درباره وبلاگ


دوستان! چند سالی در کشور خودم به نام افغانستان آواره تر از دیار دگرانم، حال این معنی را بر خویش دارم می­ قبولانم که برای مردم ما هجرت، سفر دور درازی است که انتهای آن محکمه عدل الهی است. لذا هروقت دلم از نا مردمی ها و نامردی های اطرافیان و سران بی سر و حاکمان متعصب سود جویِ کشورم ... می گیرد سراغ «ریس قلم» رفته دل نوشته های که قطرات دریای دل گرفتگی های هجران همیشه خانه بدوشی هست را باشما در میان می گذارم . باری عزیزان؛
این جهان همچون درخت است‏ اى کرام *
ما بر او چون میوه‏ هاى نیم خام * سـخـتـگـیرى و تـعـصـب خـامى است *
تا جنینى کار خون آشامى است

مدیر وبلاگ : reza hassani
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب


ریسِ قلم: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی




نکات مهم از مراسم

امروز جمعه 21/4/1398. مراسم بزرگداشت مرجع عالیقدر جهان تشیع آیت الله عظمی محقق کابلی(ره) به وسیله مجمع علما و هیئت های مذهبی ولایت بامیان مقیم قم از ساعت9 صبح برگزار تا ساعت12:30 عصر ادامه یافت. مطالب مهمی در این گرامیداشت به وسیله حجت الاسلام و المسلمین رجایی، مجری مراسم و جناب حجت الاسلام و المسلمین جناب حاج آقای جعفری بیان شد که نکات مهم این بود:

الف: پیشتازی و بروز بودن تاریخی نهاد مرجعیت افغانستان در تاریخ سیاسی؛

ب: سد شکنی و شجاعت آیت الله محقق کابلی(ره) در قبول مرجعیت بعد از رکود ناخود باوری و خودسانسوری علماء اعلام در طول تاریخ بعد از رحلت آخوند هروی، مشهور به آخوند خراسانی صاحب کفایه، با حمایت مدبرانه «دبیر کل حزب وحدت اسلامی» آن روز شهید حجت الاسلام و المسلمین بابه مزاری.

ج: اهمیت نهاد مرجعیت در تاریخ تشیع؛ به استنباط سخنران محقق و نوسنده این مراسم، نهاد مرجعیت، به نوعی امتداد خط و مشی امامت می باشد.

د: مسئولیت های و انتظارات جامعه از مرجعیت . از مهم ترین و قابل توجه قسمت سخنان سخنور مراسم بود.

هـ: سه دوره تاریخی مرجعیت بعد از رحلت آخرین نواب خاص امام زمان(عجج) در غیبت کبری.

ح: کدام یک از دو شیوه مرجعیت؛ یعنی وحدت مرجعیت یا تعدد مرجعیت شیعی مناسب حال جامعه کوچک افغانستان و جهان تشیخ می باشد. نظر سخنران مراسم این بود که وحدت مرجعیت باشد، به دلیل آن که مرجعیت امتداد خط امامت است، در هیچ زمان تعدد امامت وجود نداشته است.

 به نظر بنده دلیل گوینده در این قسمت ناتمام است؛ در یک زمان دو امام داشته ایم، همانند امام حسن و امام حسین علیهما السلام، طبق روایات صحیحه و شواهد تاریخی قابل قبول فرقین، امرالمؤمنین علی(ع) در زمان پیامبر ص اعمال ولایت هم می نموده است که در پاسخ شاکیان این اعمال ولایت امرالمؤمین علی ع، پیامبر ص شدیدا با آنان برخورد نموده و سرزنش شان نموده است، و تصریح شده که رسول اکرم ص فرموده است «خلفتی من بعد» و همچنان از حدیث منزلت و آیه «اولی الامر»، ولایت امرالمؤمنین ع در عرض ولایت رسول اکرم ص می باشد، نه در طول، زیرا امامت امرالمؤمنین علی ع از ناحیه پیامبر ص به حضرت داده نشد، بلکه «بلغ ما انزل الیک» را پیامبر ص انجام داد و امامت علی ع را به مردم ابلاغ نمود نه منصوب.

از طرفی امامت سه ویژه گی دارد : 3) اعلمیت مطلق؛ 2) عصمت، که هیچ یک این دو در مرجع تقلید شرط نیست؛ 3) از همه مهمتر آن که به صورت کاملا منحصر به فرد، امام از ناحیه خدا به وسیله امام معصوم ماقبل به امت ابلاغ، در حال که تشخیص اعلمیت – به فرض قبول اعمیت مرجع تقلید- از ناحیه خبرگان علوم دینی و غیر معصوم مشخص می شود.

در ادامه وقت سخنران محترم دکتر جعفری به وحدت مرجعیت تأکید می نماید، می گوید: شیوهای این وحدت مرجعیت که به واتکان باشد یا شورایی یا اعلم در راس کار قرار گیرد، به عهده فضلاء و بزرگان قوم است؛ یعنی واگزار به عرف می نماید. لذا عقیده نوسنده این گزارش این است که پس اصل مصلحت وحدت مرجعیت تقلید و تعدد آن هم به عرف و نیازهای اجتماعی و سیاسی روز و مصلحت زمان و مکان هر جامعه شیعی می باشد، ممکن در یک جامعه وحدت مرجعیت مصلحت باشد و در جامعه دیگر تعدد آن.

لذا به نظر بنده تعدد مرجعیت تقلید، شاید نزدیکتر به مصلحت جامعه باشد. بدین معنی که هر مرجعی توانایی مدیریت اجتماعی-سیاسی بهتری داشته باشد، مردم با تشخیص مصلحت جامعه خویش به آن شخص روی آورند و مصلحت مذهب و مکتب و جامعه شان را تأمین نمایند، کما آن که در زمان آیت الله محقق کابلی(ره) چنین تصمیم بر وحدت مرجعیت گرفته نشده بود، ولی به وسیله مدیریت و اخلاص و زحمات و دلسوزی شایان ذکر آن مرجع بزرگوار، قلوب مردم که در خداست، به سویی ایشان روی نمودند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، اجتماعی، 
برچسب ها : وحدت مرجعیت یا تعدد، مرجعیت تشیع،
لینک های مرتبط : تفاهم،


جمعه 21 تیر 1398 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()
اعلمیت در تقلید شرعی، موضوعیت تعبدی دارد موضوعیت عقلی ؟

آنچه که در فضای مجازی و گفت و گوهای بین طلبگی وجود دارد این است که اصلا امروزه و به ویژه با شرائط سیاسی اجتماعی امروزی شیعیان افغانستان، اعلمیت در تقلید شرعی، بنفسه موضوعیت دارد یا یک موضوع و شرط عقلی بهتر محسوب می شود ؟
با تمام حواشیِ به وجود آمده پس از رحلت آیت‌الله محقق کابلی(ره)، نکته مهم این است که مقلدین ایشان بنابر حکم فقهی باید به مرجع تقلید حی و زنده رجوع نمایند؛ به زنده اعلم یا به زنده اصلح ؟

اعلمیت در تقلید

دسته ای محکم استاده اند و شب و روز طبل اعلمیت می نوازند. یعنی که باید مرجع تقلید اعلم باشد، مقلیدین آیت الله عظمی محقق کابلی(ره) باید به مرجع تقلید اعلم رجوع نمایند، با عبارات مختلف صریح و غیر صریح به این شرط پای می فشارند و حتی مقلدین را می ترسانند که اگر چنین نکنند، در پیشگاه خدا و مردم مسئولیت دارند، اگر چنین نکنند جهنم در کمین شان است ... همانند عبارات ذیل:
«مرجع اعلم پس از آیت‌الله محقق کابلی(ره) چه کسی است؟»
«پس از رحلت حضرت آیت‌الله محقق کابلی(ره)، در بین جامعه شیعی افغانستان به خصوص مقلدین ایشان، اکنون بحث سر این است چه کسی به عنوان مرجع اعلم جایگزین ایشان خواهد شد.»

از اظهارات دغدغه سازان اعلمیت، چند نکته قابل استفاده است:
الف: آیت الله محقق(ره) در زمان خودش اعلم فقهاء بوده است؛ در حال که همین دغدغه سازان اعلمیت، در آن زمان در سکوت محض بلکه شبهات عکس آن را پخش می کردند.
ب: تقلید از اعلم، بنفسه همانند حمد و سوره در نماز، موضوعیت دارد، تحت هیچ شرائطی قابل ترک نمی باشد؟ بدین معنی اگر کسی و کسانی بنا به مصالح اجتماعی و مذهبی، از غیر اعلم تقلید نمودند، تقلید شان باطل و تمام اعمال عبادی و حسنه  شان «هَباءً مَنْثُوراً» بی ارزش و باطل است ؟ به عبارت دیگر، شرط اعلمیت مرجع تقلید، همانند روزه و نماز تقلید بردار نیست! یا جزء احکامی شرعی می باشد که تقلید بردار است؟
ج: مسأله دیگری که مطرح است این که : معرفیِ «مرجع تقلید اعلم» را چه کسانی و چه نهادهای مذهبی و علمیِ به عهده دارند ؟ مثلا اگر معرف «مرجع تقلید اعلم» همین های هستند که امروز بعد از رحلت آیت الله محقق(ره) طبلش را می نوازند، پس دیروز کجا بودند و چرا آیت الله محقق را اعلم معرفی نکردند. اگر معرف «مرجع تقلید اعلم» اهل علم تخصص هستند، در سیره عملی آنان بعد از رحلت آیت الله عظمی خمینی(س) شرط «اعلمیت» در مرجع تقلید، بخاطر تأثیرات مهم جانبی «شرائط زمان و مکان»، عملاً برداشته شده محسوب می شود، چنانکه «جامعة المدرسین» قم، یک نهاد علمی-مذهبیِ متخصص می باشد که بلاشک صلاحیت معرفی «مرجع تقلید» را داشتند و دارند؛ بعد از رحلت امام خمینی(س)، بیش از هفت مرجع تقلید را به صورت رسمی معرفی نمودند و اعلام نمودند که مراجع تقلیدِ معرفی شده از ناحیه آن نهاد، صلاحیت تقلید را دارند. شیعیان در سراسر جهان، می توانند از آنان تقلید نمایند. در آن روزگار، نه تنها عمل فوق الذکر «جامعة المدرسین قم»، مورد نقد و اعتراض عالمان و دین داران قرار نگرفت، بلکه در حلقات علمی به صورت غیر رسمی تصریح می شد که: شرایط اعلمیت، تنها افقهیت در احکام شرعی و تسلط به منابع احکام شرعی نمی¬باشد، امروز شرایطی در مرجع تقلید مطرح است که کمتر از اعلمیت فقهی محض نیست؛ و آن مدیریت اجتماعی-سیاسی و رهبریت شیعیان است... .
دقیقا امروز تبلیغ در جایگزینی آیت الله محقق کابلی(ره)، چاق کردن «اعلمیت فقهی»، جفایی نابخشودنی است نسبت به مدیریت اجتماعی-سیاسی و علمی مذهب تشیع؛ زیرا آیت الله محقق کابلی(ره) تنها مرجع تقلید احکام شرعی محض نبودند، بلکه یکی از مرجع بزرگ سیاسی-قضایی و یک نهاد مورد اعتماد در تمام امور «بِرّ»ی بود.
از آن جایی که «شیعیان کتله عظیمی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و مسلما بیشترین شیعیان مقلدین مرحوم آیت‌الله محقق کابلی(ره) می‌باشند؛ پس مرجع بعدی مقلدین ایشان می‌تواند تحول جدیدی در کشور و احوالات شیعه ایجاد کند؛ لذا شیعیان مقلد حضرت آیت‌الله محقق کابلی باید کسی را به عنوان مرجع انتخاب کنند که مسیری جدید و فصلی نوین را در سیاست دینی شیعیان افغانستان ایجاد کند.»
 با تمام حواشیِ به وجود آمده پس از رحلت آیت‌الله محقق کابلی(ره) به ویژه در فضای مجازی و صفحات اجتماعی این است که مقلدین ایشان بنابر حکم فقهی باید به مرجع تقلید حی و زنده رجوع نمایند؛ به زنده اعلم یا به زنده اصلح؟
آری! گاه در تقلید از مجتهد زنده، اعلمیت و اصلحیت هر دو با هم جمع می شود که در این صورت تقلید از مرجع که این دو شرط را داراست، واجب است؛ امّا در صورت انفکاک اعلمیت از اصلحیت، در مدار اَهَم و مُهِم، کدام یک اَهَم و مهم¬تر است ؟ مصلحت یا اعلمیت ؟
چنانکه گفته شد، کارکرد امروز مرجع تقلید، منحصر به استنباط احکام و بیان و تعیین تکلیف عباد نسبت به احکام شرعی نیست، بلکه بسیار مهمتر از آن رهبریت و مدیریت سیاسی-اجتماعی آن می¬باشد، چنانکه در کلام امامیه، رهبریت از مهمترین موضوعاتی است که با استناد به آیات چون «تبلیغ»، «تطهیر» و «اکمال الدین» و احادیثی چون حدیث «ولایت» و «امامت» و امثال آن، دیواره بلند تفاوت کلام امامیه با غیر امامیه را به نمایش می گذارد.
لذا ممکن نیست که رهبریت مرجع تقلید را نادیده انگاشت؛ زیرا مدیریت جامعه تشیع از حیث ترویج و تبلیغ و تقویت بنیه علمی و مدیریت حوزه¬های علمیه، از مهمترین وظائف مرجع تقلید شیعیان افغانستان محسوب می¬شود؛ لذا کسی که آگاهی و شناخت وضعیت کنونی جامعه تشیع افغانستان را نداشته و توانایی مدیریت امور فوق در او محسوس نباشد، موجب تضعیف بنیه علمی و در نتیجه منجر به تعضیف مکتب جعفری خواهد شد؛ یعنی موجب آن خواهد شد که تمام دست-آوردهای که برای به دست آوردن آنها سالها، علماء و مردم ما زحمت کشیدند و صدها شهید دادند، از دست بی¬رود.
پس مقلدین آیت الله محقق کابلی(ره) و تمام شیعیان به ویژه شیعیان افغانستان، در صورت تفکیک مصلحت و اعلمیت در مرجعی تقلیدی، به هیچ عنوان معقولانه نیست که مصلحت را فدای اعلمیت کنند، وگرنه در پیشگاه خدا و امام زمان(عجج) و نسل های آینده مسئول خواهند بود.
بنابر این علماء و دانشمندان، دین داران و دین دانان، در تبلیغات شان به مصلحت جامعه تشیع دقت وافری داشته باشند؛ زیرا مراکزعلمی و حوزه¬های علمیه امروز ما و وضعیت طلاب و روحانیون، سیستم تبلیغات دینی ما به هیچ وجه درخور مکتب حقه¬ی مکتب جعفری نمی باشد، از این رو باید کسی به عنوان «مرجع تقلید» تبلیغ شود که قدرت مدیریت بهتر از مرحوم آیت الله محقق کابلی(ره) را دارا باشد، تا ضعف ها ناتوانایی¬ها که در دوره مرجعیت مرحوم محقق کابلی وجود داشته است، دفع و رفع گردد. مشی قهقراء در این راستا به هیچ وجه قابل قبول نیست.





نوع مطلب : اخلاقی، اجتماعی، 
برچسب ها : اهمیت اعلمیت در تقلید،
لینک های مرتبط :


شنبه 15 تیر 1398 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()
گزارش قطره ای از دریا
مراسم تشییع مرحوم آیت الله محقق کابلی

دیروز پنجشنبه23/3/1398 در مراسم تشییع و تودیع مراسم حضرت آیت الله محقق کابلی، اقشار مختلف مردم پیر و جوان، زن و مرد، ملیت های مختلف با تمام مشکلات چون معلولیت و با کودک و کالسکه به دست، به صورت انبوه شرکت نموده بودند. این قسمت جلو مردان را می دیدم، صف خواهران مؤمنه نیز بسیار گسترده و زیاد، در ورود به حرم مطهر درب ورود به زنان نیز به مردان اختصاص داده شده بود، نمیدانم خواهران از کدام درب حرم وارد می شدند!! که شرکت ملیونی، برای متولیان حرم بی بی معصومه و نیروی انتظامی جمهوری اسلام، غیر قابل پیش بینی بود؛
از فاصله بین مسجد امام حسن عسکری تا حرم مطهر، مملو از محبان اهل بیت عصمت که با این مرجع مروج دین و مذهب جعفری برای تودیع و احترام گزاری آمده بودند که بیان و قلم از وصف آن عاجز است. این محبویت نبود، جز دنیا گریزی و ساده زستی و تعبد خالصانه ای آن عالم پرهزگار که خداوند محبت او را به صورت وصف ناپذی در قلوب مؤمنین رسوخ داده است...
در همین مراسم، اعلام شد که بعد از نماز مغریب و عشاء در مسجد بزرگ اعظم که وصل و در کنار حرم مطهر حضرت معصومه می باشد، از طرف دفتر مقام معظم رهبری حضرت ایت الله خامنه ای، مراسم ختم برگزار می باشد. چون در حرم هنگام تدفین مرحوم آیت الله محقق کابلی جا نبود، آمدم مسجد اعظم که هموطنان برای گرفتن جا پیشاپیش به آن جا مشرف شده بودند ...





نوع مطلب : سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، 
برچسب ها : https://www.facebook.com/af.tafahom،
لینک های مرتبط : رضا حسنی،


جمعه 24 خرداد 1398 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()

انا لله وانا الیه راجعون

رحلت ایت ایت الله محقق
رحلت آیت الله عظمیه محقق کابلی(ره) آن عالم فرزانه و فقیه درد آشنای جامعه اسلامی، بی‌شک برای مسلمانان جهان، حوزه های علمیه، مراکز دینی و فرهنگی، جهان تشیع و به ویژه شیعیان مظلوم افغانستان مصیبت جانکاه و ضایعه‌ای جبران ناپذیر است.

ااین مصیبت بزرگ ر به تمام مسلمانان جهان، مراجع تقلید شیعیان جهان، حوزات علمیه و مراکز دینی، خانواده داغدیدۀ معظم له، شاگردان آن مرحوم و به همه مردم مسلمان افغانستان تسلیت و تعزیت عرض می دارم.

«ازپیشگاه خداوند بزرگ برای روح بلند و ملکوتی حضرت آیت الله محقق کابلی علو درجات در جوار رحمت و مغفرت حضرت حق و برای جامعه تشیع، پیروان آن فقیه مرحوم و خانواده معظم له صبر و شکیبایی و توفیق ادامه راه استدعا می نمایم.»

رحلت نابهنگام حضرت آیت الله عظمی محقق کابلی(رحمة الله علیه)، برای شیعیان افغانستان، ضایعه­یِ جبران ناشدنی است

«آیت الله محقق کابلی به عنوان نخستین مرجع تقلید دینی و مذهبی از بین مردم هزاره و شیعیان افغانستان، نماد و محصول خودآگاهی و خودباوری مردم ما در حوزه علوم دینی و مرجعیت مذهبی بود. معظم‌له به عنوان یک مجتهد جامع الشرایط، افزون بر مبارزات سیاسی در طول دوره جهاد و همراهی با مبارزات عدالتخواهانه شهید وحدت ملی استاد عبدالعلی مزاری و حضور در بالاترین رده تصمیم گیری در شورای عالی نظارت حزب وحدت اسلامی افغانستان، در یک مقطع بسیار حساس تاریخی، یک تصمیم بی پیشینه تاریخی گرفت و در پاسخ به نیاز و مطالبات مردم و مقتضیات زمان و اصرار و حمایت بی‌دریغ رهبر شهید استاد مزاری و سایر علما و شخصیت های سیاسی و دینی، در عرصه اجتهاد و فقاهت قد برافراشت و طلسم انحصار مرجعیت را شکست.»

«وی با تبحر فقهی، تقوای دینی و صلابت معنوی در امر مرجعیت مذهبی و دینی شیعیان به خصوص پیروان مذهب جعفری در افغانستان با صلابت و درایت شایسته، مسؤلیت خویش را به انجام رسانید و اکنون مسئولیت نسل دیگری از طلایه داران فقاهت و اجتهاد ما است که راه دشواری را که به همت والای آیت الله کابلی گشوده شد، تداوم ببخشند و این رسالت بزرگ دینی را بر دوش کشند.»(استاد دانش)





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : رحلت آیت الله محقق،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 21 خرداد 1398 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()

گروهک تکفیری جدید_شعیان قسمت_اول

سؤاستفاده هزاره های مسیحی از شخصیت الله یاری

دشمنان جدید هزار

چند گروه کافرِ مشخصی به ظاهر مسلمان، فتوا به کفر شیعه اثناعشری داده اند و می دهند که همه می شناسند، از قبیل وهابیت، گروهک های دست ساخته آنان همانند القاعده، داعش و طالبان ووو ؛ در این روزها یک گروه کافر شده لائک مآب قوم هزاره، نیز قلم و زبان شان را به تکفیر شعیان اثناعشری گشوده اند. برای تکفیر شان به دلائل بسیار واهی و عوام فریبانه ای دست میزنند؛ به عنوان مثال سلام نامه ای امام خمینی(ره) را در صفحه ای گذاشته بودند و اعتراضات واهی ای را نوشته بودند. من هم نظری را نوشتم، نشر نکردند و جواب مرا در مسنجیر دادند و فتوا به کافر بودن من صادر کردند !!! فقط به دلیل آن که من لقب «امام» را نسبت به امام خمینی(ره) نوشته بودم.
برای شان توضیح دادم که بنده امام خمینی(ره) را نه در عرض ائمه معصومین و نه در طول ائمه معصومین(علیهم السلام) امام نمیدانم؛ و هم چنین خود آیت الله امام خمینی(ره) نیز مدعی چنین امامت که شما از آن سؤ استفاده می کنید، مدعی نبوده است. امامت ائمه معصومین، یک اصطلاح کلامی است که برای خودش تعریف خاصی دارد و مسائل و تکالیف خاصی، امام خواندن «امام خمینی(ره)»، به معنای امام مصطلح علم کلام و عقائد نمی باشد، بلکه به معنای لغوی آن منظور نظر می باشد.
امام در لغت عرب، همان پیشوا، رهبریت سیاسی-اجتماعی، چنانکه «امام جماعت»، «امام جمعه»، امام مسلمین، امام طاغوت ووو در فرهنگ مسلمان مورد استفاده است و در منابع اسلامی هم نیز مورد استفاده قرار گرفته است؛ منظور همان معنای مورد استفاده لغویِ لغت عرب می باشد، ولی «امام معصوم» که مفترض الطاعة می باشد، غیر از امام لغوی است؛ در اعتقاد شیعه امامیه، محصور به دوازده 12 نفر مشخص است که در روایات به آن تصریح شده است؛ لذا هیچ یک از پیروان آیت الله خمینی(ره) و حتی دشمنان ایشان، به این لقب ایشان اعتراض نداشته اند و ندارد، این سؤ استفاده عامیانه و عوام فریبی شماست و بس. ...

https://www.facebook.com/profile.php?id=100033006633544





نوع مطلب : سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، 
برچسب ها : تکفیری های جدید علیه شعیان، تکفیری های هزاره، مسیحی های هزاره،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 15 فروردین 1398 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()

سال «اشکنه»

از برکت سال نیامده، مرغان مذبوح پر کشیده * وای از آمدنش که هیچ دیده طاقتش را نداره

مهمان داری با سفره های خالی چه حالی داره * مگر مهمانان خیلی خوده باشه بخوریم «اشکنه»
مرغ
وضع بازار و مواد خوراکی بسیار اسفناک و بد است. با آن نرخ های که دولت تعیین می کند، اصلا در بازار به آن قیمت ها چیزی گیر نمی آید. از جمله قیمت 11500تومانی مرغ که قابل باور نیست، حتی با قیمت 15000تومان هم گیر نمی آید. از دیروز بعد از ظهر تا امروز چهارشنبه 29/12/1397هـ. حوالی ساعت11 در هیچ مغازه ای محله بزرگ نیروگاه استان قم، موفق نشدم یکی یا دو تا مرغ گیر بیارم؛ یا تمام شده بود یا به مشتریان از قبل سفارش داده شده اختصاص داده شده بود. کسانی هم که گیر آورده بود، به قول خود شان، قبل از باز شدن مغازها صف کشیده بودند تا به دور از دید آنها مرغ های مزبوح پَرواز نموده سر از سفرهای اعیان و اشراف و هتل با نرخ های دل بخواه سر در نیاورند.

این جانب بخاطر احتیاط و مهمان احتمالی فردا اول سال 1398 از دیروز تا کنون الاف به دست آوردن مرغ هستم، وای به حال کسانی که حتی از همین امشب، مهمان دارند؛ گوشت که قربونش بریم، کیلویی 60000هزار و 70000هزارتومان از توان مردم خارجند، مرغ ها هم پیشا پیش خوش نشین سفرهای اعیان و اشراف و هتل ها شده اند ... .

یادش بخیر زمانهای جنگ ایران و عراق، مردم گوشت مرغ زیاد استفاده نمی کردند که شمیایی است، اما در سایه صلح امنیت امروز گیر شان نمی آید.





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : سلام مهاجر،


چهارشنبه 29 اسفند 1397 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()

سخنرانی ای که پدرام را ثبت تاریخ سیاست و ادب افغانستان نمود

برسی نو از سخنرانی عبد الطیف پدرام در مجلس شورای ملی و لوی­جرگه یِ افغانستان.

حمله نماینده گان فاشست به پدرام


سخنان پدرام، بسیار سلیس، روان و فصیح ادا می شود، که از نظر ادبیات فارسی در میان سخنوران فارسی افغانستان، منحصر به فرد محسوب می شود؛ اصلا کلمات به گونه ای پشت سرهم چیده می شود که ما فوق بلاغت و فصاحت در زبان فارسی است همانند شعر «همای رحمت»!! ... ، لذا بدین جهت لطیف پدرام با این سخنرانی، خود را در تاریخ سیاسی و ادبی زبان فارسی در افغانستان ثبت نموده است؛ شاید در تاریخ ادبیات فارسی در افغانستان، بخاطر تسلط فاشستی و نژادی، مورد توجه چندانی قرار نگیرد، ولی از منظر تاریخ سیاسی در افغانستان، این سخنان او را ثبت تاریخ افغانستان نموده و وی را در کنار شخصیت های تاریخی چون شهیدمزاری و مسعود ثبت نمود.

 

* جالبتر از همه آن که مستندات سخنا ایشان، همانجا در مجلس شورای ملی، جلو چشم ملیونها اتباع ملی و غیر ملی، به صورت معجزه آسا به عنوان «دلیل عینی» به  نمایش در می­آید !!؛ به ویدیویی این سخنرانی دقت نمایید.

 

* دیدن و شنیدن این سخنرانی برای تمام اقوام و قباییل اصیل ملت ما، الزام اخلاقی و سیاسی دارد؛ برای تمام دلسوزان اندیشمندان ملت، مسئولیت تاریخی می­آورد که دانسته های تاریخی و سیاسی و فرهنگی شان را از نو برسی نموده با وضعیت این چنینی امروز عیار و آماده سازند.


دفاع تمام قد پدرام از حقوق هزاره‌ها + ویدیوی درگیری پارلمان

شفقنا افغانستان _ در جلسه امروز پارلمان عبدالطیف پدرام، نماینده مردم بدخشان در پارلمان نسبت به تقسیم حوزه‌های انتخاباتی غزنی موضع گرفته و تقسیم این ولایت را تبعیض نژادی علیه هزاره‌ها دانسته است.

وی حکومت را به فاشیسم متهم کرده و خطاب به مردم هزاره می‌گوید : اعتبار امروز شما به واسطه خون شهیدان شما همچون شهید عبدالعلی مزاری است.

بعد از سخنان(تاریخی و) جنجالی پدرام، برخی نمایندگان(فاشیست) به سوی وی حمله‌ور شده و او را به باد انتقاد (بدون دلیل) گرفتند.

 





نوع مطلب : حقوقی، سیاسی، اجتماعی، 
برچسب ها : https://www.facebook.com/tazakkor?fref=nf،
لینک های مرتبط :


شنبه 23 تیر 1397 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()
#نکات دیدنی سی و سه پل
1) عظمت معماری سی و سه پل در عکس های تبلیغاتی دیده بودم، ولی تا کنون از نزدیک موفق به دیدن آن نشده بودم...

سی و سه پل
* سی و سه پل یا جنازه در بیابان
2) آری! وقتی به سی و سه پلرسیدم، سی و سه پلاصفهان را همانند جنازه دراز افتاده در بیابان دیدم که از بس تشنگی مرده باشد و دراز به دراز افتاده ، تعداد مورچگان رنگارن از سروکول او بالا روند!!؛
واقعا 33پول بدون آب چه قدر مظلوم و افتاده در جای نامناسب دیده می شود، یعنی اگر از نزدیک آمده و زمینی ترک ترک خورده را از بسی تشنگی ای بی آبی نبینی، فقط از دور نگاه نمایی، و سابقه تاریخی آن را هم ندانی، حق داری به دلت بی گویی عجب مردم بی سلقه و نفهمی، چرا این این جنازه ای از تشنگی مرده را آب نداده و چرا این جا نگهش داشته اند!!.

سی و سه پل خشک
ولی وقتی بیایی نزدیک و آن زمینی با وسعت زیادی را که در میان درخت های سرسبز، سفید و ترک ترک خورد را بنگری، دلت بحال مرگ زود رس پول بزرگ با عظمت سی و سه پل می گیرد.
... بنده همراه بچه های خواهرم و شوهرش تا جایی که با اهمیت می دیدیم و سلیقه مان یاری می کرد و زیبا می نمود، از دور و نزدیک با 33پول عکس یادگاری گرفتیم.

علل خشک آبی سی و سه پل
از هر کس می پرسیدی، در باره علل خشک آبی سی و سه پل نظرات داشتند، یکی می گفت سد زده ؛ و آن دیگری رد نموده می گفت: همین دو و سه سال قبل هر ساله این جا پوری آب بود؛
آن دیگری می گفت: بخاطر گناه مردم است که خدا آب را از آسمان قطع نموده و برکت را از زمین گرفته است، مگر نمی بینی این بزک شده های که از سر و پای بالا میروند و از همه طرف با نگاهای حرام به بهانه ای دیدن سی و سه پل دورش ظلمانی و تاریک کرده اند ...؛
دیگری می گفت: نه خیر، این تخلفات دوزدی های بی حد و حصر دولت است ووو ؛ نمیدانم کدام یکی از عامل خشک آبی سی و سه پل است.







نوع مطلب : خاطرات، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 9 فروردین 1397 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()

فهرس مطالب













یلدا چیست ؟

در لغت نامه دهخدا درباره این سنت کهن چنین آمده است:

« یلدا لغت سریانی است به معنی میلاد عربی» و چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می کرده اند، از این رو، بدین نام نامیده اند. باید توجه داشت که جشن میلاد مسیح که در 25 دسامبر تثبیت شده، طبق تحقیق، در اصل جشن ظهور میترا بوده که مسیحیان در قرن چهارم میلادی آن را روز تولد عیسی قرار دادند.


«شب یَلدا» یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. و در آن شب، یا نزدیک بدان، آفتاب به برج جدی تحویل می شود و قدما آن را سخت شوم و نامبارک می انگاشتند. شاعران زلف یار و همچنین روز هجران را از حیث سیاهی و درازی بدان تشبیه کنند و از شعرهای برخی از شاعران مانند سنائی، معزی، خاقانی و سیف اسفرنگی، رابطه بین مسیح و یلدا ادراک می شود. یلدا برابر با شب اول جدی و شب هفتم دی ماه جلالی و شب بیست و یکم دسامبر فرانسوی است».

در کتاب ها و سندهای تاریخی به برگزاری مراسم شب یلدا اشاره ای نشده است. ابوریحان بیرونی از جشن روز اول دی ماه که آن را خرم روز نامند، در دستگاه حکومتی و پادشاهی یاد می کند. نامی از شب یلدا در میان نیست که می توان دلیل آن را خانوادگی و همگانی و غیر رسمی بودن جشن یلدا دانست.



ادامه مطلب


نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : یلدا در اسلام، شب یلدا، نگاه نو به یلدا،
لینک های مرتبط :


جمعه 1 دی 1396 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()
مصاحبه با جناب حجة الاسلام و المسلمین رضوانی، مدرس و مسئول آموزش مجتمع بزرگ « مجتمع علمی، فرهنگی و تحقیقاتی امام صادق(ع) در مرکز بامیان »
مصاحبه با حجت الاسلام و المسلمین رضوانی
روز یکشنبه 21 / 3 /96 برابر(16 رمضان 1438) توفیق رفیق شد با  دانشمند محترم جناب حجت السلام و المسلمین غلامرضا رضوانی، مدرس حوزه علمیه و مسئول آموزش «مجتمع علمی، فرهنگی و تحقیقاتی امام صادق(ع) در مرکز بامیان »، که به تازگی از افغانستان تشریف آورده است گفت¬وگوی صمیمانه ای داشتیم. از آن جایی که محتوای این گفت¬وگوی صمیمانه پُر از نکات مفید و مبتلابه هست که دغدغه خاطر اکثر طلاب و روحانیون جامعه امروز ما می باشد؛ خلاصه ای آن را در چند قسمت با شما در میان خواهم گذاشت.
سلام مهاجر: حاج آقا ! بنده تا اواخر 1389 افغانستان بودم، از مرکز « مجتمع علمی، فرهنگی و تحقیقاتی امام صادق(ع) در مرکز بامیان» – که واقعا جای خالی آن احساس می شد- خبری نبود، این مرکز در چه زمان پایه گزاری گردید، و از چه زمانی شروع به کارهای فرهنگی علمی نموده است ؟

استاد رضوانی: مرکز « مجتمع علمی، فرهنگی و تحقیقاتی امام صادق(ع) در مرکز بامیان » در سال 1391 با همکاری اعضاء محترم دفتر حضرت آیت الله محقق کابلی در ولایت بامیان پایه گزاری گردید، ساختمان « مجتمع علمی، فرهنگی و تحقیقاتی امام صادق(ع) در مرکز بامیان » که به صورت بسیار مدرنی طراحی و مهندسی شده بود، به همین جهت از امکانات رفاهی خوبی برخوردار می باشد، به عنوان نمونه سستیم گرمایشی آن شفاژی است؛ بحمد الله با تلاش و پیگیری دفتر معظم له و کمک و همکاریِ خوبی اقشار مختلف مردم، با همان طرح و نقشه مدرن در سال 1394 به پایان رسید؛ و در همان سال (1394)، همگام با ولادت با سعادت ثامن الحجج امام رضا(علیه السلام) افتتاح گردید؛ و هم اکنون مورد بهره برداری می با شد.
مجمتع علمی فرهنگی تحقیقاتی مرکز بامیان
لذا ساختمان مرکز « مجتمع علمی، فرهنگی و تحقیقاتی امام صادق(ع) در مرکز بامیان » از جهات مختلفی زمینه خوبی برای درس و بحث و تحقیق برای بهره بردارای و ارتقاء بخشیدن سطح علمی و فرهنگی آن دیار فراهم گردیده است؛ در حال حاضر در آن مرکز بیش از صد نفر از خواهران و برادران به عنوان طلبه مشغول به تحصیل هستند که از محضر دوازده نفر از اساتید سطوح عالیه در سطوح مختلف استفاده میبرند. امیدوارم که دانش¬پژهان دینی، برای بالا بردن سطح علمی خود شان و مردم مظلوم آن خطه تلاش مضاعف نمایند.
سلام مهاجر: استاد ! دروس علوم دینی، تا چه سطحی تدرس می شود ؟
استاد رضوانی: همچنان که عرض شد که اساتید سطوح عالیه در آن جا مشغول تدریس می باشند، لذا در سطوح مختلفی علوم دینی تدریس می گردد، که طلاب از علوم مقدماتی حوزوی تا سطح عالیه مشغول به تحصیل و بهره برداری از محضر اساتید می باشند.
سلام مهاجر: استاد بیشتر در حول و حوش این « مجتمع علمی، فرهنگی و تحقیقاتی امام صادق(ع) در مرکز بامیان »، گپ زدیم – گرچند کافی نیست- همچنانکه فعالیت های داخلی داخل مجتمع فوق الذکر برای مردم ما مهم می باشد، فعالیت های شما در خارج مجتمع فوق الذکر نیز درخور توجه مردم و طلاب روحانیون هستند، لذا اگر مصلحت میدانید کمی از فعالیتِ برون از متجمع تان ما را مستفیذ نموده و با نیازهای دست اول آن خطه مظلوم آشنا نمایید استفاده بیشتری خواهم نمود؛ که مشغول چه فعالیت های فرهنگی-سیاسی جانبی می باشید ؟
استاد رضوانی: با وجود دو وظیفه تدریس و مسئولیت آموزش که در «مجتمع علمی، فرهنگی و تحقیقاتی امام صادق(ع) در مرکز بامیان» را به عهده دارم، در عین حال مدیر داخلی دفتر حضرت آیت الله محقق کابلی در سطح بامیان نیز می باشم، گرچند فرصت کمتری برایم باقی می¬ماند تا در خدمت مردم متدین زحمت کش مان باشم، با این وجود امامت موقت جمعه بامیان نیز از طریق دفتر معظم آیت الله محقق دامه ظله به بنده واگذار شده است؛ و در کنار فعالیت فرهنگی علمی که متذکر شدم، مسابقه کتابخوانی ای را هم برنامه ریزی کردم که در حدود هزار در آن مسابقه شرکت نموده، از آن میان به تعداد 60 نفر حائز اخذ جایزه شدند، جوایزی قابل توجی هم به آنان اعطا شد؛ البته در ضمن آن کارهای فرهنگی علمی مذکور، امت متدین آن خطه به بنده مراجعه می نمایند، در حدِ فرصت های بدست آورده از این مشغولیت ها انجام میدهم، از قبیل مصاحبه با رادیوهای محلی در موضوعات مختلف خشونت مطلق ، خشونت علیه زنان و حقوق زن.




نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : مصاحبه با یک مدرس مجتمع علمی و تحقیقاتی مرکزبامیان، مجتمع علمی فرهنگی بامیان، مصاحبه با حجت الاسلام و المسلمین رضوانی،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 22 خرداد 1396 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()

روز میلاد مبارک و بابرکت  مولودکعبه،مصداق آیه اکمال،«اخ الرسول» و وصی و جانشین بلافصل پیامبر اعظم(صل الله علیه آله و سلم) را به خلف صالح و منجی جهان بشریت امام زمان(عجج) و تمام رهروان ، محبین ومنتظرین آن حضرت تبریک و تهنیت عرض می کنم.

 
آری!در واقع اکمال دین از روز نمود پیدا نمود که مولود کعبه به صورت آشکارا پای به کرّه خاکی نهاده و ظهور نموده و تولد یافت؛در «حجّة البلاغ»، اعلام پایان تلاش های مزبوحانه ای کفار و منافقین علیه دین مبین اسلام بود،بدین جهت خدای قادر و متعال صریحانه به مسلمانان بشارت داد که « فَلا تَخْشَوْهُمْ»

 الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً 

مصداق اکمال دین





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : مولود اکمال دین، اکمال دین، یوم الیأس الکفار، http://salam1000.parsiblog.com/،
لینک های مرتبط : سلام مهاجر،


سه شنبه 22 فروردین 1396 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()

ناداری­های رهبران افغانستان

میلاد رسول اعظم و امام صادق علیماالسلام مبارک باد

قبل از همه، میلاد نبی اکرم بهانه خلقت و قرآن ناطق، امام صادق(علیهما السلام) را به تمام امت مسلمان بویژه مردم مظلوم ستم دیده و ستم کش افغانستان تبریک و تهنیت عرض می کنم.


به نظر شما «دارا» و «نداری» انسان به چه چیزهایی است ؟

یعنی آن کسانی که پول ، موترهای(ماشین های) گران قیمت، خانه های بلند منزل های، پست و مقام های کذایی ... از طریق رشوه و پارتی بازی ووو تهیه کرده اند، «دارایند» ؟ و آنان که این چیزها را ندارند «نادار» فقیرند ؟

خُب، بستگی به فهم و فرهنگ دارد؛ مثل این آقا میگوید:

«بعضی ها خیلی فقیرند ... تنها داراییشان پول است!(حسین پناهی)

آری! بزرگترین «ناداری»، بداخلاقی است؛ و بزرگترین بداخلاقی خیانت در امانت و تخلف از تعهدات و قول وقرار می باشد، به همان دلائل که در حدیث رسول اکرم(ص) ذیلاً ذکر شده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، 
برچسب ها : دارایی های رهبران افغانستان، فقیرترین رهبران جهان،
لینک های مرتبط :


شنبه 27 آذر 1395 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()

* « ملت افغانستان که از نظر اعتقادی و ایمان، حامی جمهوری اسلامی می باشند، اگر کسی چنین ملت را تضعیف بکند، خسارت بزرگی برایشان پیش آمده است ».* « مبادا برای این مهاجرین مشکلات زیادی بوجود بیاورید، برای رفتن کودکان به مدارس باید تسهیلات در نظر گرفته شود و جمهوری اسلامی مراعات حال مهاجرین را بکند». (آیت الله موحدی نجفی، شنبه, 27 تیر 1394 ساعت 13:24)


نصایح یک خانم مدیر به دانش آموز

آری! داشت مبایل از دستم میافتاد ! خسته و کوفته ، سوار آخرین اتوبوس شب شده بودم! ... که مبایلم به صدا در آمد و از خواب پریدم ! ...

بابا بابا: حتما یه دفتر 60برگ با یک مقوای سبز، بیار که معلم مان گفته که برای انجام تکالف تابستانی، باید یک چنین دفتری را حتما تهیه کنید، با مقوای سبز هم جلد کنید.

 آری، آری! یک دفتر 40برگ هم برای کلاس احکامم بیار.

باباجون: کاش زودتر زنگ میزدی! کتابخانه بودم، از لوازم التحریر اطرافش تهیه می کردم ... باشه.

آمدم خیام، دو تا مغازه لوازم التحریر بیشتر نداشت که هر دو بسته بود !!. شش تا مغازه را سرزدم ، به سختی یکی از مغازه ها دفتر چه 100برگ و 80برگ و 40برگ داشت، نه 60برگ.همان 80برگ و 40برگ را به اضافه یک مقوای سبز(شفتلی)گرفتم.

فردا شبش با خوشحال آمد و گفت: بابا ! فقط دفتر من و فلانه و فلانه .... دو سه تا از دوستانش را نام برد که – معلم قبول کرد ؛ اینه هاش ، امضاء هم کرده .

بابا بابا : من یه طرحی دارم می کشم، فردا می برم میدم به خانم مدیر و ازش میخوام یه یادگاری برام بنویسه !!

گفتم: بابا جان ! ویلش کن، فکر نکنم بنویسد ! ممکن است ناراحت بیشه ها !!...

گفت: نه بابا ! خانم مدیر مان خیلی مهربونه !!

بلی ! باید مثبت اندیش بود !.

فردا شبش دخترکم، با کلی خاطراتِ احساساتی آمد پیشم و دفترش را نشانم داد و گفت: 

بابا بابا : فقط برای من نوشت که همه نمرات امتحان اول و آخرم ، "خیلی خوب" شده ام !! و گفت که به دیگران نگویم !!...

نصایح یک مدیره به دانش آموزش

آری دوستان !... لطفاً ادامه مطلب را کلیک نمایید...



ادامه مطلب


نوع مطلب : اجتماعی، اخلاقی، 
برچسب ها : نصایح یک مدیر به دانش آموز، اهمیت امنیت فرهنگی، سرنوشت طلاب مهاجر در ایران،
لینک های مرتبط :


جمعه 7 خرداد 1395 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()

اهمیت انتخاب مادر در تربیت فرزندنحوه انتخاب مادر

ولادت بزرک بانو جهان اسلام، تربیت شده مکتب متعالی اسلام دخت رسول اکرم(ص) حضرت زهرا(س) و روز مادر  را به همه مؤمنان و خدا جویان تبریک می گوییم.


اگر در حیات پاک دخت رسول اعظم(صلی الله علیه و آله)، فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) غور شود ، به این نتیجه میرسیم که انتخاب و تربیت مادر ، از تربیت فرزند مهمتر می باشد ، زیرا حشر و نشر ، زمان حضور مادر با فرزندان بیشتر می باشد، اثر پذیری فرزند از مادر بیشتر است.

لذا جوانان که هنوز در عالم تجرت سیر می نمایند، هر چه دقت مخالفت بیشتری با خواسته های زیبایی خواهی غریزی اش داشته باشند، مادر با ارشتری یعنی همسر با بهتری نصیب شان خواهد شد.

از آن طرف اگر جوانان و والدین پسران خصوصاً اگر چنین دقت داشته باشند که مادری برای فرزندانِ فرزند شان انتخاب نمایند، زمینه تربیت صحیح را در میان دختران بیشتر فراهم می نمایند.

*** نکته مهم دگری که به یادداشته باشید این است که : به زور قوم، پول و بوسیله قدرت های اجبار کننده و فریب دهنده ای شما و همسر مورد انتخاب شما، با دختر و زنی که شما را دوست ندارد، ازدواج ننمایید ؛ اگر خدای نخواسته فرداهای در برابر تصمیم قاطع مخالف خواسته ای خودت او را استوار دیدی و پیامدهای بی شماری دیگری که به شما تحمیل کرد، خود تان را سرزنش کنید...

یعنی ازدواج های اجباری، علاوه بر محکومیت شرعی و اخلاقی که از منظر شرع مقدس دارد ، پیامدهای طبیعی به سمت نابهنجاری همسر شما در آینده نه چندان دوری فراهم می باشد، که خود شما فراهم کرده اید...


آری ! حدوداً بیست سال پیش کتابی را به صورت سریع خوانی خواندم که اسمش بود: «انتخاب صحیح مادر»!، بخاطر همان اسم، کنجکاو شدم که بخوانم، چگونه انتخاب مادر ممکن است ؟!

نوسنده به آن نتیجه رسانده بود که : همسر را که انتخاب کرده اید، اگر مادر شما باشد، چطور مادری است ؟ اگر پسندیدید که آن دختر و آن خانم، اگر مادر شما بود، مادری خوبی داشتید، قطعا آن همسر را انتخاب نمایید که برای شما همسر خوبی خواهد بود.

بلی! جوانان مجرد! یادتان نرود که شما به یک مادر بیشتر نیاز دارید تا یک همسری جهت تسکین غرایز جنسی!! یعنی وقت شما دست به انتخاب مادر بزنید، ناخواسته همسر مناسب و مادری مهربانی برای فرزندان تان انخاب نموده اید، زیرا با در میان کشاندن انخاب مادر، غریزه جنسی که کاهش دهنده عقل است، ضعیف می شود، انتخاب شما عاقلانه تر می گردد.





نوع مطلب : اجتماعی، اخلاقی، 
برچسب ها : نحوه ای انتخاب مادر، اهمیت انتخاب همسر،
لینک های مرتبط : سلام مهاجر،


پنجشنبه 12 فروردین 1395 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()

سال نو با شناخت نوسال 1395 مبارک باد

با توکل به پروردگار،

محکم و استوار ،

شاداب و امیدوار،

«سال نو» را در سایه «دنده یِ سخی»،

در مزار شریف،

در کابل و غزنی،

در هرات و لوگر،

در قندهار و بامیان ...

به کوری چشم دشمنان

در سراسر افغانستان آغاز می کنیم.


... مردم ستم دیده کشور افغانستان، در داخل و خارج، در حال سال 1394 را پشت سر می گذارد که با از پیش تهدات ریاست و معاونت معاون شریک "دولت وحدت ملی" روبرو هستیم.

رئیس جمهور افغانستان صریحاً تهدید نموده است که اگر "پروسه صلح" به نتیجه نرسد، جنگ سنگینی را در پیش خواهیم. یعنی با طالبان باید کنار آیید! . و معاون عبدالله عبدالله، صریحاً جنگ شدید و سنگین را پیش بینی یا پیشاپیش نیش غول ناامنی بوسیله طالبان را نشان این مردم مصیبت زده طالبانیسم داده است.

ولی هموطنان به چند نکته با تجربیات سالها ستم و جنایت طالبانیسم دقت نمایند:

الف : اولاً مردم ما روی به ملت شدن است. این یکی از ویژه شناخت و هوش جمعی مردم کشور ماست؛ نمونه بارز آن بوجود آمدن « انقلاب تبسم» بیستم عقرب سال1394 می باشد که تمام اقوام و قبایل و مذاهب رسمی و غیر رسمی افغانستان در بوجود آورن آن شرکت مستقیم داشتند. لذا از این انقلاب ما به نتاییج ذیل دسترسی پیدا می کنیم :

1 – تعصبات کور جاهلیت قومی و مذهبی، این اسلحه قتاله اختلاف دوئیت، دیگر برای اربابان شان کاراییی ای مقصود را ندارد، وگرنه «انقلاب تبسّم» بدان صورت همه گیر و فراگیر بوجود نمی آمد؛

2 – طالبان، بعد از دو دهه ارتکاب جرم و جنایت نسبت به مردم مظلوم افغانستان، از قبیل تخریب زیربناهای اقتصادی کشور، تخریب و سرقت آثارباستانی، زمین سوخته کردند مزارع کشاورزی و بوجود آوردن گورهای دسته جمعی و صدها جنایت ها دیگر، به مقاصد شوم اربابان شان جامه عمل پوشانده نتوانیست؛ برای دسترسی به خواسته های عربستان و پاکستان، دست به یک تیست و آزمایش بدی زدند، روش را در پیش گرفتند که یکی موجبات تنفر مردم سوریه و عراق و جهان اسلام از «داعش» بود.

آری! طالبان، بعد از دو دهه ارتکاب جنایات فوق ، نتوانیستند به اهداف ارباباشان جامه یِ عمل پوشاند، لذا دست به  تقلید امام و پیشوای شان«داعش» دست زدند. به همین دلیل با سربریدن هفت مسافر بی گناه به شمول یک طفل معصوم نُه ساله، میخواست روش سیاه رعب وحشتی بالاتر از گورهای دسته جمعی و زمین سوخته ای دهه هفتاد را علیه مردم ستم دیده افغانستان پیاده کنند، شاید رضایت خاطر عربستان و پاکستان را بدست آورده شود.

ولی مردم بیدار و هوشیار افغانستان، بدور از تعصبات قومی مذهبی، جواب بسیار دندان شکنی را به طالبان و اربابان سیاه دل شان دادند، و « انقلاب تبسّم» در تاریخ افغانستان به ثبت رساندند یعنی که مردم افغانستان، هم « داعش» را شناخته و «طالبان» را. نه طالبان را حامی دین حنیف اسلام میدانند و « داعشیان» کافر را ؛ دیگر اسلحه کهنه استعمار و استحمارگری طالبان که سؤاستفاده از تعصبات کور جاهلی نژادی، قومی و مذهبی کاربرد ندارد، به صورت بسیار خرد مندانه با شناخت عالمانه، دین مبین اسلام را از « داعش» و «طالبان» جدا کردند.

3 – به همان دلیل که مردم افغانستان، « داعش» و «طالبان» را از اسلام جدا کردند؛ بلا فاصله طالبان جنایت وحشتناک، تنفر برانگیز و شرم آورشان را با کمال بی شرمانه و دست پاچگی، یک گروه « طالبان» جنایت را به گردن گروهی دیگر «طالبان» انداختند !!.

متأسفانه ستون پنجمی های دولت، در داخل دولت ، دیدند که هم جنایت اشتباه و شرم آور بود و نتیجه معکوس داد، و هم دفاع «طالبان» در به عهده نگرفتن این جنایت و نسبت دادن به گروهی «طالبان» رقیب، رقیب اشتباه بود!. ستون پنجمی ها با کمال وقاحت، جنایت را به « داعش» نسبت دادند، و به دروغ « داعش» خیالی ساختند، به همین جهت مجبور شدند که با ورود « داعش» در افغانستان موافقت کنند!!.

4 – از آنجایی که « پروسه صلح » جاری، با طالبان، نه پشتوانه ای اسلامی دارد و نه خواستگاه و منافع ملی، محکوم به شکست می باشد. زیرا این عدم دسترسی به صلح با « طالبان » که به هیچ یک از منافع ملی و ارزش های دینی و سیاسی بدست آمده ملت و مردم افغانستان پای بند نیستند، بهتر است از صلح ویرانگر و راه دادن دشمن به خانه و به رسمیت شناختن آن به عنوان دوست می باشد.

*** از آنجایی که مردم ما، برای حفظ ارزشهای دینی و ملی-سیاسی شان، همدست هستند، تهدیدات طالبان و ستون پنجمی های طالبان و اربابان شان در دولت ملی، هیج غلطی نمیتوانند.

با توکل به پروردگار،

محکم و استوار ،

شاداب و امیدوار،

«سال نو» را در سایه «دنده یِ سخی»،

در مزار شریف،

در کابل و غزنی،

در هرات و لوگر،

در قندهار و بامیان ...

به کوری چشم دشمنان

در سراسر افغانستان آغاز می کنیم.





نوع مطلب : سیاسی، اجتماعی، 
برچسب ها : صلح دشمن ساز، صلح بد، صلح با طالبان، صلح سیاه،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 1 فروردین 1395 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات