تبلیغات
پندار پنجاب: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی - پیامد تضاد در دینداری
 
پندار پنجاب: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی
درباره وبلاگ


دوستان! چند سالی در کشور خودم به نام افغانستان آواره تر از دیار دگرانم، حال این معنی را بر خویش دارم می­ قبولانم که برای مردم ما هجرت، سفر دور درازی است که انتهای آن محکمه عدل الهی است. لذا هروقت دلم از نا مردمی ها و نامردی های اطرافیان و سران بی سر و حاکمان متعصب سود جویِ کشورم ... می گیرد سراغ « سلام مهاجر » رفته دل نوشته های که قطرات دریای دل گرفتگی های هجران همیشه خانه بدوشی هست را باشما در میان می گذارم . باری عزیزان؛
این جهان همچون درخت است‏ اى کرام *
ما بر او چون میوه‏ هاى نیم خام * سـخـتـگـیرى و تـعـصـب خـامى است *
تا جنینى کار خون آشامى است

مدیر وبلاگ : reza hassani
نویسندگان
شنبه 2 مهر 1390 :: نویسنده : reza hassani

پیامد تضاد در دینداری

... مدارک می باید اسکن می کردم هرچه زودتر بفرستم مالیزی. با عجله آمدم مدرسه حجتیه بخش کافی نیت که آنها را اسکن کنم. دیدم نیم کت انتظار کافی نت خیلی شلوق و صف بود!! با خود گفتم: نزدیکای ظهر است! چه صف برای اینترنت؟! به کامپیوترها که دیدم خلوت بود، سه چهار نفر بیشتر پشت کامپیوترها نبودند!! این دگه خیلی برایم تعجب آور بود. سستیم ها خالی ولی صف انتظار طولانی!!. فلشم و درآوردم و مدارک را گذاشتم روی میز کارمند کافی نیت برایش گفتم:کمی عجله دارم لطفاً چند تا اسکن می خواهم. او زیاد به حرفام توجه نکرد و سخت مشغول بود و پشت سرهم چیزهای را می گذاشت داخل اسکن و اسکن می گرفت و تند و تند جدول که از سایت باز شده بود پور می کرد ... باز خواسته ام را تکرار کردم که ایشان با متانت گفت: این بنده های خدا همه صف اند و اسکن می خواهند ...

خدا یا! این همه آدم آمده همه اسکن می خواهند؟ مگر چه خبر است؟ برون همه اسکن ها تعطیل شده؟ ... کمی دقت کردم، دیدم این بنده های خدا هم اسکن می خواهند و هم کار دگه ای که آن اسکن ها را مطابق جدول خواسته شده و آبلود می کند و سوالهای می پرسد ... بلی داشت هم اسکن می کرد و هم ثبت نام!

گفتم: آقا می بخشید! من فقط اسکن می خواهم... .

پرسید: ثبت نام نمی خواهید؟

زود اسکن کرد. چون اینترنت خلوت بود، ازش خواستم که یکی از دستگاه برایم باز کند. زود مشغول شدم وبلاگ و بعد امیل ... را پشت سرهم باز می کردم که متوجه شدم یک روحانی در کنار من روی دستگاه بغل دستی من نشسته زول زده به کارهای من، آخر سر پرسید: شما رمز این دستگاه ها را دارید؟

نه! حاج آقا، باید از مسئول کافی نیت بخواهید ...؛

- آخر ایشان مشغول است وقت ندارد ثبت نام کند، ممکن است ازم ثبت نام نمایید؟

- آخرحاج آقا! این دستگاه ها ساعتی هزینه می خواهد!

گفت: من هزینه اش را میدم ...

- باشد حاج آقا! کارهایم کم مانده است ... . تو دلم گفتم: ببینم این حاج چه ثبت نام دارند و این آقا یان که صف گرفته اند ....

آری! دیدم که "جامعة المصطفی العالمیة" که بخش حوزه علمیه خارجی ها است، از طلاب و روحانیون که در مرکز پرونده تحصیلی ندارد ثبت نام به عمل می آورد. قبل از ثبت نام ملزم کرده است که دانش پژو باید اطلاعیه آن را بخواند.

اطلاعیه را باز کردم که فایل PDF هفده صفحه ای و یک فایل دگر هم به همین حدود!!!

گفتم: حاج آقا! این این اطلاعیه ها را بخواهی بخوانی یک روز وقت لازم است ... کمی به صورت عجله مرور کردیم، زمان ثبت نام گذشته بود! تازه شرائط سنّی آن اطلاعیه به حاج آقا نمی خورد! چون ظاهرا آن طور که یادم میاد، بالاترین سن، 35 سال بود و حاج آقا تقریباً پنجا سال داشت! ...

گفت: پسر دنبال این حرف ها نباش، ما مجبوریم و معذور، باید ثبت نام کنیم!!!

- یعنی چه حاج آقا؟!

- جانم! اگر بخواهی بری در همین تابلوی مدرسه حجتیه بوبینی وقتش تمدید شده است.

- خوب سنش هم تمدید شده است؟

- صحبت شده که شرایط سنی حذف شده است!

.... نوشتم و نوشتم، تا آمد به این جا رسید که سطح تحصیلات را تعیین کنم؛ پرسیدم: حاج کارشناسی می خواهی یا ارشد؟

گفت: قرار است ما مشغول تحصیل در سطح دکترای حوزه شویم! گزینه دکترا را انتخاب نمایید!

- حاج آقا سطح دکترا ندارد، فقط کارشناسی و کارشناسی ارشد هست! ...

داشتم از تعجب شاخ در میاوردم و می نوشتم و می پرسیدم ... آخر سر حاج آقا گفت: پسر خوب! تو همه را بنویس، بعد بیا برون تا برایت توضیح بدم .

... پسر خوب! آن امکانات که در اطلاعیه دیدی از قبیل اساتید برتر و فضای برتر ... همه کشک است. بهترین اساتید و بهترین درس ها و صمیمی ترین فضای درسی و تحصیلی علوم دینی خارج از جامعة المصطفی وجود دارد. اما آن صف که دیدی با ولع داشت ثبت نام می کردند، همه مجبور بودند! چون آخرین روز زمان تمدیدی ثبت نام است، حال آن که بنده و امثال بنده سالها قبل آن درسهای کذایی را که در اطلاعیه با آب و تاب نوشته بود، خوانده ایم، تازه تدریسس هم کرده ام!!. بنده که مدرس همان درس ها هستم، به قبول شدنم در جامعة المصطفی امید ندارم!! چون هدف اصلی پذیرش نیست، برنامه و سیاست سیاه است که بگذار و بگذر با بقیه اش خودمان بسوزیم و بسازیم ... دعا نمود: " خدایا عمر گران ترین سرمایه است که دارد از کف ما میرود؛ فهم ما این است که این ها با عمر ما بازی می کنند. اگر چنین است تو تاوان این خسارت را از آنها بی گیر؛ وگرنه که ما نمیدانیم و آنها خدمت می کنند ما را هدایت نما"!! جمله آخر دعای شان " وگرنه که ما نمیدانیم و آنها خدمت می کنند ما را هدایت نما" طرفه رفتن بود، چون ترسیده بود که نکند من ...

- راستش بخواهید، به سختی گریه ام را نگهداشتم، با عجله ازحاج آقا خدا حافظی کردم و آمدم روبروی درب ساحلی مدرسه حجتیه در کنار رودخانه، رویم را به سمت حرم بی بی معصومه (س) کرده آهسته گرستم و به حضرت عرض کردم: بی بی شما هم از این وضعیت خبر دارید؟! امام زمان هم این جریانتضیع عمرها را میداند؟! ... واقعاً بی بی جان خیلی صبر دارید.

خوب که فکر نمایید! این روحانیون، همین دیروز و امروز که از کنار جوب های مدارس حوزه های علمیه قم و تهران ... سبز نشده اند، حتماً زن و فرزندان ... دارند، آنها که فقه و فلسفه و کلام که نخوانده اند؛ آیا شما طبیعی نمی دانید که پسران و دختران روحانیون ناپای بند به دین باشند؟!

بلی! برای همین است که امام صادق علیه السلام می فرماید:

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِیَرَوْا مِنْكُمُ الْوَرَعَ وَ الِاجْتِهَادَ وَ الصَّلَاةَ وَ الْخَیْرَ فَإِنَّ ذَلِكَ دَاعِیَة؛ امام صادق علیه السّلام فرمود: با غیر زبان خویش مردم را (بكیش و مذهب خود) دعوت كنید، مردم باید ورع و كوشش و نماز و خیر شما را ببینند، اینها خود دعوت‏كننده باشند.

دقیقاً امام صادق ع گفتار بی کردار را قبول ندارند، حتی به پیروان شان را در این زمینه خوب شیر فهم می نمایند! آن جا که در اهمیت نماز از صحابی آن حضرت نقل شده است: ابو بصیر گفت خدمت امّ حمیده رسیدم كه او را از در گذشت‏حضرت صادق علیه السّلام تسلیت بگویم، شروع به گریه كرد، من نیز از گریه او اشكم جارى شد. امّ حمیده گفت: اگر هنگام درگذشت حضرت صادق مى‏بودى چیز عجیبى مشاهده میكردى؛حضرت هنگام رحلت چشم باز كرد و فرمود: هر كس با من خویشاوندى دارد بگوئید بیاید. همه را جمع كردیم. نگاهى بآنها نموده فرمود: «إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاة » شفاعت ما به کسانی که نماز را سبک شمارند نخواهد رسید .

همین نماز که نزد امام صادق (ع) از چنین اهمیت والایی برخوردار می باشد، تأکید میفرماید که بوسیله آن فریب نخورید و استحمار نشوید:

قَالَ الصَّادِقُ ع‏ لَا تَنْظُرُوا إِلَى كَثْرَةِ صَلَاتِهِمْ وَ صَوْمِهِمْ وَ كَثْرَةِ الْحَجِّ وَ الْمَعْرُوفِ وَ طَنْطَنَتِهِمْ بِاللَّیْلِ انْظُرُوا إِلَى‏ صِدْقِ‏ الْحَدِیثِ‏ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَة؛ امام صادق (ع) فرمود ملاحظه نماز و روزه بسیار و حج بسیار و احسان بسیار و جنجال شب آنها را نكنید ملاحظه راستگوئى و امانت دارى آنها كنید.

آری! حتی اگر علامه دهر هم باشد،وقت گفتارش با کردارش همخوانی و هماهنگی نداشته باشد، نمیتواند مرجع تقلید قرار گیرد، چون عدالتش مخدوش می شود؛ تشخیص عدالت نیاز به خبرویت ندارد، هر عوام عاقلی قدرت تشخیص آن را دارد.





نوع مطلب : اخلاقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 3 خرداد 1396 05:01 ق.ظ
I am really delighted to glance at this webpage posts which carries tons
of helpful facts, thanks for providing such statistics.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:40 ب.ظ
This is a topic which is near to my heart... Best wishes! Where
are your contact details though?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب