اجتماعی امروزی شیعیان افغانستان، اعلمیت در تقلید شرعی، بنفسه موضوعیت دارد یا یک موضوع و شرط عقلی بهتر محسوب می شود ؟
با تمام حواشیِ به وجود آمده پس از رحلت آیت‌الله محقق کابلی(ره)، نکته مهم این است که مقلدین ایشان بنابر حکم فقهی باید به مرجع تقلید حی و زنده رجوع نمایند؛ به زنده اعلم یا به زنده اصلح ؟

اعلمیت در تقلید

دسته ای محکم استاده اند و شب و روز طبل اعلمیت می نوازند. یعنی که باید مرجع تقلید اعلم باشد، مقلیدین آیت الله عظمی محقق کابلی(ره) باید به مرجع تقلید اعلم رجوع نمایند، با عبارات مختلف صریح و غیر صریح به این شرط پای می فشارند و حتی مقلدین را می ترسانند که اگر چنین نکنند، در پیشگاه خدا و مردم مسئولیت دارند، اگر چنین نکنند جهنم در کمین شان است ... همانند عبارات ذیل:
«مرجع اعلم پس از آیت‌الله محقق کابلی(ره) چه کسی است؟»
«پس از رحلت حضرت آیت‌الله محقق کابلی(ره)، در بین جامعه شیعی افغانستان به خصوص مقلدین ایشان، اکنون بحث سر این است چه کسی به عنوان مرجع اعلم جایگزین ایشان خواهد شد.»

از اظهارات دغدغه سازان اعلمیت، چند نکته قابل استفاده است:
الف: آیت الله محقق(ره) در زمان خودش اعلم فقهاء بوده است؛ در حال که همین دغدغه سازان اعلمیت، در آن زمان در سکوت محض بلکه شبهات عکس آن را پخش می کردند.
ب: تقلید از اعلم، بنفسه همانند حمد و سوره در نماز، موضوعیت دارد، تحت هیچ شرائطی قابل ترک نمی باشد؟ بدین معنی اگر کسی و کسانی بنا به مصالح اجتماعی و مذهبی، از غیر اعلم تقلید نمودند، تقلید شان باطل و تمام اعمال عبادی و حسنه  شان «هَباءً مَنْثُوراً» بی ارزش و باطل است ؟ به عبارت دیگر، شرط اعلمیت مرجع تقلید، همانند روزه و نماز تقلید بردار نیست! یا جزء احکامی شرعی می باشد که تقلید بردار است؟
ج: مسأله دیگری که مطرح است این که : معرفیِ «مرجع تقلید اعلم» را چه کسانی و چه نهادهای مذهبی و علمیِ به عهده دارند ؟ مثلا اگر معرف «مرجع تقلید اعلم» همین های هستند که امروز بعد از رحلت آیت الله محقق(ره) طبلش را می نوازند، پس دیروز کجا بودند و چرا آیت الله محقق را اعلم معرفی نکردند. اگر معرف «مرجع تقلید اعلم» اهل علم تخصص هستند، در سیره عملی آنان بعد از رحلت آیت الله عظمی خمینی(س) شرط «اعلمیت» در مرجع تقلید، بخاطر تأثیرات مهم جانبی «شرائط زمان و مکان»، عملاً برداشته شده محسوب می شود، چنانکه «جامعة المدرسین» قم، یک نهاد علمی-مذهبیِ متخصص می باشد که بلاشک صلاحیت معرفی «مرجع تقلید» را داشتند و دارند؛ بعد از رحلت امام خمینی(س)، بیش از هفت مرجع تقلید را به صورت رسمی معرفی نمودند و اعلام نمودند که مراجع تقلیدِ معرفی شده از ناحیه آن نهاد، صلاحیت تقلید را دارند. شیعیان در سراسر جهان، می توانند از آنان تقلید نمایند. در آن روزگار، نه تنها عمل فوق الذکر «جامعة المدرسین قم»، مورد نقد و اعتراض عالمان و دین داران قرار نگرفت، بلکه در حلقات علمی به صورت غیر رسمی تصریح می شد که: شرایط اعلمیت، تنها افقهیت در احکام شرعی و تسلط به منابع احکام شرعی نمی¬باشد، امروز شرایطی در مرجع تقلید مطرح است که کمتر از اعلمیت فقهی محض نیست؛ و آن مدیریت اجتماعی-سیاسی و رهبریت شیعیان است... .
دقیقا امروز تبلیغ در جایگزینی آیت الله محقق کابلی(ره)، چاق کردن «اعلمیت فقهی»، جفایی نابخشودنی است نسبت به مدیریت اجتماعی-سیاسی و علمی مذهب تشیع؛ زیرا آیت الله محقق کابلی(ره) تنها مرجع تقلید احکام شرعی محض نبودند، بلکه یکی از مرجع بزرگ سیاسی-قضایی و یک نهاد مورد اعتماد در تمام امور «بِرّ»ی بود.
از آن جایی که «شیعیان کتله عظیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و مسلما بیشترین شیعیان مقلدین مرحوم آیت‌الله محقق کابلی(ره) می‌باشند؛ پس مرجع بعدی مقلدین ایشان می‌تواند تحول جدیدی در کشور و احوالات شیعه ایجاد کند؛ لذا شیعیان مقلد حضرت آیت‌الله محقق کابلی باید کسی را به عنوان مرجع انتخاب کنند که مسیری جدید و فصلی نوین را در سیاست دینی شیعیان افغانستان ایجاد کند.»
 با تمام حواشیِ به وجود آمده پس از رحلت آیت‌الله محقق کابلی(ره) به ویژه در فضای مجازی و صفحات اجتماعی این است که مقلدین ایشان بنابر حکم فقهی باید به مرجع تقلید حی و زنده رجوع نمایند؛ به زنده اعلم یا به زنده اصلح؟
آری! گاه در تقلید از مجتهد زنده، اعلمیت و اصلحیت هر دو با هم جمع می شود که در این صورت تقلید از مرجع که این دو شرط را داراست، واجب است؛ امّا در صورت انفکاک اعلمیت از اصلحیت، در مدار اَهَم و مُهِم، کدام یک اَهَم و مهم¬تر است ؟ مصلحت یا اعلمیت ؟
چنانکه گفته شد، کارکرد امروز مرجع تقلید، منحصر به استنباط احکام و بیان و تعیین تکلیف عباد نسبت به احکام شرعی نیست، بلکه بسیار مهمتر از آن رهبریت و مدیریت سیاسی-اجتماعی آن می¬باشد، چنانکه در کلام امامیه، رهبریت از مهمترین موضوعاتی است که با استناد به آیات چون «تبلیغ»، «تطهیر» و «اکمال الدین» و احادیثی چون حدیث «ولایت» و «امامت» و امثال آن، دیواره بلند تفاوت کلام امامیه با غیر امامیه را به نمایش می گذارد.
لذا ممکن نیست که رهبریت مرجع تقلید را نادیده انگاشت؛ زیرا مدیریت جامعه تشیع از حیث ترویج و تبلیغ و تقویت بنیه علمی و مدیریت حوزه¬های علمیه، از مهمترین وظائف مرجع تقلید شیعیان افغانستان محسوب می¬شود؛ لذا کسی که آگاهی و شناخت وضعیت کنونی جامعه تشیع افغانستان را نداشته و توانایی مدیریت امور فوق در او محسوس نباشد، موجب تضعیف بنیه علمی و در نتیجه منجر به تعضیف مکتب جعفری خواهد شد؛ یعنی موجب آن خواهد شد که تمام دست-آوردهای که برای به دست آوردن آنها سالها، علماء و مردم ما زحمت کشیدند و صدها شهید دادند، از دست بی¬رود.
پس مقلدین آیت الله محقق کابلی(ره) و تمام شیعیان به ویژه شیعیان افغانستان، در صورت تفکیک مصلحت و اعلمیت در مرجعی تقلیدی، به هیچ عنوان معقولانه نیست که مصلحت را فدای اعلمیت کنند، وگرنه در پیشگاه خدا و امام زمان(عجج) و نسل های آینده مسئول خواهند بود.
بنابر این علماء و دانشمندان، دین داران و دین دانان، در تبلیغات شان به مصلحت جامعه تشیع دقت وافری داشته باشند؛ زیرا مراکزعلمی و حوزه¬های علمیه امروز ما و وضعیت طلاب و روحانیون، سیستم تبلیغات دینی ما به هیچ وجه درخور مکتب حقه¬ی مکتب جعفری نمی باشد، از این رو باید کسی به عنوان «مرجع تقلید» تبلیغ شود که قدرت مدیریت بهتر از مرحوم آیت الله محقق کابلی(ره) را دارا باشد، تا ضعف ها ناتوانایی¬ها که در دوره مرجعیت مرحوم محقق کابلی وجود داشته است، دفع و رفع گردد. مشی قهقراء در این راستا به هیچ وجه قابل قبول نیست.





نوع مطلب : اخلاقی، اجتماعی، 
برچسب ها : اهمیت اعلمیت در تقلید،
لینک های مرتبط :


شنبه 15 تیر 1398 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات