تبلیغات
ریسِ قلم: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی - تقابل علم و ثروت
 
ریسِ قلم: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی
درباره وبلاگ


دوستان! چند سالی در کشور خودم به نام افغانستان آواره تر از دیار دگرانم، حال این معنی را بر خویش دارم می­ قبولانم که برای مردم ما هجرت، سفر دور درازی است که انتهای آن محکمه عدل الهی است. لذا هروقت دلم از نا مردمی ها و نامردی های اطرافیان و سران بی سر و حاکمان متعصب سود جویِ کشورم ... می گیرد سراغ « سلام مهاجر » رفته دل نوشته های که قطرات دریای دل گرفتگی های هجران همیشه خانه بدوشی هست را باشما در میان می گذارم . باری عزیزان؛
این جهان همچون درخت است‏ اى کرام *
ما بر او چون میوه‏ هاى نیم خام * سـخـتـگـیرى و تـعـصـب خـامى است *
تا جنینى کار خون آشامى است

مدیر وبلاگ : reza hassani
نویسندگان
دوشنبه 16 مرداد 1391 :: نویسنده : reza hassani

علم بهتر است یا ثروت؟

- میدانی مصداق «ذاک» امروز چیست؟ همین من و تو و دانسته های امثالِ من و توست! که « لَا یَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ وَ لَا یَنْفَعُ مَنْ عَلِمَهُ » اگر کسی همانند حاج یوسفی های میزبان ، ندانند ضرر نمی کند ، و کسانی همانند بنده و جناب عالی بدانند ، سودی بحال شان ندارند ! سال های سال همانند کرم های خاکی ، زیر زمین به زیر زمین زن و بچه شان را بی چرخانند ، سر آخر با کُله باری از بیماری های مختلف مکتسب از مکان های نمور ، راهی دکتر...


جواب: ... شب است و سفره مهمانی تازه برچیده شده است . هرکس از دری ، سرسخن با مهمانان و میزبان باز می کنند. از اخبار روز و گرانیی مرغ، ناامنی های افغانستان ... . در این میان از دوستان حاجی سر صحبت را باز کرد که با دیگر صحبت ها متفاوت بود...

بعد از کمی مقدمه چینی و پرسش و پاسخ از رسیدن نامه چنین و چنان ، به حاجی توصیه نمود که حد اقل بالاخره بچه هایت به ارتباطات روز آشنا شوند ...

حاجی! دنیایی امروز ما ، آن دنیایی بزرگ دیروز شما نیست ! دنیایی امروز در اثر پیشرفت تکنولوژی و ارتباطات مدرن ، چنان کوچک شده است که می گویند : "دهکده ی جهانی" ، نامه و نامه رسانی به روز و ساعت دیر است! ثانیه یِ شده ... گفت و گفت. من هم به دقت گوش دادم ...

سر آخر حاجی به ایشان گفت : حاج آقا ! گل گفتید! حرفای شما بِالکُل (کلّاً) درسته ، اما چه کار کنیم ، بی سوادی و کوری ماست که نمیتوانیم به توصیه های شما عمل کنیم. بچه ها هم بنده های خدا ، سوم راهنمایی را تمام نکرده افتاده اند دنبال یک لقمه نان ، در کنار خودم صبح تا شب کار می کنند که فرصت اونه نداردند که بروند اینترنت یاد بی گیرند ...

آهسته ، آهسته خودم و به حاج آقای اینترنتی نزدیک کردم ! سفره یِ هم صحبتی مان باز شد. او از هردری می گفت و من هم می شنیدم ... به نرمی آوردم در وادی زمین بازی واقعی! پرسیدم: راستی آقای غفاری! خونه گرفتی؟

- آری.

- چند گرفتی؟

- بیست ملیون با سی تومان کرایه.

- پس حاج آقا پولدارید دگه !

- نه بابا! پنج تومانش مال اخوی است و چهار تومانش را هم از صندوق دفتر تبلغات وام گرفته ام.

- واقعاً طلبگی هم برای خودش روزگار دارد، ها! بعد از سی(30) سال طلبگی، بیست تومان هم از خودمان نداریم که خانه برای زن و بچه مان رهن کنیم. شما که حد اقل یک اخویی دارید که چهار ، پینج ملیون – با عوض یا بدون عوض – در خدمت شما قرار میدهد و پرونده فعّالِ هم در حوزه علمیه دارید که میتوانید از طریق صندوق دفتر تبلیغات وام بی گیرید ... وای به حال بنده و امثال بنده که بعد از سی سال طلبگی  که یک دهه از ازدواجم گذشته ، تا کنون نتوانسته ام خودمو از زیر زمین های نمور نیروگاه برون بیارم! ...

- او هم شروع کرد به گفتن درد دلهای خودش.

زمینه را که خوب مساعد دیدم ؛ ازش پرسیدم: این حاجی میزبان امشب ما ، این خونه را چند رهن و اجاره کرده است؟

- رهن و اجاره نیست ! خریده است.

- چند؟

- صد و پنجا ملیون تومان نیمه کاره خریده بود، همین الان هم که تکمیلش نکرده ، سه صد میلیون(300000000)تومان خریدار دارد!

- راست میگی؟!

- دروغیم چیه؟ ازم پرسید: مگه امشب برای چه جناب دعوت شده است؟ مگر آن است که برای شیرنی خرید خانه و انتقال کوجش به این جا دعوت شده ای؟!

- کمی به سمت درب خزیدم و ایشان را هم به سمت خودم اشاره کردم که نزدیک بیاید! آهسته برایش گفتم: حاجی این همه پول را از کجا آورده؟ مگه تاجر است؟

- نه! ایشان "برنا" است برنایی بلد است.

- چند سال که "برنا" است؟

- ده ، دوازده سالی میشه !

- دوست عزیز! این آگاهی و آنلاینی روی دهکده جهانی ، دها سال مغز سر سوزاندان و درس خواندن طلبگی ، بهتر است یا برنایی ؟ برو جانم ، دنبال نون باش که خربوزه آب است. این حدیثی « إِنَّمَا الْعِلْمُ‏ ثَلَاثَةٌ ‏[1] » را که شنیده ای؟

- بَلِه ، بَلِه ! خیلی زیادم!

- قبلش را هم شنیده ای که حضرت (ص) می فرماید : « ذَاكَ عِلْمٌ لَا یَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ وَ لَا یَنْفَعُ مَنْ عَلِمَهُ » ؟

- آری!!

- میدانی مصداق «ذاک» امروز چیست؟ همین من و تو و دانسته های امثالِ من و توست! که « لَا یَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ وَ لَا یَنْفَعُ مَنْ عَلِمَهُ » اگر کسی همانند حاج یوسفی های میزبان ، ندانند ضرر نمی کند ، و کسانی همانند بنده و جناب عالی بدانند ، سودی بحال شان ندارند ! سال های سال همانند کرم های خاکی ، زیر زمین به زیر زمین زن و بچه شان را بی چرخانند ، سر آخر با کُله باری از بیماری های مختلف مکتسب از مکان های نمور ، راهی دکتر...

[1] كلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الكافی (ط - الإسلامیة)، 8جلد، دار الكتب الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.





نوع مطلب : اجتماعی، اخلاقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:12 ب.ظ
I am regular visitor, how are you everybody? This piece of writing posted at this web page is really nice.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب