درباره وبلاگ


دوستان! چند سالی در کشور خودم به نام افغانستان آواره تر از دیار دگرانم، حال این معنی را بر خویش دارم می­ قبولانم که برای مردم ما هجرت، سفر دور درازی است که انتهای آن محکمه عدل الهی است. لذا هروقت دلم از نا مردمی ها و نامردی های اطرافیان و سران بی سر و حاکمان متعصب سود جویِ کشورم ... می گیرد سراغ «ریس قلم» رفته دل نوشته های که قطرات دریای دل گرفتگی های هجران همیشه خانه بدوشی هست را باشما در میان می گذارم . باری عزیزان؛
این جهان همچون درخت است‏ اى کرام *
ما بر او چون میوه‏ هاى نیم خام * سـخـتـگـیرى و تـعـصـب خـامى است *
تا جنینى کار خون آشامى است

مدیر وبلاگ : reza hassani
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب


ریسِ قلم: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی




نکات مهم از مراسم

امروز جمعه 21/4/1398. مراسم بزرگداشت مرجع عالیقدر جهان تشیع آیت الله عظمی محقق کابلی(ره) به وسیله مجمع علما و هیئت های مذهبی ولایت بامیان مقیم قم از ساعت9 صبح برگزار تا ساعت12:30 عصر ادامه یافت. مطالب مهمی در این گرامیداشت به وسیله حجت الاسلام و المسلمین رجایی، مجری مراسم و جناب حجت الاسلام و المسلمین جناب حاج آقای جعفری بیان شد که نکات مهم این بود:

الف: پیشتازی و بروز بودن تاریخی نهاد مرجعیت افغانستان در تاریخ سیاسی؛

ب: سد شکنی و شجاعت آیت الله محقق کابلی(ره) در قبول مرجعیت بعد از رکود ناخود باوری و خودسانسوری علماء اعلام در طول تاریخ بعد از رحلت آخوند هروی، مشهور به آخوند خراسانی صاحب کفایه، با حمایت مدبرانه «دبیر کل حزب وحدت اسلامی» آن روز شهید حجت الاسلام و المسلمین بابه مزاری.

ج: اهمیت نهاد مرجعیت در تاریخ تشیع؛ به استنباط سخنران محقق و نوسنده این مراسم، نهاد مرجعیت، به نوعی امتداد خط و مشی امامت می باشد.

د: مسئولیت های و انتظارات جامعه از مرجعیت . از مهم ترین و قابل توجه قسمت سخنان سخنور مراسم بود.

هـ: سه دوره تاریخی مرجعیت بعد از رحلت آخرین نواب خاص امام زمان(عجج) در غیبت کبری.

ح: کدام یک از دو شیوه مرجعیت؛ یعنی وحدت مرجعیت یا تعدد مرجعیت شیعی مناسب حال جامعه کوچک افغانستان و جهان تشیخ می باشد. نظر سخنران مراسم این بود که وحدت مرجعیت باشد، به دلیل آن که مرجعیت امتداد خط امامت است، در هیچ زمان تعدد امامت وجود نداشته است.

 به نظر بنده دلیل گوینده در این قسمت ناتمام است؛ در یک زمان دو امام داشته ایم، همانند امام حسن و امام حسین علیهما السلام، طبق روایات صحیحه و شواهد تاریخی قابل قبول فرقین، امرالمؤمنین علی(ع) در زمان پیامبر ص اعمال ولایت هم می نموده است که در پاسخ شاکیان این اعمال ولایت امرالمؤمین علی ع، پیامبر ص شدیدا با آنان برخورد نموده و سرزنش شان نموده است، و تصریح شده که رسول اکرم ص فرموده است «خلفتی من بعد» و همچنان از حدیث منزلت و آیه «اولی الامر»، ولایت امرالمؤمنین ع در عرض ولایت رسول اکرم ص می باشد، نه در طول، زیرا امامت امرالمؤمنین علی ع از ناحیه پیامبر ص به حضرت داده نشد، بلکه «بلغ ما انزل الیک» را پیامبر ص انجام داد و امامت علی ع را به مردم ابلاغ نمود نه منصوب.

از طرفی امامت سه ویژه گی دارد : 3) اعلمیت مطلق؛ 2) عصمت، که هیچ یک این دو در مرجع تقلید شرط نیست؛ 3) از همه مهمتر آن که به صورت کاملا منحصر به فرد، امام از ناحیه خدا به وسیله امام معصوم ماقبل به امت ابلاغ، در حال که تشخیص اعلمیت – به فرض قبول اعمیت مرجع تقلید- از ناحیه خبرگان علوم دینی و غیر معصوم مشخص می شود.

در ادامه وقت سخنران محترم دکتر جعفری به وحدت مرجعیت تأکید می نماید، می گوید: شیوهای این وحدت مرجعیت که به واتکان باشد یا شورایی یا اعلم در راس کار قرار گیرد، به عهده فضلاء و بزرگان قوم است؛ یعنی واگزار به عرف می نماید. لذا عقیده نوسنده این گزارش این است که پس اصل مصلحت وحدت مرجعیت تقلید و تعدد آن هم به عرف و نیازهای اجتماعی و سیاسی روز و مصلحت زمان و مکان هر جامعه شیعی می باشد، ممکن در یک جامعه وحدت مرجعیت مصلحت باشد و در جامعه دیگر تعدد آن.

لذا به نظر بنده تعدد مرجعیت تقلید، شاید نزدیکتر به مصلحت جامعه باشد. بدین معنی که هر مرجعی توانایی مدیریت اجتماعی-سیاسی بهتری داشته باشد، مردم با تشخیص مصلحت جامعه خویش به آن شخص روی آورند و مصلحت مذهب و مکتب و جامعه شان را تأمین نمایند، کما آن که در زمان آیت الله محقق کابلی(ره) چنین تصمیم بر وحدت مرجعیت گرفته نشده بود، ولی به وسیله مدیریت و اخلاص و زحمات و دلسوزی شایان ذکر آن مرجع بزرگوار، قلوب مردم که در خداست، به سویی ایشان روی نمودند.

#مشروح_گزارش

مراسم بزرگذاشت آیت الله عظمی محقق کابلی ره که از سوی علماء و هیئات مذهبی مردم ولایت بامیان برگزار شده بود؛ سخنران محترم حضرت حجت الاسلام و المسلمین دکتر جعفری، سخنان خویش را به شرح ذیل آغاز نمود:

... وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ‏ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا[1] فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ-[2]

سیره و ورش این مرجع فقید ، می تواند الگو باشد برای مرجع آینده ما و مردم ما .

چند نکته در سیره و رفتار قابل توجه آیت الله محقق کابلی:

1. حسایت نسبت به مسائل بنیادی مردم ما و جامعه ما

2. اهتمام ویژه به مسائل دین داری مردم ما

كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْكَ لِتُخْرِجَ‏ النَّاسَ‏ مِنَ‏ الظُّلُماتِ‏ إِلَى‏ النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلى‏ صِراطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ[3]

هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی‏ ضَلالٍ مُبینٍ (جمع/2)

3.برخورد مساوی نسبت به طیف ها و ...

4. مسأله انصاف ایشان به مردم

مسئولیت های و انتظارات ما از مرجعیت:

مسئولیت های و ظایف ائمه معصومین همان مسائل اجتماعی انبیا الهی را به عهده داشتند که موجب فلاح رستگاری مردم بود که از ظلمت به نور با استناد به ایه ...  توازن اجتماعی اقامه قسط عدل در مسائل اقتصادی غیر ان از وظائف پیامبران بوده است که ائمه معصومین ما بعد از پیامبر اکرم ص این مسئولیت بزرگ را بدوش داشتند تا آموزه های وحیانی در سایه آن به خوبی به مردم تبیین و تبلیغ می شد؛ همچنان پاسخ گویی سؤفهم و کج اندیشی ها و دفاع از اموزه های دینی و همچنان توجه به طبقه مستضفین یکی دیگر از وظائف ائمه معصومین بود که پیامبر به عهده داشتند. مسأله دیگر تطبیق مسائل شریعت در میان اجتماع بودند.

امامان معصوم ما نسبت به مسئولیت های شان چگونه عمل نموده اند ؟

عمل کرد ائمه معصومین علیهم السلام نسبت به مسئولیت های شان به وضعیت زندگی آنان میتوان تقسیم نمود: 1. زمان حاکمیت و زعامت آنان که برای پیامبر ص و معصومین علیهم السلام بسیرا کوتا می باشد مثل دوره حکومت علی ع و امام حسن ع

2.  زمانی که آنان قدرت اعمال حق ولایی شان را نداشتند . در این دوره عملا زعامت مسئولیت دینی مردم را به دوش نداشتند ولی مسئولیت و رهبریت را داشتند؛ لذا در این دوره عملا تحقق مسئولیت های شان عملی نبود، در دست دولت های مخالف معصوم بود، نمی توانیست اجرا نمایند، دولت در برابر دولت قرار می گرفت.

ولی با این وجود، در این دوره امامن معصوم به سه مسئولیت اساسی و بنیادی تمرکز ویژه داشتند:

1. تبیین و تبلیغ آموزه های دینی در جامعه

2. مسأله مرافعات و منازاعات مردم بود که بسیار از فقهاء عصر معصومین حق و صلاحیت حل و فصل نزاع ها ووو را نداشتند و چون نصب قاضی از ناحیه معصوم ممکن نبود که تعارض با دولت وقت مخالف شان بودند؛ لذا طیف از علماء دین را به عنوان حل فصل های نزاع و تخاصم در میان مردم معرفی نمودند، با استناد روایتی مبنی بر ممانعت معصوم از مراجعه به حکام جور...

ای جامعه اهل تشیع، نباید به حاکمان جور مرافعات تان را بکشانید بلکه همانند کسانی را که ما به شما معرفی می نماییم به آنان مراجعه نموده و حل و فصل نمایید ...

مسأله  دیگر توجه به نیاز مندان می باشد

از طریق سازمان وکالت از دوره امام صادق شکل گرفت و تا زمان امام عصر ادامه داشت که این مالیات مازاد بر درآمد بود که چگونه مصرف می شد ؟

روایت از امام رضا ع است که مصارف خمس را روشن می نماید ...

كَتَبَ رَجُلٌ مِنْ تُجَّارِ فَارِسَ مِنْ بَعْضِ مَوَالِی أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع یَسْأَلُهُ الْإِذْنَ فِی الْخُمُسِ فَكَتَبَ إِلَیْهِ‏ بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ الرَّحْمنِ‏ الرَّحِیمِ‏* إِنَ‏ اللَّهَ‏ وَاسِعٌ‏ كَرِیمٌ‏ ضَمِنَ عَلَى الْعَمَلِ الثَّوَابَ‏- وَ عَلَى الضِّیقِ الْهَمَّ- لَا یَحِلُّ مَالٌ إِلَّا مِنْ وَجْهٍ أَحَلَّهُ اللَّهُ وَ إِنَّ الْخُمُسَ عَوْنُنَا عَلَى دِینِنَا وَ عَلَى عِیَالاتِنَا وَ عَلَى مَوَالِینَا (دوستان نیازمند) وَ مَا نَبْذُلُهُ وَ نَشْتَرِی مِنْ أَعْرَاضِنَا مِمَّنْ نَخَافُ سَطْوَتَهُ فَلَا تَزْوُوهُ عَنَّا وَ لَا تَحْرِمُوا أَنْفُسَكُمْ دُعَاءَنَا مَا قَدَرْتُمْ عَلَیْهِ فَإِنَّ إِخْرَاجَهُ مِفْتَاحُ رِزْقِكُمْ وَ تَمْحِیصُ(ریزش) ذُنُوبِكُمْ ... .[4]

و این مسئولیت اجتماعی امامان مان ...

اما مسأله  مرجعیت

ما معتقدیم که مرجعیت امتداد و ادامه خط و سیر امامت است. چرا ؟ به دلیل آن نوام عام امام زمان ع می باشد، همان مسئولیت های اجتماعی را دارد که این نیازهای اجتماعی قابل تغییر نیست، حلاله حلال الی یوم القیامه ... پس دین باید تا روز قیامت مستمر باشد؛ این استمرار نیاز به استمرار دهنده ای به فقراء فکری و ... نیازمند به شخص است که در زمان غیبت مرجعیت دینی است.

مرجعیت تاکنون سه دوره طی نموده است :

اولین تعدد مرجعیت

بعد از رحلت آخرین نائب، تعدد مرجعیت آغاز شد که از زمان شیخ مفید ... هر فقهی در جایی مسئولیت اجتماعی دینی را به عهده گرفتند، چون شهرهای مختلف ... وحدت مرجعیت ممکن نبود ... فارجعوا الی روات احادیثنا ...

دوره دوم وحدت مرجعیت:

از دوره شیخ انصاری، متوفای 1281 آغاز می شود. در سال 1266 در دوره صاحب جواهر یک نوع وحدت رای شده که شیخ انصاری باید مرجع باشد ...

دوره سوم معاصر تعدد مرجعیت آغاز می شود که بعد از مشروطیت است ...

امروز اولین مسأله  تعدد یا وحدت مرجعیت است که باید حل شود. اما نسبت به جامعه کوچک ما کدام یک مصلحت است ؟ از نظر عقلایی کدام بهتر است ؟

از نظر گوینده: وحدت مرجعیت باشد که وگر نه موجب اختلافات می شود؛ از طرف اگر مرجعیت را امتداد امامت بدانیم، امام در هر عصری یکی بوده یعنی وحدت مرجعیت، پس ما هم باید وحدت مرجعیت داشته باشیم! این وحدت مرجعیت یا به سبک واتکان باشد یا این که به صورت شورایی اداره شود؛ یا به شیوه دیگر که شخصیت اعلم بر فراز ان قرار بی گیرد ... کدام یک بهتر است ، نیاز به تصمیم گیری فضلا و بزرگان قوم بستگی دارد. [5]

مسأله  دوم امتداد مرجعیت دینی و نسبت نهاد مرجعیت با قدرت . یک قسمت مشروعیت دولت که مشروع یا نامشروع که در قدیم بوده است. محقق نائینی شق سوم را اضافه نمود، دولت مشروع، دولت عادله و دولت جائره. آن روز دولت عادله مشروطه بود، دولت جائره یعنی ان که حقوق مردم ووو را مشروع نمیداند همانند دولت طالبان .... لذا مرجعیت نسبت خود را با قدرت مشخص نماید.

مسأله  سوم: مسأله  نهاد مرجعیت و تعیین مسائل حقوقی جهان معاصر است.

مسأله چهارم: مدیریت مالی بیت المال است که نهاد مرجعیت باید عهده دار شود.



[1] ( 2). قیل: الحوادث الواقعة ما یحتاج فیه الى الحاكم كاموال الیتامى فیثبت فیه ولایة الفقیه. و لیس بشی‏ء، و الظاهر ما یتفق للناس من المسائل التی لا یعلمون حكمها فلا بد لهم أن یرجعوا فیها الى من یستنبطها من الأحادیث الواردة عنهم. و المراد برواة الحدیث الفقهاء الذین یفقهون الحدیث و یعلمون خاصّه و عامّه و محكمه و متشابهه؛ و یعرفون صحیحه من سقیمه، و حسنه من مختلقه، و الذین لهم قوّة التفكیك بین الصریح منه و الدخیل و تمییز الاصیل من المزیف المتقوّل. لا الذین یقرءون الكتب المعروفة و یحفظون ظاهرا من ألفاظه و لا یفهمون معناه و لیس لهم منّة الاستنباط و ان زعموا أنهم حملة الحدیث.

[2] ابن بابویه، محمد بن على، كمال الدین و تمام النعمة - تهران، چاپ: دوم، 1395ق.

[3] ( 2) إبراهیم: 1.

[4] كلینى، محمد بن یعقوب، الكافی (ط - الإسلامیة) - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

[5] . باز بای عرف و اقتضای عرف جامعه پیش می آید که کدام روش را می پسندند .... شایدد هم اقتضای عرف جامعه تعدد مرجعیت را به مصلحت دانست ...





نوع مطلب : سیاسی، اجتماعی، 
برچسب ها : وحدت مرجعیت یا تعدد، مرجعیت تشیع،
لینک های مرتبط : تفاهم،


جمعه 21 تیر 1398 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic