تبلیغات
ریسِ قلم: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی - تفاوت توهین دین و مؤمن
 
ریسِ قلم: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی
درباره وبلاگ


دوستان! چند سالی در کشور خودم به نام افغانستان آواره تر از دیار دگرانم، حال این معنی را بر خویش دارم می­ قبولانم که برای مردم ما هجرت، سفر دور درازی است که انتهای آن محکمه عدل الهی است. لذا هروقت دلم از نا مردمی ها و نامردی های اطرافیان و سران بی سر و حاکمان متعصب سود جویِ کشورم ... می گیرد سراغ « سلام مهاجر » رفته دل نوشته های که قطرات دریای دل گرفتگی های هجران همیشه خانه بدوشی هست را باشما در میان می گذارم . باری عزیزان؛
این جهان همچون درخت است‏ اى کرام *
ما بر او چون میوه‏ هاى نیم خام * سـخـتـگـیرى و تـعـصـب خـامى است *
تا جنینى کار خون آشامى است

مدیر وبلاگ : reza hassani
نویسندگان
شنبه 14 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : reza hassani

تفاوت توهین دین و مؤمنکشتار شیعیان هزاره

با حجب حیایی که معلوم بود از دین سر منشأ داشت ، در حال که سرش را پاین نگهداشته بود گفت: " حاج آقا! به من گفت که هیچ عذری قابل قبول نیست، از کما هم زنده برون بیایی و تأخیر داشته باشی، باید جریمه تو بی پردازی"! "حاج آقا! من دگه اسلامِ ایران را قبول ندارم" ...

توهین تروریست های وهابی، به مدفن و آرامگاه "حجر بن عدی(ره)"(1) و سر بریدن شعیان در سوریه و در جای جای کشورهای اسلامی، کار بسیار شنیع ضد اسلامی است که از وهابیان جاهل بروز ظهور دارد. گرچند این جاهلان و مغرضان و معاندان آگاه سعی به توهین و سست کردن اسلام و دین مبین آخرین پیام آور الهی دارند. ولی این کار سلفی های وهابی، همان تکرار تاریخ بنی امیه و بنی عباس می باشد که جز به سستی خود شان و استحکام اسلام در قلوب مسلمین نتیجه دیگری برای آنها نخواهد داشت.

ولی آنچه که مهم است، توهین و سست کردن دین است که خطرناک تر از اعمال شنیع وهابیت محسوب می شود. زیرا اگر دین دین در قلوب جوانان سست شود، دین داران را هم از پای در میاورد.

تفاوت مهم توهین به دین و توهین به مؤمن، در این است که با سر بریدن مؤمن، ایمان در قلوب مسلمانان و انسانهای آگاه، رشد می نماید، ولی توهین و سست کردن دین، زمینه ای کاهش دین داران و مؤمنین را فراهم می کند. لذا وهابی های سلفی، هر چه بیشتر دست به جنایات و شهادت مؤمنین در پاکستان دست میزنند، از میان این خون آتش، شعله ایمان در قلوب جوانان برافراشته تر میشود. برای همین سالها است که وهابیت، با شیوهای مختلفی دست به این جنایات میالایند ولی مسلمانان آن کشور به دین وایمان شان پای بند تر می شوند و متحدتر. ولی برخوردهای غیر اسلامی با مهاجرین مقیم ایران بویژه شعیان، سستی و کاستی بنیاد شیعه در افغانستان را بیشتر فراهم کرده است؛ مثلاً وقت به صورت برحمانه ای جوانی که از افغانستان برای زیارت آمده ولی به صورت غیرقانونی از کنار و صحن حرم دست گیر میشود، به دلیل آن که وقت پاسپورتش یک روز بیشتر نمانده است، به صورت بسیار نرمی سر دین را در میدان دل این جوان و بستگان و دوستانش می برد. یا آنچه که همین چند روز قبل در پلیس مهاجرت دیدم، نوجوان که به زور رقم اعداد می شد تاریخ تولدش – فکر نمی کنم درست باشد – به 16ساله نوشت ، ایشان را بخاطر آن که پاسپورتش در جیب پرهنش شسته شده بود، از بعد طی مراحل الزامی واجباری اخذ پاسپورت المثنی که منجر به تأخیر موجه گردیده بود، پلیس مهاجرت عذرش را نپذیرفته و چهارصد هزارتومان او را جریمه کرده بود. در حال که آن جوان شاید در طول 360روزی سال چهار صد هزار تومان هم نمیوانیست بدست بیاورد ، لبان خشک تره کیده، صبحانه نخورده بود، پول نهار هم که نداشت، برگه رسید جریمه اش را تقدیم پلیس مهاجرت می کرد.

زمانی که خواستم او را تسلی دلداری بدهم که راهنمایی اش کنم شاید نتوانسته عذرش را درست ارائه نماید ...

با حجب حیایی که معلوم بود از دین سر منشأ داشت ، در حال که سرش را پاین نگهداشته بود گفت: " حاج آقا! من عذرامو گفتم . به گفت: هیچ عذری قابل قبول نیست، از کما هم زنده برون بیایی و تأخیر داشته، باشی باید جرمیه ات را بی پردازی"! ... "حاج آقا! من دگه اسلام ایران را قبول ندارم" ... با سر پاین و قلب شکسته، پیاده راه افتاد به سمت میدان ولی عصر ... هر چه تلاش کردم که به یک بهانه ای او را نگهدارم تا رفتار پلیس مهاجرت را از نظام ایران و اسلام انیران جدا کنم به این امید گفتم: آقا پسر! میدان ولی عصر دور است بیابریم اتوبوس، من هم می روم "مترو" ...

کمی گردنش را به سمت من چرخاند و گفت: " پول اتوبوس ندارم!، یکسره میرم شابدالازیم (شاه عبد العظیم) پیاده میشم" ...سپس رویش را از من برگرداند و به راهش ادامه داد.

گفتم: آقا پسر مشکلی نیست، من کارت اتوبوس و متیرو دارم، خسته ای بیا ...

گفت: "حاج آقا! ممنون، من چهار ماهه این راهو پیاده آمده و رفته ام  و تا آخرش هم میرم ولی اسلام ایران و قبول ندارم"!!...


1) شهادت حجر تأثیر بسیاری بر روحیه مردم گذاشت و موج نفرت از خاندان اموی سراسر جامعه اسلامی را فرا گرفت، به طوری که عایشه هنگامی که در مراسم حج با معاویه ملاقات کرد، به او گفت:« چرا حجر و یاران او را کشتی و از خود شکیبایی نشان ندادی؟ از رسول خدا شنیدم که فرمود در « مرج عذراء » جماعتی کشته می شوند که فرشتگان آسمان از کشته شدن آنها خشمگین خواهند شد.»معاویه برای این که عمل خود را توجیه کند گفت:« در آن زمان هیچ مرد عاقل و کاردانی نزد من نبود تا مرا از این کار باز دارد.»گفته‌اند که حجر مستجاب الدعوه بود.





نوع مطلب : اجتماعی، اخلاقی، 
برچسب ها : جریمه تأخیر ویزه،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 4 تیر 1396 11:10 ب.ظ
These are actually great ideas in concerning blogging. You have
touched some fastidious factors here. Any way keep up wrinting.
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 08:57 ب.ظ
First off I want to say superb blog! I had a quick question that I'd like to
ask if you do not mind. I was curious to know
how you center yourself and clear your head prior to writing.
I've had trouble clearing my thoughts in getting my ideas out there.
I do take pleasure in writing however it just seems like the first 10 to 15 minutes are
usually wasted simply just trying to figure out how to
begin. Any ideas or tips? Many thanks!
جمعه 25 فروردین 1396 06:29 ب.ظ
I always emailed this web site post page to all my associates, as if like to read it after that my links will
too.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب