تبلیغات
پندار پنجاب: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی - قوی ترین مظلوم
 
پندار پنجاب: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی
درباره وبلاگ


دوستان! چند سالی در کشور خودم به نام افغانستان آواره تر از دیار دگرانم، حال این معنی را بر خویش دارم می­ قبولانم که برای مردم ما هجرت، سفر دور درازی است که انتهای آن محکمه عدل الهی است. لذا هروقت دلم از نا مردمی ها و نامردی های اطرافیان و سران بی سر و حاکمان متعصب سود جویِ کشورم ... می گیرد سراغ « سلام مهاجر » رفته دل نوشته های که قطرات دریای دل گرفتگی های هجران همیشه خانه بدوشی هست را باشما در میان می گذارم . باری عزیزان؛
این جهان همچون درخت است‏ اى کرام *
ما بر او چون میوه‏ هاى نیم خام * سـخـتـگـیرى و تـعـصـب خـامى است *
تا جنینى کار خون آشامى است

مدیر وبلاگ : reza hassani
نویسندگان
جمعه 15 دی 1391 :: نویسنده : reza hassani

قدرت مندترین مظلوم

متن سخنرانی مدیریت وبلاگ در اربعین سردار شهداء کربلا امام حسین (علیه السلام)

 عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام، قَالَ: «لَمَّا حَضَرَ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ علیهما السلام الْوَفَاةُ، ضَمَّنِی إِلى‏ صَدْرِهِ، ثُمَ‏  قَالَ: یَا بُنَیَّ، أُوصِیكَ بِمَا أَوْصَانِی بِهِ أَبِی علیه السلام حِینَ حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ، وَ بِمَا «6» ذَكَرَ أَنَّ أَبَاهُ علیه السلام أَوْصَاهُ بِهِ علیه السلام، قَالَ: یَا بُنَیَّ، إِیَّاكَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَایَجِدُ عَلَیْكَ‏ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ‏»(1). 

امام باقر باقر (علیه السلام): هنگام که پدرم در شروف موت قرار گرفت ، مرا به در آغوش گرفت و به سنیه اش چسپانید و فرمود: ای پسرک عزیزم! تو را وصیت می کنم به چیزی که پدرم اباعبدالله (علیه السلام) به هنگام وفاتش به من وصیت نمود: فرزند عزیزم! بپرهیز از ظلم و آزار رساندن نسبت به كسى كه غیر از خداوند متعال یاوری ندارد.

ضمن تسلیت و تهنیت چهل و مین روز شهادت سالارشهیدان و پیروزی واقعی ای خون بر شمشیر. به همین مناسبت، توجه شما پیروان مظلوم آن امام معصوم را به کلام کوتاهی آن حضرت خواستارم. با وجود که این سخن کوتاست ولی بسیار عمیق و پرمعنی، به روز و متبلا به است؛ گذشته از آن مصادق و شواهد فرواوان در تاریخ بشر دارد در همین تاریخی معاصر که حتی جوانان  و نوجوانان این مجلس به خاطر دارند که قابل فرموشی هم نیست از دلائل مستدل و مستند این سخن کوتاه و گویاهی اباعبد الله الحسین (علیه السلام)می باشد.

جواب دندان شکن طالبان 

حضرت با تأکید دلسوزانه با خطابی « یا بُنَىَّ » (ای فرزندک عزیزم!) یعنی فرزندم! با وجود که تو بالغ و عاقل و رشید و عالم هستی بلکه بالاتر از رشد و علم، تربیت شده ای خانواده عصمت و مکتب اهلبیت عصمت و طهارت هستی، ولی نسبت به عظمت و اهمیت این مطلب که به تو وصیت می کنم  «بُنَی» هستی، کوچک هستی. «بُنَی»، مصغّر «ابن» یعنی بچه کوچلوی بسیار عزیز. یعنی این مطلب از نظر امام حسین (علیه السلام)بسیار مهم و قابل توجه است که حضرت فرزند رشید و عالم معصوم از خطای خودش را با خطاب «یا بُنَی» طی وصیتی اخطار می دهد که:  فرزندک عزیزم! مواظب باش و بی پرهیز! مبادا به کسی ستم و زورگویی کنی که در مقابل ظلم و ستم تو، جز خداوند یار و یاور که او را یاری نماید ندارد.

آری! این سخن حضرت امام حسین (علیه السلام)چنان از نظر فصاحت و بلاغت، گویا مأکد به تأکیدات فروان است که اگر از این منظر دقت و تجزیه شود، مثل فلم مستند است که از استقراء تام بدست آمده باشد یعنی واقعیت تجربه شده ی مکرر بوده و نتیجه قطعی دارد که: اگر کسی به مظلوم و مظلومانی ستم روا بدارد که جز خدا پناگاهی در مقابل ظلم ظالم ندارند، ظالم با این کارش به جنگ خداوند رفته است و با خداوند قادر و قهار طرف است. جالب توجه است که این کلام، نقطه ای که ظالم فکر می کند ظلم به چنین مظلومی به نفع اوست و هیچ خطری ندارد، حضرت فعل مضارع منفی بکار برده « لایَجِدُ عَلَیْكَ ناصِرا » یعنی ظالم! خیال می کند که مظلوم، علیه او هیچ یار و یاور، زور و قدرتی ندارد! فقط خیال است یک خیال واهی؛ واقعیت این اندیشه ی باطل با کلمه ی « إلاّ اللّهَ » نشان داده شده است. 

این وصیت امام حسین (علیه السلام)برداشت از قرآن کریم که به کسانی تصمیم دارند با ستمکاری مال یتیم را بی خورند، اخطار می دهد « وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْیَتیمِ إِلاَّ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَن‏(انعان/ 152)» خداوند سبحان اخطار می دهد و نهی می نماید که با نیت و غرض بد به مال یتیم نزدیک نشوید که اگر بخورید که واویلا « إِنَّ الَّذینَ یَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما یَأْكُلُونَ فی‏ بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعیراً (نساء/ 10)» شکم شما را آتش میزنم. زیرا یتیم از مصادق اکمل واضح مظلوم بی پناه است که جز خداوند یار و یاوری برایش مفروض نیست.

از آن جای که خداوند صریحاً از این دسته مظلومین بی پنا که جز او یار و یاوری ندارد، اعلام پشتبانی یاری قطعی نموده، منطقه آنها را قروقگاه خویش قرار داده است به پیامبرش هم تذکر این قروقگاه را می دهد که اما تو ای پیامبر به پاس نعمت من یتیم را نیازاری « فَأَمَّا الْیَتیمَ فَلا تَقْهَرْ (الضحی/ 9)» تا بدین وسیله مردم بیشتر متوجه خطر شوند که هر کس درین وادی وارد شود، از خداوند نسبت به انتقام مظلومین بی کس توقع رحمت و رأفت نداشته باشند.

البته ظالمان که به چنین مظلومین بی پناهی ستم کردند و گرفتار پیامد عمل ستمکارانه ی شان قرار گرفتند، در تاریخ و زندگی روزه مره ما بسیار دیده می شود، به فرموده امر المؤمنین علی (علیه السلام)« مَا أَكْثَرَ الْعِبَرَ وَ أَقَلَّ الِاعْتِبَار ». چه فراوان است عبرتها، و چه اندك‏اند عبرت گیران. شواهد زنده تاریخی معاصر که حتی نوجوانان این مجلس می دانند از دلائل مستدل و مستند این سخن کوتاه و گویاهی اباعبد الله الحسین (علیه السلام)می باشد را یاد آوری می شود.

گذشته از آن وصیت امام حسین (علیه السلام)به فرزندش مصادق و شواهد فرواوان در تاریخ بشر دارد بلکه در همین تاریخی معاصر که حتی جوانان  و نوجوانان این مجلس به خاطر دارند که قابل فرموشی هم نیست از دلائل مستدل و مستند این سخن کوتاه و گویاهی اباعبد الله الحسین (علیه السلام)می باشد، جنایات فجیح آواخر دهه هفتاد گروه طالبان علیه مردم مسلمان مظلوم افغانستان می باشد. وقت که طالبان، با حمایت نظامی پاکستان و اقتصادی عربستان سعودی با رهبریت اسامه بن لادن وهابی، تربیت شده سازمان جاسوسی امریکا که روزی با موشک های منحصر به فرد «استنگیر» وارد افغانستان شده بود، به افغانستان تسلط یافتند، از هیچ جرم و جنایت نسبت به مردم مظلوم و بی پناه مسلمان افغانستان دریغ نورزیدند، ستم های به این مردم رواداشتند که زبان از بیانش شرم دارد که گورهای دسته جمعی شعیان مظلوم و پیروان امام حسین (علیه السلام)تا همین سالهای هشتاد شش در بامیان و مزار کشف شد و در اختیار رسانه ها قرار گرفت. اصلا به مخیّله شان هم نمی گنجید که یک روزی اینها بوسیله همان حامیان شان مجازات شوند و دست انتقام الهی از آستین صاحبان «موشک هاس استنگیر» برون بیاید، بوسیله هواپیماهای بدون سرنشین با موشک های هوشمند، غارهای تورابورا و جنگلستانهای سر به فلک کشیده بلوط پاکستان قبرستان سران جنایتکاران مردم بی گنا کنند.

بن لادن را چه کسانی به هلاکت رساند؟ همچنان سران جنایتکاران جنگی طالبان را؟

باور نمایید که اگر خاورمیانه هم دست بدست هم میدادند، یک فرد از افراد سران جنگی و قومندانانن و فرماندهان طالبان نمیتوانیستند، از سراخهای سرحدات پاکستان برون بکشند، تا چه رسد به مردم مظلوم فقیر افغانستان. از بس که این جنایتکاران زیاد به هلاکت میرسیدند، جنازه های فرماندهان به هلاکت رسیده شده ها را در میان دسته جات عروسی و مراسم عروسی نشان می داند که اربابان دیروزشان تحت فیشار رسانه های خبری قرار گیرند و کمتر این جنایتکاران را به هلاکت برسانند.

آری! همانهای در قبال جنایت به اصطلاح پیروز مندانه طالبان پای کوبی و شادی می کردند فکر نمی کردند که قبل از شراکت شان در عذاب جهنم در همین دنیا هم شریک پیامدهای طالبان خواهند بود، این صریح سخن رسول اکرم و امرالمؤمنین علی (علیه السلام)است که می فرماید:« الرَّاضِی‏ بِفِعْلِ‏ قَوْمٍ كَالدَّاخِلِ فِیهِ مَعَهُمْ وَ لِكُلِّ دَاخِلٍ فِی بَاطِلٍ إِثْمَانِ إِثْمُ الرِّضَا بِهِ وَ إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ .» كسى كه خشنود شود بكار جماعتى مثل كسى است كه داخل شود در آن كار با ایشان و از براى هر كه داخل شود در باطلى دو گناه است یكى گناه خشنودى به آن باطل و دیگرى گناه عمل به آن. پیروزی سردمداران بنی امیه به رهبری یزید فاسق، به چهل روز هم نکشید که امروزه شما پیروان حسین مظلوم اربعین آن حضرت و یاران باوفایش را برپامیدارید.

پیروان مظلوم و مهاجر امام حسین (علیه السلام)! زیاد نگران نباشید! بزودی خداوند قلم بدستان فارسی نویس که امروز در روزنامه ها سایت ها علیه شما می نوسیدند، شما فکر نکنید، هیچ یار و مددکاری در برابر این قلم بدستان تنگ نظر نادان ندارید، شما مظلومید، بسیار مظلوم تر از فلسطنیان و مظلومان جهان، حتماً این زخم زبانهای که از زخم شمشیر هم دردناگ تر و به قول امر المؤمنین ع: « جِرَاحَات السِّنَانِ لها الْتِئامُ‏ و لا یلْتَامُ ما جَرَحَ اللِّسان‏»  التیام ناپذیر است، بزودی در برابر شما قد خم کرده کمرش را خدا می شکند.

زخم زبان برای انسانهای با شخصیت و جوان مرد بسیار دردناگتر از زخم شمشیر است! به همین دلیل بود وقت که از امام سجاد (علیه السلام)سلام سوال شد که کدام مصائب کربلا و شام برای شان بزرگ و ناراحت کننده بود؟ حضرت نگفت آن مصیبت که پدرم بر سر نعش برادر جوانم علی اکبر فرمود: « عَلَى الدُّنْیَا بَعْدَكَ الْعَفَاءُ. » پسرم! بعد از تو زندگی این دنیا بی صاحب باد؛ نگفت آن مصیبت که پدرم حسین (علیه السلام)نسبت به آن گفت: «أخى! الان انكسر ظهرى‏ و قلّت حیلتى و شمت بى عدوّى.» برادرم! عباسم! اینك با به خاك افتادن تو دیگر كمرم شكست، و تدبیر و چاره‏ام، محدود و اندك شد و دشمن تجاوزكار به شماتت من برخاست؛ نفرمود آن مصیبت بزرگ از بس عظمت و شدت هر دو كف دست را بزیر خون گلوى كودك گرفت و چون كفهایش پر از خون شد خون را بسوى آسمان پرتاب نمود سپس فرمود: « هَوَّنَ عَلَیَّ مَا نَزَلَ بِی أَنَّهُ بِعَیْنِ اللَّه.» آنچه مصیبت وارده را بر من آسان می كند این است كه خداوند مى‏بیند، ...بنا بر روایت امام سجاد سه بار فرمود: «الشام الشام الشام»

جابر بن ‏عبدالله‏ انصارى اولین زائر کربلایِ اربعین امام حسین (ع)  – سال 61 هجرى قمرى / 20 صفر

بیستم صفر روز اربعین شهادت امام حسین علیه السلام و یارانش است. این روز، روز زیارت امام حسین علیه السلام است و براى آن، زیارت هاى ویژه اى از امامان معصوم علیه السلام نقل شده است.

در این روز جابر بن عبدالله انصارى وارد كربلا گردید و قبر مطهر امام حسین علیه السلام را زیارت كرد. او نخستین زایرى بود كه با معرفت، موفق به زیارت قبر آن حضرت گردید.

جابر بن عبدالله انصارى كه در هنگام شهادت امام حسین علیه السلام، به احتمال زیاد در مدینه حضور داشت و از قیام و شهادت آن حضرت بى اطلاع بود، پس از آگاهى از جنایت سپاهیان یزید و شهادت امام حسین علیه السلام و یاران وفادارش در كربلا، عازم كوفه گردید تا از این رویداد بزرگ، به خوبى آگاه شود.

وى، پس از اطلاع كامل از نحوه شهادت و بدست آوردن نشانى محل شهادت امام حسین علیه السلام، عازم سرزمین كربلا گردید و نخستین كسى بود كه توفیق زیارت قبر امام حسین علیه السلام را بدست آورد و پایه گذار سنت حسنه زیارت مرقد پیشواى شهیدان، حضرت امام حسین علیه السلام گردید.

عطیة بن سعد بن جناده عوفى كوفى در حدیث، گفت: ما بیرون رفتیم با جابر بن عبدالله انصارى به جهت زیارت قبر حضرت حسین علیهالسلام.

زمانى كه به كربلا وارد شدیم، جابر نزدیك فرات رفت و غسل كرد، پس جامه را لنگ خود كرد و جامه دیگر را بردوش افكند. سپش بسته اى را گشود خود را معطر نمود. سپس به جانب قبر روان شد و گامى برنداشت مگر با ذكر خدا، تا نزدیك قبر رسید. مرا گفت تا دست او را به قبر گذارم.

من دست وى را به قبر گذاشتم. چون دستش به قبر رسید بى هوش بر روى قبر افتاد. پس آبى بر وى پاشیدم تا به هوش آمد و سه بار گفت: یا حسین! پس گفت: حَبیبٌ لایُجیبُ حَبیبَهُ؛ آیا دوست، جواب نمى دهد دوست خود را؟ گفت: كجا توانى جواب دهى و حال آن كه در گذشته از جاى خود رگ هاى گردن تو و آویخته شده بر پشت و شانه تو، و جدایى افتاده بین سر و تن تو.

شهادت مى دهم كه تو فرزند خیر النبیین و پسر سیدالمؤمنین و فرزند هم سوگند تقوى و سلیل هدى و خامس اصحاب كساء و پسر سیدالنقباء و فرزند فاطمه سیده زن ها مى باشى.

دل هاى مؤمنین از فراق تو خوش نیست ، حال آن كه شكى ندارد در نیكویى حال تو. پس بر تو باد سلام خدا و خشنودى او. و همانا شهادت مى دهم كه تو گذشتى بر آن چه گذشت بر آن برادر تو یحیى بن زكریا. پس جابر برگردانید چشم خود را بر دور قبر و شهدا را سلام كرد، بدین طریق: «اَلسَّلامُ عَلَیْكُمْ اَیَّتُهَا الْاَرْواحُ الَّتى حَلَّتْ بِفِناءِ قَبْرِ الْحُسَینِ عَلَیه السَّلامُ وَ اَناخَتْ بِرَحْلِهِ، اَشْهَدُ اَنَّكُمُ اَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَیْتُمُ الزَّكوةَ وَ اَمَرْتُمْ بِالمَعْروُفِ وَ نَهَیْتُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ جاهَدْتُمُ الْمُلْحِدینَ وَ عَبَدْتُمُ اللّهَ حَتّى آتیكُمُ الْیَقینُ».

پس گفت: سوگند به آن كه برانگیخت محمد صلى الله علیه و آله را به نبوت حقه كه ما شركت داریم شما را در آن چه داخل شدید در آن.

عطیه گفت: به جابر گفتم: چگونه ما با ایشان شركت كردیم و حال آن كه فرود نیامدیم ما وادى اى را، و بالا نرفتیم كوهى را و شمشیرى نزدیم؟ و اما این گروه، پس جدایى افتاده مابین سر و بدنشان، و اولادشان یتیم و زنانشان بیوه گشته اند.

جابر گفت: اى عطیه! شنیدم از حبیب خود رسول خدا صلى الله علیه و آله كه مى فرمود: هر كه دوست دارد گروهى را، با ایشان محشور شود و هر كه دوست داشته باشد عمل قومى را، شریك شود در عمل ایشان. پس قسم به خداوندى كه محمد صلى الله علیه و آله را براستى برانگیخته كه نیت من و اصحابم بر آن چیزى است كه گذشته بر او حضرت حسین علیه السلام و یاورانش.

به این ترتیب، جابر بن عبدالله انصارى نه تنها خود موفق به زیارت ابا عبدالله الحسین علیه السلام گردید، بلكه با رفتار و گفتار خود، زیارت امام حسین علیه السلام و سایر شهیدان كربلا را در میان دوستداران اهل بیت علیهم السلام رواج داد.



[1] - كافی (ط - دارالحدیث)    ج‏4    25 ، -وسائل الشّیعة : ج 11، ص 339، بحارالا نوار: ج 46، ص 153، ح 16.

[2] در حقیقت، كسانى كه اموال یتیمان را به ستم مى‏خورند، جز این نیست كه آتشى در شكم خود فرو مى‏برند، و به زودى در آتشى فروزان درآیند.

[3] نهج البلاغة (للصبحی صالح)       528     [303] 297 ..... ص : 528

[4] تصنیف غرر الحكم و درر الكلم، الفصل الثانی فی الأمر بالمعروف و النهی عن المنكر ..... ص : 331

[5] اللهوف على قتلى الطفوف / النص    114

[6]  ابن نما حلى، جعفر بن محمد- كرمى، على،‏ در سوگ امیر آزادى ( ترجمه مثیر الأحزان )، ناشر: حاذق‏1380 ش‏، ص: 259

[7] اللهوف على قتلى الطفوف / النص    117





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها : عوامل شکست طالبان، بزرگترین حامی مظلومین،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 خرداد 1396 09:32 ق.ظ
I don't know whether it's just me or if perhaps everyone
else encountering issues with your site. It appears as though some of the
text in your content are running off the screen. Can somebody
else please comment and let me know if this
is happening to them too? This might be a problem
with my internet browser because I've had this happen before.
Kudos
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 03:34 ق.ظ
We absolutely love your blog and find almost all of your post's to be
exactly what I'm looking for. Would you offer guest writers to write content
to suit your needs? I wouldn't mind writing a post or elaborating on a few of
the subjects you write about here. Again, awesome site!
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 10:17 ق.ظ
This is really interesting, You're an excessively skilled blogger.
I have joined your rss feed and sit up for seeking extra of your wonderful post.
Additionally, I have shared your website in my social
networks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب