تبلیغات
پندار پنجاب: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی - نحوه شهادت امام تقی ع
 
پندار پنجاب: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی
درباره وبلاگ


دوستان! چند سالی در کشور خودم به نام افغانستان آواره تر از دیار دگرانم، حال این معنی را بر خویش دارم می­ قبولانم که برای مردم ما هجرت، سفر دور درازی است که انتهای آن محکمه عدل الهی است. لذا هروقت دلم از نا مردمی ها و نامردی های اطرافیان و سران بی سر و حاکمان متعصب سود جویِ کشورم ... می گیرد سراغ « سلام مهاجر » رفته دل نوشته های که قطرات دریای دل گرفتگی های هجران همیشه خانه بدوشی هست را باشما در میان می گذارم . باری عزیزان؛
این جهان همچون درخت است‏ اى کرام *
ما بر او چون میوه‏ هاى نیم خام * سـخـتـگـیرى و تـعـصـب خـامى است *
تا جنینى کار خون آشامى است

مدیر وبلاگ : reza hassani
نویسندگان
سه شنبه 25 مهر 1391 :: نویسنده : reza hassani

اهمیت شهید امروز در کلام امام رضا علیه السلام

علی بن اسباط و عباد بن اسماعیل گفتند كه ما خدمت حضرت رضا علیه السّلام در منا بودیم فرزندش ابو جعفر را آوردند عرضكردیم این مولود مباركى است. حضرت فرمود: آرى‏ « هَذَا الْمَوْلُودُ الْمُبَارَكُ الَّذِی لَمْ یُولَدْ فِی الْإِسْلَامِ أَعْظَمُ بَرَكَةً مِنْه»‏‏[1] این فرزندى است كه در اسلام با بركت‏تر از این فرزند متولد نشده.

این که امام رضا ع شهید امروز را برکت بزرگ برای اسلام معرفی می نماید، این برکت چیست؟

برکت چیست؟

به نکته و تعریف اصلی برکت که علامه طباطبایی در تفسر المیزان به صورت مشروع آورده اکتفاء می شود- و به ادامه مطلب مرا جعه نمایید-

برکت: " بركت ثبوت خیر خداوندى است در چیزى "  و البركة ثبوت الخیر الإلهی فی الشی‏ء ... فالبركة بالحقیقة هی الخیر المستقر فی الشی‏ء اللازم له كالبركة فی النسل و هی كثرة الأعقاب أو بقاء الذكر بهم خالدا، و البركة فی الطعام أن یشبع به خلق كثیر مثلا، و البركة فی الوقت أن یسع من العمل ما لیس فی سعة مثله أن یسعه. [2]

سوال: این قضیه كه میگن همسر امام جواد علیه السلام بعد از زهر دادن به كنیزان دستور داد شادی كنن و نزاشت حتی كنیزی اب هم به امام بده صحت داره؟اگه صحت داره لطفا منبع اون رو هم بنویسید...

... لطفا ادامه مطلب را کلیک نموده مطالعه نمایید


[1] . قطب راوندى‏، الخرائج و الجرائح، نشر مدرسه امام مهدى‏ 1409 ق ، ج‏1، ص: 385

[2] . المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏7، ص: 281-280

این قضیه كه میگن همسر امام جواد علیه السلام بعد از زهر دادن به كنیزان دستور داد شادی كنن و نزاشت حتی كنیزی اب هم به امام بده صحت داره؟اگه صحت داره لطفا منبع اون رو هم بنویسید

پاسخ: با سلام. در مورد كیفیت شهادت آن امام مـظلوم به گزارش های مختلفی نقل شده است كه مشهورترین آنها در پی می آید:. . اما در هیچ یك از آن ها اشاره به مطلب مورد سوال شما نشده است. این مطلب حتی در میان منابع متاخر معتبر و مستند نیز به چشم نمی خورد.

نقل اول

ابن شهر آشوب در كتاب مناقب آل ابیطالب نقل می كند:

پس از آن كه مردم با معتصم بیعت كردند، به عبدالملك كه والى مدینه بود نامه ای نوشت تا آن حضرت را همراه ام فضل روانه بغداد كند، هنگامی كه حضرت وارد بغداد شد به ظاهر مورد احترام قرار گرفت، سپس معتصم به وسیله غلام خود اشناس شربتى براى امام فرستاد،
وقتی اشناس شربت را به خدمت آن حضرت آورد، عرض كرد: این شربتى است كه خلیفه براى خود ساخته است و پیش از شما خود و گروهى از بزرگان از آن نوشیده اند و امر كرده است شما هم آن را با یخ بنوشید. سپس یخ آورد و براى حضرت شربت آماده كرد. امام فرمود: در شب آن را مى نوشم . اشناس گفت : باید خنك نوشیده شود وگرنه یخ آن آب مى شود. هرقدر آن امام غریب مظلوم از آشامیدن امتناع نمود آن ملعون اصرار كرد و امام علیه السلام با علم به عمل آنان، آن شربت زهرآلود را نوشید. (2)

استاد علامه سید جفر مرتضی عاملی می گوید: « شاید معتصم در یك روز سه بار به مسموم ساختن امام علیه السلام اقدام كرده است تا مطمئن شود به هدف خود مى رسد، چنانچه در روایت اشناس نیامده است كه امام علیه السلام با نوشیدن آن شربت به شهادت رسید.» (3)

نقل دوم

علامه محمد تقی مجلسی (ره) در كتاب جلاء العیون نقل می كند:

معتصم یكى از نویسندگان خود را مامور كرد تا ابوجعفر علیه السلام را به منزل خود دعوت كند و زهرى در غذای آن حضرت بریزد. آن ملعون نیز چنین كرد ولى امام علیه السلام نپذیرفت و فرمود : تو مى دانى كه من در مجالس شما حاضر نمى شوم . آن شخص ‍ گفت : غرض إطعام شما است و متبرك شدن خانه ما به مقدم شریف شما، یكى از وزارء خلیفه نیز آرزوى ملاقات شما را دارد. پس آن امام مظلوم به اجبار آن شخص به منزل او رفت.

شیعیان، اطراف خانه امام مظلوم خویش جمع شدند و چون معتصم درصدد بر آمده بود آنان را از تشییع جنازه آن حضرت باز دارد، شمشیرهایشان را آویخته، براى ایستادگى تا پاى مرگ، هم پیمان شده بودند...
هنگامی كه غذا تناول فرمود، اثر زهر را در گلوى خود احساس نمود. برخاست و اسب خود را طلبید. صاحب خانه از او خواست نرود، امام علیه السلام فرمود: بیرون رفتن من از خانه تو براى تو بهتر است! وقتی حضرت بـه مـنـزل رسـیـد اثـر زهـر در بدن شریفش ظاهر شد و در تمام آن روز و شب منقلب بود تا آنكه مرغ روح مقدسش بـه بال شهادت به اعلی درجات بهشت پركشید. (4)

نقل سوم

علامه محمد حسین مظفر (ره) در كتاب تاریخ الشیعه نقل می كند:

معتصم كه از امام جواد علیه السلام حقد و كینه ای عمیق داشت، امام علیه السلام را به زندان افكند، اما سرانجام چاره ای ندید جز آنكه حضرت را از میان بردارد. به همین منظور امام علیه السلام را از زندان بیرون آورد و به همسر ایشان، ام فضل (دختر مامون) كه انحرافش از آن حضرت برای معتصم آشكار بود، زهرى داد و از او خواست آن زهر را به خورد امام علیه السلام بدهد. همسر امام خواسته او را اجابت كرد و امام علیه السلام با زهر معتصم مسموم گردید... (5)

شیخ عباس قمی (ره) در كتاب شریف منتهی الآمال به نقل از عیون المعجزات می گوید:

ام الفضل انگور رازقى را زهرآلود كرد و به نزد آن امام مظلوم آورد. وقتی حضرت از آن انگور مسموم تـنـاول نـمـود، اثر زهر در بدن مباركش ظاهر شد. در این هنگام آن ملعونه از كار خود پشیمان شد و گریه و زارى كرد، حضرت فرمود: اكنون كه مرا كشتى گریه مى كنى، به خدا سوگند كه به بلایى مبتلا خواهى شد كه درمان نشود...، و همان شد كه امام علیه السلام فرموده بود و با مرضی هلاك شد كه درمان پذیر نبود و درنهایت زیانكار دنیا وآخرت گردید.(6) مسعودى در اثبات الوصیة می گوید: معتصم و جعفر بن ماءمون هر دو ام فـضـل را واداشتند بر كشتن آن حضرت و جعفر بن مأمون به سزاى این امر در حال مستى به چاه افتاد و او را مرده از چاه بیرون آوردند.(7)

آن امام در سن جوانى در حالی كه تنها بیست وپنج بهار از عمر شریفش گذشته بود، از آتـش كینه دشمنان از پا درآمد.شیعیان، اطراف خانه امام مظلوم خویش جمع شدند و چون معتصم درصدد بر آمده بود آنان را از تشییع جنازه آن حضرت باز دارد، شمشیرهایشان را آویخته، براى ایستادگى تا پاى مرگ، هم پیمان شده بودند...

پی نوشتها:

1. مسعودى، أبو الحسن على بن الحسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج3، ص464.
2. ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابیطالب، ج 4، ص 384.
3. عاملی، جعفر مرتضی، الحیاة السیاسیة للإمام الجواد علیه السلام، ص101.
4. مجلسی، محمد تقی، جلاء العیون، ص 968.
5. مظفر، محمد حسین، تاریخ الشیعه، ص56.
6. قمی، عباس، منتهی الآمال، باب یازدهم، فصل پنجم.
7. مسعودى، أبو الحسن على بن الحسین، إثبات الوصیة، ص 227.





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 09:14 ب.ظ
This piece of writing offers clear idea designed for the new viewers of blogging, that actually how
to do blogging.
جمعه 19 آبان 1391 06:21 ق.ظ
سلام دوست عزیزم
گپ شما البته صحیح است.
بنده نظر شخصی ام را عرض نكردم.
گرچه تأسیس اینگونه اماكن (مراكز تدریس وهابیت)برای تشیع خوب نیست ولی با این حال من مخالفتی با آن ندارم زیرا سران ادیان و مذاهب حق دارند در چهار چوبی صحیح دین یا مذهب خود را تبلیغ كنند.
و قبول یا رد آنها توسط مردم اولا به شیوه تبلیغ و دوما به محتوای اصلی دین یا مذهب و سوما به خود مردم بستگی دارد.
و این مسئله نه تنها باعث سقوط نمی شود بلكه باعث رشد فكری و اعتقادی جامعه هم میشود.
اگر مذهب ما حق است پس نباید از هیچ تبلیغی بترسیم و باید به جای سنگر گرفتن علمای خودمان را برای تبلیغ شعاعر اصلی تشیع بسیج كنیم!
یا حق
reza hassaniسلام دوست بسیار کرامی جناب علی رضا جان. من کمتر به بخش نظرات وبلاگم مراجعه می کنم می بخشید. ولی به هر روی وبلاگ شما در موضوعات دینی برای عامه مردم قابل استفاده است.
ولی دوست عزیز من شما را در اصفهان به یاد نمیاورم. شاید دیده باشم و باهم صحبت کرده باشیم چون اسامی زودتر از مخزن الفاظ میرود لطفا با این امیل در تماس باشید و عکس تان را هم برایم بفرستید تا بیشتر شما را بشناسم و مکاتبات بیشتری داشته باشیم.
حضور شما در مزار و اخبار احوالات و اطلاعات شما از آن قابل استفاده است.
متشکرم رضا حسنی
hasanir30@yahoo.com
www.rezahasani.mihanblog.com
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب