تبلیغات
پندار پنجاب: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی - تعصب سد راه علم
 
پندار پنجاب: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی
درباره وبلاگ


دوستان! چند سالی در کشور خودم به نام افغانستان آواره تر از دیار دگرانم، حال این معنی را بر خویش دارم می­ قبولانم که برای مردم ما هجرت، سفر دور درازی است که انتهای آن محکمه عدل الهی است. لذا هروقت دلم از نا مردمی ها و نامردی های اطرافیان و سران بی سر و حاکمان متعصب سود جویِ کشورم ... می گیرد سراغ « سلام مهاجر » رفته دل نوشته های که قطرات دریای دل گرفتگی های هجران همیشه خانه بدوشی هست را باشما در میان می گذارم . باری عزیزان؛
این جهان همچون درخت است‏ اى کرام *
ما بر او چون میوه‏ هاى نیم خام * سـخـتـگـیرى و تـعـصـب خـامى است *
تا جنینى کار خون آشامى است

مدیر وبلاگ : reza hassani
نویسندگان
دوشنبه 17 بهمن 1390 :: نویسنده : reza hassani

 

تعصب سدّ راه علم

تعصب، از هر کسی در هر موقعیت و مقام باشد از جهات مختلفی برای جامعه انسانی مضِرّ است، ولی تعصب از انسان­های بزرگی همانند امام خمینی(س) زخم عمیق و غیر قابل التیام است در پیکره جامعه انسانی، حتی دولت مردان و دانشمندان در سطوح پایین­تر از حضرت اشان، زیان های گسترده و پردامنه نسبت انسانهای عادی دارد. به قول شهید مطهری، «تعصب سدّ راه علم» است. جلو رشد علمی و فهم منطقی ای درک دلائل علمی را مى‏گیرد. به همین دلیل در دین مبین اسلام با تعصب و عصبیت، شدیداً مبارزه شده. محور بحث یکی از خطبه های بزرگ علی(ع) در نهج البلاغه به نام خطبه «قاصعه» تعصب و تكبر است. امیرالمؤمنین بدیهاى تعصب را ذكر نموده در آخر مى‏فرماید: اگر بناست انسان نسبت به چیزى تعصب داشته باشد «فَلْیَكُنْ تَعَصُّبُكُمْ لِمَكارِمِ الْخِصالِ» تعصبتان در مورد خوبیها و فضیلتها باشد؛ نسبت به فضیلتها تعصب داشته باشید، نه نسبت به این امور كه مثلًا من چرا پیش فلان كس درس بخوانم، چرا از فلان کس تقلید کنم و چرا فلان ملت، قوم و نژاد پیشرفت علمی داشته باشد!! در صورتى كه او از فلان کشور فقیر است و من از فلان کشور کذای پسر فلانی هستم؛ این‏گونه تعصبهاى احمقانه، در میان اعراب زیاد وجود داشته است. به قول مولوى تعصب، سختگیرى است و سختگیرى از خامى است:

این جهان همچون درخت است‏اى كرام * ما بر او چون میوه‏هاى نیم خام

‏سـخـتـگـیرى و تـعـصـب خـامى است * تا جنینى كارْ خون آشامى است‏

حدیث هشتم«[1]»

بسندی المتّصل إلى محمّد بن یعقوب عن علىّ بن إبراهیم، عن أبیه، عن النّوفلی، عن السّكونی، عن أبی عبد اللّه، علیه السّلام، قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله: مَنْ كَانَ فِی قَلْبِهِ حَبَّةٌ مِنْ‏ خَرْدَلٍ‏ مِنْ‏ عَصَبِیَّةٍ بَعَثَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مَعَ أَعْرَابِ الْجَاهِلِیَّةِ.[2]

نکات قابل توجه در شرح حدیث هشتم چهل حدیث امام (ره)

اربعین حدیث نویسی در میان علما دینی از قدیم الایام مرسوم بوده است. روی اهمیت موضوعاتی که تشخیص میدادند از میان احادیث و سخنان معصومین علیهم السلام احادیث را استخراج کنار هم جمع آورده ضمن توضیح نکات مطرح در آن شرح و تفسیر  می نمودند. ولی آنچه که «شرح چهل حدیث» امام خمینی (ره) را در میان اربعنیات بقیه بزرگان متفاوت جلوه می دهند، انتخاب موضوعات است؛ از جمله موضوع حدیث هشتم (الحدیث الثامن) جلوه خاص دارد. اوّلاً که جای خالی موضوع حدیث هشتم در میان تما اربعنیات علماء کاملاً محسوس و دیده نمی شود؛ تا آن جا که جای خالی این موضوع در کتب اخلاقی علماء کاملاً محسوس می باشد.

از طرف دگر، امام رحمت الله علیه به عنوان یک عالم اندیشمند سیاست مدار، می باید نسبت به گزینه های که موجب تقویت قدرت رهبریت سیاسی اش می شود و آنرا گسترش و افزایش می دهد؛ به هرشیوه ممکن با توجیه هر توجیه ممکن از آنها به نفع گشترش قدرت سیاسی خویش استفاده نماید. به جای آن که تقبیح و مذمت نماید حد اقل با سکوت کنارش رد شود. از قضا تعصبات به گونه مختلف قومی، ملی و مذهبی ... در صحنه سیاسی و نزد سیاست مداران، یکی از اهرم های قدرت سیاسی مهم محسوب می شود؛ تقبیح آن به این شیوه که امام (ره) بیان می نماید، موجب دور شدن تعداد زیاد کسانی خواهد شد که بر اساس عرق و تعصبات ملی و قومی پیرامون امام (ره) گرد آمده بودند.

 حدیث جالب دیگری را که حضرت امام در این زمینه مطرح می نماید نسبت به کسانی است که تعصبات را می پذیرند هست. یعنی تعصب تنها نسبت به کسانی که عصبیت و خود برتری به خرج می دهد گناه نیست! حتی نسبت به کسانی که تعصب را می پذیرند، متعصبین را انسان­های برتر و خود شان را انسانهای فرودست می­دانند، مرتکب گناه شده و مورد خشم و مجازات الهی است!. چنان که در « فصل در بیان مفاسد عصبیت است‏» می­فرماید: [3]

((از احادیث شریفه اهل بیت عصمت و طهارت استفاده شود كه خلق عصبیت از مهلكات و موبقات و موجب سوء عاقبت و خروج از ایمان است، و آن از ذمائم اخلاق شیطان است. كافى بسنده الصّحیح عن أبی عبد اللّه، علیه السّلام، قال:من تعصّب أو تعصّب له فقد خلع ربق الإیمان من عنقه «[4] ». یعنى «كسى كه عصبیت كشد یا عصبیت كشیده شود، گشاده شود ریسمان ایمان از گردن او.» یعنى از ایمان بیرون رود و سر خود گردد. و لا بد متعصب له براى رضایت داشتن او به عمل متعصب با او در جزا شریك است، چنانچه در حدیث است كه كسى كه راضى باشد به كار قومى، از آنها به شمار آید [[5]]، و الا اگر راضى نباشد و منزجر باشد از خلق آنها مشمول حدیث شریف نیست.))

و عن أبی عبد اللّه، علیه السّلام، قال: من تعصّب، عصبه اللّه بعصابة من النّار. «[6]» یعنى «فرمود حضرت صادق، علیه السلام: «كسى كه عصبیت كشد، ببندد خدا بر سر او سرپیچى از آتش.» ((و عن أبی عبد اللّه، علیه السّلام، قال: من تعصّب، عصبه اللّه بعصابة من النّار. «[7] » یعنى «فرمود حضرت صادق، علیه السلام: «كسى كه عصبیت كشد، ببندد خدا بر سر او سرپیچى از آتش.))

(( بالجمله، معلوم است كه ایمان، كه عبارت است از نور الهى و از خلعتهاى غیبیه ذات مقدس حق جلّ و علاست بر بندگان خاص و مخلصان درگاه و مخصوصان محفل انس، منافات دارد با چنین خلقى كه حق و حقیقت را پایمال كند و راستى و درستى را زیر پاى جهل و نادانى نهد. البته آیینه قلب اگر به زنگار خودخواهى و خویشاوند پرستى و عصبیت بیموقع جاهلیت محجوب شود، در او جلوه نور ایمان نشود و خلوتگاه خاص ذو الجلال تعالى نشود. قلب كسى مورد تجلیات نور ایمان و معرفت گردد و گردن كسى بسته حبل متین و عروه وثیق ایمان و گروگان حقایق و معارف است كه پایبند قواعد دینیه و ذمه او رهین قوانین عقلیه باشد، و متحرك به تحریك عقل و شرع گردد و هیچیك از عادات و اخلاق و مأنوسات وجود او را نلرزاند و مایل از راه مستقیم نكند. وقتى انسان دعوى اسلام و ایمان مى‏تواند نماید كه تسلیم حقایق و خاضع براى آنها باشد و مقاصد خود را هر چه بزرگ است فانى در مقاصد ولینعمت خود كند و خود و اراده خود را فداى اراده مولاى حقیقى كند. البته چنین شخصى از عصبیت جاهلیت عارى و برى گردد، و وجهه‏ قلبش به سوى حقایق متوجه و پرده‏هاى ضخیم جهل و عصبیت چشم او را نگیرد، و در مقام اجراى حق و اظهار كلمه حقیقت پاى بر فرق تمام تعلقات و ارتباطات نهد و تمام خویشاوندیها و عادات را در پیشگاه مقصد ولى النعم قربان كند، و اگر عصبیت اسلامیت با عصبیت جاهلیت تعارض كند، عصبیت اسلامیت و حق خواهى را مقدم دارد.))

تعصب­های پسندیده

آنچه ظاهرا به نظر میرسد این است که تعصب، کلاً نازشت و مذموم است. سپس امام راحل با استناد روایات و گزارش موثق تاریخی به تعصب های پسندیده پرداخته است و موارد را قباحت تعصب استثناء می نماید

))و عن علىّ بن الحسین، علیهما السّلام، قال: لم یدخل الجنّة حمیّة غیر حمیّة حمزة بن عبد المطلّب، و ذلك حین أسلم غضبا للنّبیّ. «[8] » یعنى «جناب على بن الحسین، علیهما السلام، فرمود: «داخل نشده است به بهشت حمیتى مگر حمیت حمزة بن عبد المطلب، و آن در وقتى بود كه اسلام آورد براى غضبى كه كرد براى حمایت پیغمبر، صلّى اللّه علیه و آله.» و قضیه اسلام حضرت حمزه به چند طور نقل شده است كه از مقصد ما خارج است.(([9]

(( انسان عارف به حقایق مى‏داند كه تمام عصبه‏ها و ارتباطات و تعلقات یك امور عرضیه زایله‏اى است، مگر ارتباط بین خالق و مخلوق و عصبه حقیقیه كه آن امر ذاتى غیر قابل زوال است كه از تمام ارتباطها محكمتر و از جمیع حسب و نسبها بالاتر است. در حدیث وارد است كه رسول اكرم، صلّى اللّه علیه و آله، فرمود: كلّ حسب و نسب منقطع یوم القیامة إلاّ حسبى و نسبى. «[10] » یعنى «تمام حسبها و نسبها پاره گردد و به آخر رسد روز قیامت مگر حسب و نسب من.» معلوم است حسب و نسب آن حضرت روحانى و باقى است و از تمام عصبیتهاى جاهلیت دور است. آن حسب و نسب روحانى در آن عالم ظهورش بیشتر و كمالش هویداتر است. این ارتباطهاى جسمانى ملكى، كه از روى عادات بشریه است، به اندك چیزى منقطع شود، و هیچیك از آنها در عوالم دیگر ارزشى ندارد، مگر ارتباطات در تحت نظام ملكوتى الهى باشد و در سایه میزان قواعد شرعیه و عقلیه باشد كه دیگر آن انفصام و انقطاع ندارد.))



[1] امام خمینی المسوی روح الله، شرح چهل حدیث، ص: 145    الحدیث الثامن‏

[2] اصول كافى، ج 2، ص 308،« كتاب ایمان و كفر»،« باب العصبیّة»، حدیث 3.

[3] . شرح چهل حدیث ، ص:148- 146    فصل در بیان مفاسد عصبیت

[4] .  اصول كافى، ج 2، ص 308،« كتاب ایمان و كفر»،« باب العصبیة»، حدیث 4.

[5] .  و قال علیه السلام: الرّاضى بفعل قوم كالداخل فیه معهم. و على كلّ داخل فی باطل إثمان: إثم العمل به، و إثم الرّضا به. (آنكه از كار گروهى خوشنود باشد، چون كسى است كه با ایشان در آن كار همراه بوده است. و هر آنكه در كار ناروایى دیگران را همراهى كند دو گناه دارد: گناه انجام آن، و گناه خوشنودى از آن.) نهج البلاغه فیض الاسلام، «حكمت» 146، ص 1153.

[6] . اصول كافى، ج 2، ص 308،« كتاب ایمان و كفر»،« باب العصبیة»، حدیث 4.

[7] . شرح چهل حدیث         147    فصل در بیان مفاسد عصبیت است .....  ص : 146

[8] . ( 3) اصول كافى، ج 2، ص 308،« كتاب ایمان و كفر»،« باب العصبیّة»، حدیث 5.

[9] . شرح چهل حدیث، ص: 147    فصل در بیان مفاسد عصبیت

[10] . بحار الانوار، ج 25، «كتاب الامامة»، «باب أن الائمة من ذریة الحسین (ع)»، ص 249. و در وسائل الشیعة، ج 14، ص 21، «كتاب النكاح»، «ابواب مقدمات نكاح»، «باب 8»، حدیث 5. با عبارت دیگر این حدیث آمده است.





نوع مطلب : اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 29 اردیبهشت 1396 10:19 ق.ظ
Hi there! I realize this is kind of off-topic however I needed to
ask. Does building a well-established blog such as yours require a
lot of work? I am completely new to blogging but I do write
in my journal daily. I'd like to start a blog so I can easily share my personal experience and feelings online.
Please let me know if you have any suggestions or tips for brand new aspiring blog owners.
Thankyou!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:05 ق.ظ
Thank you for the auspicious writeup. It actually was once a amusement account it.
Glance complicated to far introduced agreeable from you!
By the way, how can we communicate?
چهارشنبه 3 اسفند 1390 06:04 ب.ظ
احسنت بسیار جالب و خواندنی
reza hassaniضمن تبریک سال نو و آرزوی سلامتی شما. از کوچک نوازی شما متشکرم.
پیام تازه: چرا نوروز را عید می گویند؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب