تبلیغات
پندار پنجاب: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی - کمیت اکثریت است یا کیفیت؟
 
پندار پنجاب: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی
درباره وبلاگ


دوستان! چند سالی در کشور خودم به نام افغانستان آواره تر از دیار دگرانم، حال این معنی را بر خویش دارم می­ قبولانم که برای مردم ما هجرت، سفر دور درازی است که انتهای آن محکمه عدل الهی است. لذا هروقت دلم از نا مردمی ها و نامردی های اطرافیان و سران بی سر و حاکمان متعصب سود جویِ کشورم ... می گیرد سراغ « سلام مهاجر » رفته دل نوشته های که قطرات دریای دل گرفتگی های هجران همیشه خانه بدوشی هست را باشما در میان می گذارم . باری عزیزان؛
این جهان همچون درخت است‏ اى کرام *
ما بر او چون میوه‏ هاى نیم خام * سـخـتـگـیرى و تـعـصـب خـامى است *
تا جنینى کار خون آشامى است

مدیر وبلاگ : reza hassani
نویسندگان
شنبه 10 دی 1390 :: نویسنده : reza hassani

امروز جناب حجة الاسلام و المسلمین حاج آقای فیاض (رئیس روابط مجسخنران محترم حجت الاسلام و المسلمین استاد فیاضلس سنای افغانستان)، به مناسبت چهلم حجة الاسلام و المسلمین شیخ کربلایی محمد موسی واعظی مرحوم، سخنان مهم نسبت به وضعیت افغانستان و حادثه سیاه عاشورای 90 افغانستان و اقلیت و اکثریت جدید که در افغانستان فعلاً جای گزین می شود، و تذکرات قابل توجه که به اقشار فرهنگی و علماء دادند. به صورت مشروح سخنرانی ایشان باکمی تغییرات، با عجله جهت اطلاع هموطنان ارائه شده است. بخاطر عدم ورایش کامل آن بنده را عفو نمایید. 9/10/1390

 لا إِكْراهَ فِی الدِّین‏ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏/ (2) البقرة :  256 | و آیه دگر؛ «وَ الْعَصْرِ (1) إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی‏ خُسْرٍ (2) إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ (3)» ؛ یعنی کارهای نیک براساس ایمان موجب سعادت است.

ولی در آیه اول نکته قابل ذکر است و آن این که مبارزه با طاغوت پیش از ایمان عنوان شده است یعنی بعد از نفی طاغوت و مظاهر ظلم و فساد و بعد ایمان به خدا. دو عنصر اساسی در آیه برای دیندار شدن مطرح شده است دو عنصر برای دیندار و باایمان بودن. اگر یکی از دو عنصر نباشد ایمان ناقص محسوب می شود. عنصر اول مبارزه با طاغوت و ستم گران است؛ عنصر دوم ایمان به خداست با این دو عنصر، ایمان به عروت الوثقی تحقق یافته دینداری و با ایمان بودن تحقق خارجی میاید. این دو پیام دارد: 1.عنصر نفی طاغوت مبارزه با مظاهر طاغوت و طاغوطیان.

عنصر دوم ایمان به خدا. با این دو عنصر دیداری و ایمان عینیت پیدا می کند. این دو پیام دارد: یکی این که دین فقط برای این نیست که فقط یک سلسله مسائل اخلاقی و عبادی را عنوان کند، آن گونه که امروز سکولارها و لائیک ها عنوان می کند که دین مربوط به یک سری مسائل شرعی و اخلاقی است که مربوط به احوال شخصیه است که کار به نظام سیاسی و اجتماعی و جامعه کاری ندارد. پیام آیه این است که این طرز تفکر خطاست، زیرا که مبارزه با طاغوت و مظاهر فساد جوهر هر نظام عالی و برتر است، این عنصر اول پیام دوم این که دین برای انزوا گیری و گوشه نشنی و حاشیه نشستن و تماشا کردن نیست.نمی شود مؤمن بود ولی در برابر طاغوت و انسانهای طاغوتی بی تفاوت . باشد. مبارزه با ظلم و بی عدالتی در رأس ایمان قرار دارد، زیرا مبارزه با فساد در سرنوشت بشر و جامعه تأثیر به سزای در سعادت خوشبختی بشر دارد. اگر به دقت توجه شود، تمام بدبختی و گرفتاری های جهان اسلام، ریشه در حکومت های طاغوتی دارد. به نقشه جغرافیایی جهان بنگرید، حساس ترین نقاط و استراتژی ترین مناطق دنیا در اختیار مسلمانان قرار دارد و بخش اعظم سرچشمه های ثروت طبیعی همانند نفت و گاز و معادن مختلف از آن مسلمین است؛ حتی سابقه درخشان علم و تمدن از آن اسلام و مسلمین است، بلکه یک چهارم نفوس کل جهان مسلمان هستند.مهم ترین پایگاه سازنده مترقی بشر در اختیار مسلمانان هست، اسلام که در رابطه به حیات بشر و حیاط اجتماعی و سیاسی آن عدالت است. عدالت که بشر در فقدان آن ستم های بی شماری را متحمل شده و دست به گریبان است که شاید سابقه کمتری داشته باشد.

چرا مسلمان با این همه توانایی و دارایی، نقش چندانی در اداره و مدیریت جهان ندارد؟ بلکه همین کشورهای اسلامی، مکمل یک قدرت و سیاست ستمگر شرق یا غرب هست، یا در محور قدرت شر یا غربی می چرخند؛ علتش چیزی نیست جز همین گرفتار شدن مسلمانان به حکومت های طاغوتی که در جهان نظیر ندارد.

خدا وند در آیه دگر مفرماید: لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط (57) الحدید : 25 / این کتاب و میزان برای چه فرستاده است؟ تا مردم عدالت را در سایه آن پیاده نمایند. پس فلسفه سیاسی اجتماعی اسلام همین قسط و عدل است که خداوند برای تحقق آن این همه پیامبران و کتاب های بین را فرستاد، تا بشر در سایه سار عدالت به آروزهای جاویدان خود شان برسند. مردم زمان به این سعادت دست رسی پیدا می کنند که بدار شوند و برای قیام به قسط و عدل اقدام نمایند که نتیجه همان مبارزه باطوغوت و طاغوطیان است که آنها سد راهی سعادت مسلمانان و بشریت بوده و هست. به همین دلیل جهان اسلام امروز در آخر صف کاروان علم و صنعت قرار دارند.

البته در این روزها پنجرهای امیدی برای مردم باز شده است که قیام مردم مسلمان کشورهای عرب مسلمان علیه حاکمان طاغوت و جور و ستمکار شان بپا خواسته اند و دارد یک قدرت عظیمی در حال شکل گرفتن است. این امیدوار کننده است، چون مسلمین بهم پیوسته و پیوسته تر می شوند. بشرط که علماء و اندیشمندان ،فرهنگیان و نوسندگان، به این بیداری ها و قیام ها قمق بی بخشند، مبانی و مفاهم اسلامی را تبیین کنند، توده های مردم را به ارزش های اسلامی و انسانی آگاه نمایند، با این روش آنان که بر این موج ها سواران و می خواهند این خزش های اسلامی را به بی راهه سوق دهند، بی گیرند.

دقیقاً قیام امام حسین ع در همین راستا بود، آن جا که امام میفرماید: انما خرجت لطلب الاصلاح فی امتی جدی، نکته بسیار ظریفی در این فرمایش است، و آن این که بنای امام حسین ع این نبوده که در برابر حکومت یزید قیام کرده و بی جنگد، چون چنین زمینه ای وجود نداشت، برای همین حضرت فرموده است: "لطلب الاصلاح فی امتی جدی" چون حضرت در پی اصلاح حکومت یزید نبود، اصلاً حکومت او را برسمیت نمی شناخت تا آنرا اصلاح کند، بلکه می خواست حضرت مردم را آگاهی بدهند و ماهیت حکومت فاسد و مفسد یزید را به مسلمانان معرفی نموده و موج توفنده فطرت مسلمین را بدار نماید که در آن صورت حکومت یزید و یزیدیان به صورت طبیعی نتیجه اش سرنگونی است.بر انداختن و سرنگون کردن یک حکومت از دو راه ممکن است:مستقیم که با آن ریژیم جنگید؛ از راه بدار ساختن مردم و آگاهی دادن آنها برای سرنگونی طاغوت ریژیم های ستمگر. امروز هم مردم نقش اساسی ای در سرنگونی ریژیمه های فاسد دارند، به شرط آن که علماء و اندیشمندان شان به وظایف شان عمل نموده و مردم را بدار نمایند.

در افغانستان مردم نقش خوبی بازی کرده است، ولی این کار ادامه و استدامه و مقاومت پایداری اش مهم است.ما در قانون اساسی افغانستان سه اصل اساسی را آوردیم که بر اساس این سه اصل دیگر انحصار طلبی خاتمه می یابد، تمامیت خواهی به نقطه پایانش رسیده است، تحت هر اسم و رسمی قومی و مذهبی که باشد.

اصل اول؛ در قانون اساسی اسلامی افغانستان، "عدالت اجتماعی" و تأمین آن؛

اصل دوم؛ "مشارکت ملّی" یعنی تمام اقشار ملت در سرنوشت خود شان سهم داشته باشند، در تمام تصمیمات اساسی کشور شان سهیم باشند؛

اصل سوم؛ "انکشاف متعادل" انکشاف متعادل، یعنی این کارهای زیربنایی و خدمات که ارائه می شود باید تعادل داشته باشد؛ نمی شود یک چهارم سرمایه دولت را به دو سه تا ولایت اختصاص بدهند. گرچند ما در گذشته مطالبات منطقی داشتیم، ولی همین مطالبات منطقی و به حق مارا قانونی وجود نداشت که پشتبانی نماید، مردم ما رسمیت مذهب شان را خواستار بودند، ولی کدام انگیزه قانونی وجود نداشت که از چنین خواسته به حق حمایت نماید. ولی امروز همان مطالبات منطقی و به حق شما را قانون اساسی حمایت می نماید، ما با استنادی همان قوانین که گفته آمدیم، می توانید گریبان قدرت را بی گیرید، با شیوه های مدنی و قانونی همانند راه پیمایی و امثال آن مطالبات قانونی خود تان را مطالبه نمایید. منتها همان گونه که عرض کردم، بستگی دارد به همت و مقاومت عدالت خواهی خود مردم، و آگاهی بخشی علماء و دانشمندان و نوسندگان و فرهنگیان؛ پس در این جا ما نقش علماء و خواص را خیلی مهم میدانیم که باید از گوشه نشینی بی پرهیزند و کمر همت بسته، مردانه وارد صحنه کارزار و خدمت شوند، از گوشه نشینی و تماشاچی بودند برون بیایند که تماشاچی بودن و راحت زندگی کردن هنر نیست، هنر در متن حادثه رفتن و بحران رفتن و همانجا حق را گفتن هنر است. همان کاری که امام خمینی (ره) نمود. این را باید بدانید که موقعیت شما با بیست سال پیش فرق می کند. انسان وقت در دام رقابت میافتد که در مصدر کاری باشد، وگر نه کسی گوشه نشین باشد و تماشاچی، کسی با او رقابتِ ندارد/ یک ملت و یک قوم وقت مورد تهدید و عداوت قرار می گیرد که مصدر کاری باشد و در برابر ناعدالتی استاده باشند و هویت خود شان را نشان داده باشند و قدرت توانایی و هنر نمایی کرده باشند.

حادثه عاشورای کابل

حادثه عاشورای کابل این سال برای چه اتفاق افتاد؟ ما یک اطلاع شنیدن خبر داریم، و متفاوت تر از فهم خبر است. در مطلع شدن خبر عوام خواص باهم چندان فرقی ندارند، آنچه که مهم است فهم خبر است.خبر همان بود که همه شما اطلاع یافتید. فهم حادثه یعنی آن که بفهمیم انگیزه آنها از جنایت چیست.و هدف این عمل چه می تواند باشد و پیام این حادثه چه بود؛

درک این خواسته های می شود فهم حادثه که خیلی مهم است.در افغانستان همبستگی ملی وجود دارد، این تفاهم ملی و انسجام  و اخوت اسلامی به نفع همگان است، بخصوص برای آنان که در گذشته ها با مظلومیت و محرومیت روبرو بودند. در چهار چوب تفاهم می شود دنبال این خواسته های انسانی رفت.

آنان که این حادثه سیاه را طراحی کرده بودند، توسط کسانی که انجام دادند؛ دقیقاً انسجام و اخوت اسلامی را در افغانستان هدف گرفته بودند و می خواستند با این جنایتِ بیشرمانه، جنگ شیعه وسنی راه بیاندازند و می فهمیدند که در این جنگ خسارت در کجاست. برای همین می خواستند تحریک احساسات ایجاد کنند و نفاق مذهبی راه بیاندازند تا همین ثبات امنیت نیم بند را هم بهم بزنند، تا مجددا همان تمامیت خواهی زورگویی و استبدار برگردد. این هدف شوم و غیر انسانی و غیر اسلامی، چنین جنایت را که در تاریخ افغانستان سابقه ندارد،رقم زند. درست که جنایت بزرگ و فجیع بود، ولی یک ارمغان بس بزرگداشت! و آن این یک بیداری سیاسی برای ملت افغانستان و جامعه اسلامی افغانستان ، اعم از شیعه و سنی بوجود آورد، چون همه ملت متوجه شدند که هدف ضربه زدن در پیکر این ملت مظلوم است. این خیلی چیزی مهم بود که مردم این نکته را درک کردند و تمام جریانات سیاسی و فرهنگی این را درک کردند. به همین دلیل یک عکس العمل ملی ایجاد شد، تا آن جا که همانه گروهک که این جنایت را به عهده گرفبته بود منکر شد.

فعلاً هم شورای علماء و جریانات سیاسی، جمعاً نامه های دادند هم به سازمان ملل و هم به سفارت پاکستان و هم به وزارت خارجه افغانستان و رئیس جمهور برای پیگیری حادثه ای عاشورای این سال. ولی آنچه که مهم است که ما بفهمم آمده اند تا این وضعیت ما را متزلزل کند. لذا بر ماست که در آینده این خط را با عقلانیت بهتر مدیریت کنیم.مردم مان این را به اثبات رساندند، اولین کسی بودم که با مردم حادثه را محکوم و خط سیر را مشخص کردند. ولی مردم خیلی از خود شان هوشیاری به خرج دادند، از شیعه سنی، پیر و جوان ، همه جریانات سیاسی و فرهنگی در محکومیت حادثه هماهنگ بودند، برای همین دنیا آن جنایت را محکوم کردند. واقعاً مردم عظمت و همدستی شان را به خوبی نشان دادند. باید حضور مردم را در صحنه حفظ و ارج نهاد، همانطور که بدون مردم نمی شود کاری کرد، با مردم خابیده و نا آگاه هم نمی شود کاری کرد. از اینجاست که وظیفه علماء و دانشمندان سنگین می شود که در آگاهی دهی جامعه تلاش کنند که بامردم آگاه تمام معادلات و مشکلات قابل حل می باشد.

کمیت اکثریت است یا کیفیت؟

سی سال یا چهل سال پیش شاید کسی نمی توانیست حق را بگوید، اما امروز شما شرایط دارید که هر مطالبات داشته باشید و حقی دارید، صدای تان و فریاد تان را به گوش تمام مردم و دنیا میتوانید برسانید. این مقایسه ای را که گفتم نسبت به جریان سی سال پیش است و گرنه خواسته های منطقی و بحق یک جریان تساعدی و رو برشد است.

این نکته اگر نگویم حیف است! و آن این که امروز اقلّیت و اکثریت در فرهنگ سیاسی امروز دارد جا عوض می کند! یک وقت اقلیت و اکثریت در عدد بود،اکثریت در کمیت بود، اما در فرهنگ سیاسی امروز در دنیایی امروز کیفیت جانشین کمیت شده است، اکثریت یا همان قدرت از آن کسانی هستند که کیفیت دارند، اقلیت آنان هستند که بی کیفیتند. انصافاً امروز علماء دانشجویان و مردم ما خوب درخشیده اند، فعلاً ماکیفیت خوبی داریم که اقلیتی از جامعه رخت بر می بندد. گرچند در افغانستان، هنوز هم اصطلاحات با فرهنگ قدیم محاوره می شوند، ولی واقعیت چیزی دیگری است. توصیه من برای شما جوانام و مردم این است که وقت رازایع نکنید، دنبال علم و تحصیل باشید. "علم سلطان است" عزیزان از فرصت استفاده نمایید. این که می گویم: علم سلطان است، تعبیر قرآن است!، تعبیر حدیث است، آیه اش در ذهنم نیست ولی تعبیرش این است که جهان تسخیر کنید بروید بالا ...

((55) الرحمن :  33  یا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلاَّ بِسُلْطانٍ (33) (55) الرحمن :  33

اى گروه جنّیان و انسیان، اگر مى‏توانید از كرانه‏هاى آسمانها و زمین به بیرون رخنه كنید، پس رخنه كنید. [ولى‏] جز با [به دست آوردن‏] تسلّطى رخنه نمى‏كنید.)

این کرات بالا مریخ ...بالا نروید جز با سلطان که علم باشد. پس شما میتوانید با این علم برای خود حق بخواهید و کرامت طلب نماییذ، حدیث هم دارین که "العلم سلطان" امروز علم منشأ قدرت است، منشأ ثروت است،علم منشأ عزت است، علم منشأ کرامت است...





نوع مطلب : سیاسی، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 05:40 ق.ظ
I could not refrain from commenting. Perfectly written!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب