درباره وبلاگ


دوستان! چند سالی در کشور خودم به نام افغانستان آواره تر از دیار دگرانم، حال این معنی را بر خویش دارم می­ قبولانم که برای مردم ما هجرت، سفر دور درازی است که انتهای آن محکمه عدل الهی است. لذا هروقت دلم از نا مردمی ها و نامردی های اطرافیان و سران بی سر و حاکمان متعصب سود جویِ کشورم ... می گیرد سراغ «ریس قلم» رفته دل نوشته های که قطرات دریای دل گرفتگی های هجران همیشه خانه بدوشی هست را باشما در میان می گذارم . باری عزیزان؛
این جهان همچون درخت است‏ اى کرام *
ما بر او چون میوه‏ هاى نیم خام * سـخـتـگـیرى و تـعـصـب خـامى است *
تا جنینى کار خون آشامى است

مدیر وبلاگ : reza hassani
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب


ریسِ قلم: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی




بخش اول : نگاهی اجتماعی و اخلاقی به طلاق

       گفتار اول: انگیزه یا عوامل طلاق

 

عوامل رشد میزان طلاق:

1- تغییر نگرشها نسبت به ازدواج

« تغییر نگرشها نسبت به ازدواج مفهوم جدید ازدواج در جوامع غربی معاصر از مهم تر ین عوامل میزان طلاق به شمار می آید. به تعبیر بعضی از جامعه شناسان، خانواده و ازدواج در دیدگاه جدید غربی از یك " نهاد " به " مصاحب "مبدل شده است.  ... در نگاه زوج جوان غربی، ازدواج قرار داد ی است كه با گزینش كاملا آزادانه صورت می گیرد و بر مبنای عشق رومانتیك استوار گردیده است. چنین مفهومی ازدواج به خودی خود مفهوم طلاق و گسست زنا شویی را در بر دارد. زیرا با توجه به ناپایداری و گذرا بودن احساسات عاشقانه، افراد به همان سرعتی كه درگیر روابط عاشقانه می شوند، ممكن است از این روابط خارج شوند»

زوج جوان با افول عشق اولیه نه تنها دلیلی برای ادامه رابطه نمی بینند، بلكه دلیل موجهی برای خروج از رابطه در اختیار دارد. یك برسی از آن حكایت دارد كه زنده نگاه داشتن احساسات رومانتیك 78/ درصد از نظر زنان آمریكایی برای یك ازدواج خوب، با اهمیت تلقی می شود، در حالی كه  29/ درصد از زنان ژاپنی چنین بینش دارند. براساس همین ملاحظات است كه بعضی محققان بالا بودن میزان طلاق را نه یك پدیده كوتاه مدت، كفاره مفهوم جدید ازدواج دانسته اند( میشل، 1354: 176 )  »

 

2- تغییر ساختار خانواده

« انتقال از سیستم خانواده گسترده به خانواده هسته ای نیز نقش قابل توجهی در افزایش میزان طلاق افا ده كرده است. در الگوی نخست، طلاق امری ناپسند و احیانا ممنوع است، زیرا با توجه به این كه ازدواج، واحدی از ارتباط خویشاوندی، اتحاد سیاسی و منافع اقتصادی را به نمایش می گذارد، طلاق مستلزم انحلال چندین رابطه پیچیده و ارزشمند اجتماعی خواهد بود،. اما در سیستم خانواده هسته ای، طلاق صرفا به روابط دو شخص پایان می دهد و تاثیر مستقیمی بر روابط خویشاوندی ندارد،. در نتیجه، انحلال با محدودیت كمتری رو به رو است و به ویژه گروه خویشاوندی فشار چندانی بر فرد خواهان اعمال نمی كند. از این گذشته، خانواده هسته ای از جهات دیگری نیز آسیب پذیر تر است. استقلال و انزوای خانواده هسته ای باعث می شود كه در مواقع بحرانی، منابع حمایتی اندكی در خارج از خود داشته باشد و این امر می تواند به فشار های عاطفی و مالی بیانجامد»

3- تغییر نقش های جنسیتی

« تغییر نقش های خانوادگی و اجتماعی زن و شوهر در نتیجه تغییر هنجار های مربوط به الگوی خانواده سنتی « مرد نان آور و زن خانه دار » ، یكی دیگر از عوامل اساسی موثر بر افزایش طلاق به شمار می رود. در وضعیتی كه برابری جنسی به عنوان یك ارزش عمومی پذیرفته شده و ترویج می شود، احساس بی عدالتی نسبت به تقسیم كار خانگی، رضایت شخصی زنان را از زندگی زناشویی كاهش داده و باعث می­شود آنان بیش از مردان به طلاق بیاندیشند « همچنین زنان امروزی در مقایسه با مادرها و مادر بزرگ های خود، احتمال بیشتری دارد كه در خواست طلاق كنند. هرگاه زنان خواهان قدرت تصمیم گیری مشترك و مشاركت شوهران در كار های منزل باشند و شوهران در كار های منزل باشند و شوهران بر عكس، سبك سنتی و پدر سالارانه زندگی زنا شویی را ترجیح دهند، نارضایتی زناشویی افزایش یافته و احتمال طلاق بین چنین زوج های  بالا می رود. »

4- استقلال اقتصادی زنان

» در دوره های قبل یكی از مهمترین دلایلی كه زنان در رابطه زناشویی را نگاه می داشت، كسب امنیت مالی بود. اما افزایش بی سابقه ورود زنان به بازار كار در دهه های اخیر، به استقلال اقتصادی آنان منجر گردیده است  و این امر چشم انداز طلاق برای زنان كه از وضعیت زناشوی ناراضی اند، روشن و نوید بخش ساخته است، به همین دلیل، پژوهشها درخواست طلاق از سوی زنان شاغل را بسیار بیشتر از در خواست طلاق از سوی زنان غیر شاغل نشان می دهد، « سگالن، 1375: 181» از سوی دیگر، استقلال اقتصادی زنان گاه انگیزه مردان نیز برای طلاق تقویت می كند، زیرا مردی كه زن شاغل خود را طلاق می دهد، به آسانی از پرداخت هزینه های مربوط به مراقبت از كودك فرار می كند»

5- رفاه اقتصادی

« رفاه اقتصادی به افراد اجازه می دهد ذهن خود را به موضوع های فراتر از ادامه حیات معطوف كنند از جمله، حق انتخاب شادمانی شخصی در خارج از چهارچوب ازدواج را مد نظر قرار دهد. بر اساس برخی مطالعات تطبیقی، جوامع بسیار فقیر و جوامع بسیار ثروتمند دارای بالاترین میزان های طلاق هستند و جوامعی كه از نظر توسعه اقتصادی در سطح متوسط قرار می گیرند، میزان طلاق پایین تری دارند. فرضیه مورد نظر، یعنی تاثر رفاه اقتصادی بالا بر افزایش میزان طلاق، به طور خاص در باره جامعه آمریكا مورد تاكید بعضی جامعه شناسان قرار گرفته است. آنان با استناد به آمار های موجود نشان داده اند كه پایین ترین میزان طلاق در آمریكا طی 60-  سال گذشته به سال های ركود اقتصادی این كشور اختصاص دارد، در حالی كه بالاترین میزان طلاق در تاریخ  آمریكا مربوط به سال 1981 « دوره شكوفایی اقتصادی رفاه عمومی بوده است»

6- آزادی روابط جنسی

« انحصار كاركرد ارضای جنسی به نهاد خانواده همواره از پشتوانه های اصلی ثبات و استحكام این نهاد اجتماعی بوده است وبا شكسته شدن این انحصار، به طور طبیعی باید در انتظار كاهش تعهد افراد نسبت به حفظ خانواده در نتیجه، افزایش میزان طلاق بود. برخی جامعه شناسان به این باورند كه نگرش عمومی گذشته به فعالیت جنسی به عنوان عملی صرفا در جهت تولید مثل، به نگرش جدید تغیر یافته است كه آن را نوعی باز آفرینی تلقی می كند و این یكی از عواملی است به افزایش بی بندو باری جنسی در قالب روابط خارج از چهار چوب ازدواج و در نتیجه، به افزایش میزان طلاق انجامیده است. »

7- تغییر قوانین طلاق

« طلاق در كشور های غربی در دوره های گذشته محدودیت های قانونی متعددی داشت. یكی از این محدودیتها هزینه بالای طلاق بود كه باعث می شد به افراد ثروتمند و پر در آمد محدود گردد،. برای انگلستان در دوره ویكتوریا میانگین هزینه طلاق 700 تا 800 پوند بود و بیشتر افراد كه تحمل این هزینه ها برایشان مقدور نبود، ناگزیر می شدند به راه های همچون رو آوردن به فاحشه ها یا خدمت كار ها، متاركه با همسر یا بد رفتاری و خشونت با وی متوسل شوند. در حال حاضر، كاهش هزینه های مالی طلاق، دست یابی به آن را خواه برای ثروتمندان و خواه برای افراد كم در آمد، آسان نموده است. »

« محدودیت دیگر قوانین طلاق ایجاب می كرد، به دلایل طلاق مربوط بود،. برای مثال، دادگاه های آمریكا پیش از دهه 1970: برای صدور حكم طلاق از سیستم اثبات تقصیر پیروی می كردند. بر طبق این سیستم، دلایل طلاق، مانند زنا یا مصرف الكل، باید به وسیله همسر به اثبات می رسید و اثبات این دلایل، تشخیص گناهكار از بی گناه را ایجاب می كرد. شخصی كه گناهكار شناخته می شد، به ندرت می توانست حضانت فر زندان را به دست گیرد و از نظر مالی نیز با محدودیت های از سوی دادگاه رو به رو می شد، ولی امروزه سیستم « طلاق بدون مقصر » در بیشتر ایالت های آمریكا پذیرفته شده است و ناسازگاری زوجین به تنهایی می تواند دلیل فسخ قانون ازدواج باشد. »

« واضح است كه عوامل یاد شده در جوامع مختلف غربی به گونه ای همانند، به وقوع نپیوسته و به همین دلیل، رشد میزان طلاق در این جوامع یكسان نبوده است. در مورد دیگر جوامع، تفاوت ها آشكار تر است و برای نمونه، در جامعه ای مانند جامعه ایران، هر چند نشانه های تحول در جهت تحقق عوامل یاد شده مشاهده می شود، ولی به دلیل فراگیر نبودن این تحولات، رشد میران طلا ق با آنچه در جوامع غربی می گذرد، فاصله نسبتا زیاد دارد، تغییر نگرش افراد نسبت به ازدواج به سطح محدودی از مردم اختصاص دارد،. همچنین روند قانونی طلاق تفاوتهای بارزی باروند غربی آن دارد و اشتغال زنان، تغییر نقش های جنسی، تغییر ساختار خانواده، رفاه اقتصاد و روابط جنسی در خارج از چهار چوب ازدواج جنبه فراگیر و همگانی پیدا نكرده اند ، به نظر می رسد جامعه شناسانی كه تنها بر عوامل یاد شده تاكید كرده اند به بعضی جوامع غربی توجه داشته اند و از این رو نسبت به جوامع دیگر نباید چنین برداشت بوجود آید.

نقش عوامل دیگر ماند فقر و اعتیاد در جامعه ایران[1] » ( و سود جویی های اقتصادی در بین افغانهای مهاجر در ایران) را نادیده گرفت ).



[1]. حسین بستا(نجفی)"اسلام و جامعه شناسی خانواده ص238" انتشارات: قم- چاپ زیتون 1383





نوع مطلب : شرعی، 
برچسب ها : نگاهی نو در طلاق،
لینک های مرتبط :


شنبه 5 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()

پیش گفتار 

... نتایج غم بار زندگی ماشینی و مدرنیسم ، انسان ها رادر میان چرخ دنده هایش ، چنان فشرده است كه از خود بی­خود كرده ؛ از خود طبیعی و فطرت الهی  دور ساخته و عواطف و احساسات انسانی را از آنها گرفته، روابط انسانی كمرنگ شده است، احترام متقابل انسان بما هو انسان دیگر رنگی ندارد. روابط انسانها تبدل شده به ارتباط مكانیكی و چرخ دنده ای كه به زور چرخه ی غول آسای اقتصاد تعیین می شود... ، زندگی خانوادگی كه اساسش بر روابط انسانی و احترام متقابل و رعایت حق حقوق طبیعی و فطری و الهی طرفین و اطراف استوار بود را متاثر كرده؛ متاسفانه عصر ما عصر تزلزل خانواده ها است كه نظیرش را در قرون پیشین نداشته ایم، و بد تر از آن هم اینكه روز بروز این بلایی خانه مان سوز گسترده تر شده ، بصورت وحشتناكتر خانواده های نو پای را مورد حمله قرار داده، تشكیل نشده از هم می پاشند! . معلوم نیست این گرداب مهلك تا نا كجا آباد كشتیهای امید را در كام خود فرو برده و خانواده های را از هم پاشیده و زندگیهای شیرینی را زهرآگین میكند.

گرچند، دلسوزان جامعه مانند قانون گزاران و جامعه شناسان و روان شناسان ...؛ هر كدام در حیطه كاری خویش برای جلو گیری از هم پاشیدگی این بنیاد اجتماعی تلاش نموده و میكنند كه متأسفانه كمتر نتیجه داده است. مثلاً شما وقت سری به كتاب فروشی های روز بزنید، كتب با عناوین عجیب و غریبی ترجمه و نقل قول های از فرهنگ غرب به بازار عرضه می شود كه فریبنده تر از افسونِ افسون گران و ساحران است كه تعویض و دعای عشق و محبت و مودت روز می دهند؛ وقت آدم به عناوین كذائی آنها می نگرد فكر می كند اگر كسی این كتاب یا فلان مجله را بخواند حتماً زندگی اش بهشت برین خواهد شد. اما متأسفانه باید گفت: " از قضا اسكنجبین صفراء فزود " چون درك درد را ندارد, چگونه میتوان امید در مان درد را داشت؟ فقط توقعات طرفین را بالا برده به حساسیتها و شكنندگیها می افزایند!.

اینكه درد كجا است؟ در مان چیست؟ قلم به دستان مغرض اهمیت چندانی به آن نداده اند؛ ولی با تلاشی كه بعضی دلسوزان جامعه انسانی داشته اند به این نتیجه رسیده اند كه یكی از عوامل مهم از هم گسستگی های خانواده های جوامع امروزی ، دوری آنها از دستورات معنوی مذهبی است. با كمی دقت به آسانی علل سیر صعودی طلاقها را میتوان بدست، آورد . زیرا كه این درد جان كاه در جوامع و خانواده های لائیك بی قید و بند و لامذهب بیشتر دیده می شود، تا خانواده ها و جوامع مذهبی سنتی ؛ بنا بر این با تصویب قانون و مقررات جدید و ایجاد نهاد های قانونی و غیر قانونی عریض و طویلی، چون كمیته های دفاع از حقوق زن و حق طلاق دادن به زنان ؛ با شعار های دهان پر كن رفع تبعیض از زنان ... و امثال آنها چیزی به استحكام خانواده های نو پای متزلزل افزوده نمی شود، كما اینكه تا كنون گلی از این راهها در كویر خشك خانواده های بی روح و بدور از معنویت نكاشته اند ؛ كاری برای جلو گیری از تزلزل و از هم پاشیدگی خانواده های خالی از معنویت از پیش نبرده اند.

از آنجاكه خداوند سبحان صاحب دل­ها است ، او قلب­ها را با رسمان مودت و رحمت خویش بهم نزدیك می گرداند . محبت و رحمت او وقت اساس و بنیان خانواده­ها قرار می گیرد كه  پای بند دستورات او باشد ؛ در این صورت ، نه تنها زندگی زوجین در كنار هم غیر قابل تحمل نیست ، بلكه مایه آرامش و آسایش روحی و روانی زن ، مرد و فرزندان در كنار آنها می شوند . با توسل به اوست كه زندگی شیرین و پیروزی بر مشكلات و سختیها ، آسان می گردد .

لذا زندگی مشترك كه بر اساس محبت و رحمت پایه گذاری شده باشد، آن زندگی دنیایی نیست ؛ بلكه یك زندگی بهشتی است ؛ بهشت هم محل امنیت و آسایش و مجرای نزول رحمت و نعمات الهی است.

آری خانه ای كه از او عطر محبت و مودت به مشام میرسد، صفا ، وفا ، صداقت و صمیمیت هرگز از آنجا رخت بر نمی بندد؛ چنین خانه ای، خانه دنیا نیست، دریچه ای است از دریچه های بهشت كه به دنیا باز شده است.

شارع مقدس برای بهشتی شدن زندگی مشترك، قوانینی را مقرر فرموده كه زوجین با رعایت آنها میتوانند خانه را محل امنیت و آسایش و سكینه و آرامش سازند؛ و آن چیزی نیست جز حقوق شرعی و قانونی كه زن و شوهر در قبال همدیگر بر اساس دستورات اسلامی متعهد به رعایت هستند؛ لذا بر هر زن و مرد مسلمان لازم است ؛ به حقوق و تكالیفی كه زوجین در قبال هم دارند ؛ به یكایك دستورات شرعی ، آنها آگاهی یافته و رعایت نمایند؛ و بدین وسیله سعادت دنیا و آخرت خویش را فراهم آورند. در شرع مقدس، حقوق شرعی و اخلاقی است كه، زن و مرد با پای بندی به آنها میتوانند زندگی مشترك و كانون خانواده را لذت بخش سازند ،  با امنیت و آرامش مسیر سعادت را طی نمایند.

« لذا یكسری حقوق است كه بانوان در قبال مردان ملزم به رعایت آنها می باشند كه، مبادا از روی جهل و نادانی یا وسوسه های شیطانی غفلت بورزند. همچنان حقوقی به عهده مردان است كه در قبال همسران شان ملزم به رعایت آنهایند كه حتی ناآگاهی و غفلت از آنها عذر غیر قابل پذیرش می باشد[1]

تلاش می­شود که طی چند قسمت این مقال را پی گرفته مورد برسی قرارداده می­شود. در این قسمت ضمن معرفی تحقیق و بیان سوال­های اصلی و فرعی آن، بخش اول آن که «نگاهی اجتماعی و اخلاقی به طلاق» می­باشد را به بحث و برسی گرفته شده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : شرعی، 
برچسب ها : نگاه نو به طلاق،
لینک های مرتبط :


شنبه 5 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()

اهمیت و اعمال شب عید فطر

ضمن عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش عید سعید عرفانی فطر.

تذکراً چند نکته در اهمیت و اعمال این شب با عظمت  به عنوان عیدی خدمت شما روزه دارانِ متدین ارائه شده است. (التماس دعا)

      حسن بن راشد می گوید از حضرت سوال کردم: فدایت شوم مردم مى‏گویند: آمرزش و مغفرت بر كسى كه ماه رمضان را روزه گرفته در شب قدر نازل مى‏شود. آیا این كلام صحیح است؟

حضرت فرمودند: اى حسن، كارگر وقتى از عملش فارغ شد اجرتش را مى‏دهند و پایان عمل صائم، شب عید است بنا بر این در شب عید ، مغفرت و آمرزش كه پاداش روزه‏داران است نازل مى‏شود.

عرض كردم: فدایت شوم، چه عملى سزاوار است در این شب انجام بدهیم؟

حضرت فرمودند: وقتى آفتاب غروب كرد غسل كن و بعد از خواندن نماز مغرب دو دست را بلند كن و بگو: « یَا ذَا الطَّوْلِ یَا ذَا الْحَوْلِ یَا ذَا الْجُودِ یَا مُصْطَفِیَ مُحَمَّدٍ وَ نَاصِرَهُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ وَ اغْفِرْ لِی كُلَّ ذَنْبٍ أَحْصَیْتَهُ عَلَیَّ وَ نَسِیتُهُ وَ هُوَ عِنْدَكَ فِی كِتَابٍ مُبِینٍ ».

سپس به سجده برو و صد مرتبه بگو: « أَتُوبُ إِلَى اللَّهِ». بعد حوائج خود را از خدا بخواه.

احیاء شب عید فطر

رسول خدا ص فرمود: کسی که شب عید فطر را زنده بدارد ، روز که تمام قلب ها بیمیرد ، هرگز قلب او نمیرد [1].

توصیه ی از علی ع

سفارش میكنم بشما اى بندگان خدا به پرهیزگارى و ترس از خدا و غنیمت شمردن اطاعت فرمان او تا آنجایی که توانائى دارید . در این چند روزى زندگانی دنیا فانى مى‏ شود و مهیا نمودن كردار نیك براى امر عظیمى كه بعد از مرگ شما پیش می آید ، امر میكنم شما را كه واگذاری دنیائى كه شما را ترك خواهد كرد ، هر چند دوست نمی دارید رهایش کنید. جسم و جان هاى خود در راه تحصیل آن فاسد می كنید. و دوست دارید تجدید آن را . بنا بر این شما مانند سواره‏هااى هستید كه راهى را مى‏ پیمایند و بسرعت گذر كرده و بسوى هدف و نشانه‏اى مى‏روند كه سرعت آنان طوریست كه گویا به آن هدف رسیده‏ اند كسى كه به سوى هدف و مقصدى مى‏رود مگر چقدر امید دارد كه بماند تا به مقصد رسد ؟ كسى كه یك روز را به آخر نمى‏ رساند و مرگى زودرس به سراغ او مى‏آید ، چقدر امیدوار است كه در دنیا بماند . پس برای رسیدن به آن به یك دیگر پیشى نگیرید. عزت و افتخار دنیا ، زینتها و نعمت‏ هاى آن شما را به شگفت در نیاورد ، سختىی ‏ها و بدیهاى دنیا شما را بجزع نیاندازد ، زیرا عزت دنیا تمام مى‏ شود و نعمتش واژگونه‏گردد و سختی هاى دنیا نابود می شود و دورانش به آخر می رسد.[2]



[1] . عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ مَنْ أَحْیَا لَیْلَةَ الْعِیدِ لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوب‏ (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص: 76)

[2] ... « أُوصِیكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ اغْتِنَامِ طَاعَتِهِ مَا اسْتَطَعْتُمْ فِی هَذِهِ الْأَیَّامِ الْخَالِیَةِ الْفَانِیَةِ وَ إِعْدَادِ الْعَمَلِ الصَّالِحِ لِجَلِیلِ مَا یُشْفِی بِهِ عَلَیْكُمُ الْمَوْتُ فِی أَمْرِكُمْ بِالرَّفْضِ لِهَذِهِ الدُّنْیَا التَّارِكَةِ لَكُمُ الزَّائِلَةِ عَنْكُمْ وَ إِنْ‏ لَمْ‏ تَكُونُوا تُحِبُّونَ‏ تَرْكَهَا وَ الْمُبْلِیَةِ لِأَجْسَادِكُمْ وَ إِنْ أَحْبَبْتُمْ تَجْدِیدَهَا» (طوسى، محمد بن الحسن، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد ، ج:1 ص: 381 ، مؤسسة فقه الشیعة – بیروت، 1411 ق.  





نوع مطلب : شرعی، اخلاقی، 
برچسب ها : شب عید فطر،
لینک های مرتبط :


شنبه 28 مرداد 1391 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()

منطق حسود

... هر کسی که از تاریخ سیاه جهل و نادانی و اختلاف افگنی حسودان نادان در افغانستان آگاهی داشته باشند، بس بدهی می داند که عوامل این جنایت های کور غیر اسلامی و غیر انسانی چه کسانی است. برای همین کسانی که می خواهند به خوبی سرشت زشت این نابکاران پی ببرند، خیلی مهم ضروری می نماید که به تاریخ مراسیم های عاشوراهای حد اقل پنجا سال قبلی افغانستان در این شهرها گذار تاریخی داشته باشند و سپس به مراسیم های عاشوراهای بعد از سقوط کوردلان خوارج صفت طالبانی دقت نماید، به خوبی میتوان پی برد که سرچشمه این تروزهای کور از کجا نشأت می گیرد.

ضمن تأثر عظیم و تنفر شدید از اعمال تروریستی ای ضد اسلامی ای کوردلانی حسود و نادان طالبانستی. با عرض تسلیت به پیشگاه امام زمان و خانوادهای شهدای راهیان نور هدایت  عاشورای حسینی کابل، قندهار، مزار و جای جای سرزمین پهناور اسلام. عکس از جنایت وهابیت درعاشور

... هر کسی که از تاریخ سیاه جهل و نادانی و اختلاف افگنی حسودان نادان در افغانستان آگاهی داشته باشند، بس بدهی می داند که عوامل این جنایت های کور غیر اسلامی و غیر انسانی چه کسانی است. برای همین کسانی که می خواهند به خوبی سرشت زشت این نابکاران پی ببرند، خیلی مهم ضروری می نماید که به تاریخ مراسیم های عاشوراهای حد اقل پنجا سال قبلی افغانستان در این شهرها گذار تاریخی داشته باشند و سپس به مراسیم های عاشوراهای بعد از سقوط کوردلان خوارج صفت طالبانی دقت نماید، به خوبی میتوان پی برد که سرچشمه این تروزهای کور از کجا نشأت می گیرد.

همین سال 1389 به صورت رسمی دولت جمهوری اسلامی افغانستان، طی بیانیه قانونی و اسلامی، با کمال بی طرفی صریحاً اعلام نمود: رسانه های که در روز دهم محرم (عاشورا) از نشریات که موجب وهن به اعتقادات دینی و اسلامی ملت مسلمان افغانستان باشد و موجب جریحه دار شدن احساسات این مردم مظلوم عزادار می شود، جداً خود داری نمایند. در غیر این صورت، به صورت قانونی با آنها برخورد خواهد شد.

در این روز بزرگ تمام مردم مسلمان افغانستان، اعم از شیعه و سنی عزا دار بودند، برای شادی روح شهدای سرزمین کربلا و نواده رسول الله (ص) خیرات نذورات و مجالس عزاداری و سخنرانی های روشن بخشی در مساجدی برادران سنی مذهب و شیعیان برگزار بود. در برخی از مساجد بزرگ مجالس عزاداری و سخنرانی مشترک و مختلط شیعه و سنی برگزار بود؛ این امر در مذاق دشمنان قسم خورده امنیت و سعادت مردم، خوش نیامد؛ لذا دست به تبلغات احمقانه و غیر منطقی ای در برخی سایت های پاکستانی یازیدند و نوشته های بی سرو ته و نامفهومی را برای ایجاد اختلاف میان برادران شیعه سنی به نشر رساندند که سودی نبردند. لذا امسال دست به این جنایت سیاه دست زدند.

آری! این جنایت کوردلان وهّابی، به جای آن که این حسودان را به اهداف شوم شان که همان ایجاد تفرقه و دوئیت در میان ملت مسلمان افغانستان است، برساند، موجب اتحاد و همدستی و نزدیکی دو مذهب بزرگ شیعه سنی در افغانستان خواهد شد.

در اکثر مراسم های عاشورا که بنده حضور داشتم، مردم مهاجر و عزادار ما در ایران، به صورت کاملاً آگاهانه انگشت نشانه را به آن سوی مرزهای افغانستان نشانه رفتند. حتماً جواب دندان شکنی از مردمی غیور و آگاه ما دریافت خواهد کرد.

------------------------

موضوعات مرتبط:

چه کسانی پشت پرده "عاشورای خونین افغانستان" هستند؟

 عكس خبری/ حمله تروریستی به عزاداران حسینی در كابل-1

یزدیان پاکستان، عاشورای دگری در افغانستان رقم زدند





نوع مطلب : سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، شرعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 19 آذر 1390 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()

کنترل جمعیت آری یانه؟انفجار جمعیت

از یک طرف دیدگاه کمبود منابع غذایی و رفاهی در برابر ازدیاد جمعیت قرار دارد. طبق نظرات مالتوس وقت در جامعه تولید نسل زیاد شود:

  1. جامعه با دشواری تهیه غذا مواجه می شود؛
  2. جامعه با مشکلات مربوط به تهیه وسایل زندگی و رفاهی مواجه می شود.

چنان که مشاهده می نمایید، درکِ دلیل این نظر چندان مشکل نمی نماید. ولی جواب های که در رد این نظر طرفداران ازدیاد نسل می دهند، چندان دلچسپی ندارد. آنان مدعی اند که اگر منابع توضیح غذا به صورت عادلانه توضیح شود، طبیعت منابع غذایی کثرت جمعیت را با پیشرفت تیکنولوژی جواب گوست. تهیه وساییل رفاهی را هم بدوش همین قسمت قرار می دهند.

از طرف دگر با توسل به منابع دینی، همانند این احادیث «رُوِیَ‏ أَنَّ مَنْ مَاتَ بِلَا خَلَفٍ‏ فَكَأَنْ‏ لَمْ‏ یَكُنْ‏ فِی النَّاسِ وَ مَنْ مَاتَ وَ لَهُ خَلَفٌ فَكَأَنْ لَمْ یَمُت‏» که همین تعبیر «رُوِیَ » آشکارا دال بر ضعیف بودن امثال این روایات محسوب می شود. و تأکید بر بحث افتخار پیامبر (ص) از کثرت نسل مسلمانان حتی سقط شدگانش در نزد دگر امت های را مطرحی می کنند.

نسل مورد افتخار پیامبر( ص)

آیات قرآن و روایات متعددی از حضرات معصومین ع به ما نشان می دهند که منظور از نسلی که پیامبر به آنان افتخار می نماید چگونه نسلی است. قرآن از آن به "ذریه طیّبة" [نسلی پاک و پاکیزه] "ولداً صالح" [فرزند شایسته] و...نام میبرد.

در چنین حالات و موقعیت است که می توان گفت فرزند گلی از گل های بهشت است و پیامبر به وجود چنین فرزندانی در امت خویش افتخار می نماید. وگرنه اسلام به هر فرزند ناصالح و حرام خوار بی ادبی ریحانه بهشتی اطلاق نکرده و مورد افتخار نمی دانند.

روایات که در این زمینه وارد شده اند نشان می دهند ه تکثیر نسل با شرط قدرت والدین بر تربیت نیکوی فرزندان است. و گرنه در آخر الزمان که مسأله فساد نسل مطرح است عزوبت توصیه شده است.

به همین دلیل قلت عیال که حضرت علی ع می فرماید: «الْفَقْرُ الْمَوْتُ الْأَكْبَرُ وَ قِلَّةُ الْعِیَالِ أَحَدُ الْیَسَارَیْن‏» تهیدستى مرگ بزرگتر است.کمی عائله نیمی از عیش و از زمینه های آسایش و آرامش خاطر است. که در این صورت تربیت نسل صالح نیز بیشتر خواهد بود.[1]

در زمان ما تربیت بچه ها، نگهداری آن و فراهم کردن وسایل تحصیلی و ترقی از جهاتی خیلی سخت­تر از زمان های گذشته است و با اندک غفلتی شرایطی پیدا می شود که باعث پشیمانی خواهد شد.

به همین دلیل بارداری مکرر و پشت سرهم، علاوه بر آن که موجب ضعف جسمی مادر می شود که این ضعف ناتوانی جسمی مادر مستقیماً منجر به تولد فرزندان معلول و عقب مانده ذهنی و جسمی می شود، بلکه مادر و پدر را از تربیت صحیح ناتوان می­سازد. لذا به هیچ عنوان عاقلانه نیست بلکه قطعاً انسان در برابر پروردگار نسبت به فرزندان و آینده آنها مسئولیت سنگین دارد.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ‏ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ : مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَیَّعَ مَنْ یَعُولُ.[2] رسول خدا (ص) گفت: ملعون است ملعون است،كس که افراد تحت سرپرستی خود را ضایع کند.

عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كَفَى بِالْمَرْءِ إِثْماً أَنْ یُضَیِّعَ مَنْ یَعُولُهُ [3]. بزرگی این گناه برای انسان همین بس که افراد تحت سرپرستی خود را تباه سازد.

اگر در قدیم زیاد بودن تعداد جمعیت یک قبیله یا یک کشور نشانی قدرت آنها بود، امروز اصلاً این طور نیست، امروزه تربیت و رشد علمی افراد یک کشور است که قدرت آنها را نشان می دهد، نه زیادی جمعیت.

خداوند به انسان عقل و آزادی داده و او را نسبت به خود، و خانواده و جامعه موجودش مسئول قرارداده است.

این اتهام ناروایی است که برخی دانسته یا نادانسته به اسلام وارد می کنند که مثلاً اسلام برای خاموش کردن میل جنسی دو نفر، بدون مقدمه و برنامه­ریزی قبلی و بدون توجه به سرنوشت انسانی که آن انسان چه بر سرش خواهد آمد معتقد است که این دو نفر فقط عامل تولید انسان دیگری شوند. در حالی که عقل سلیم به انسان می آموزد که برای هر کاری ولو کوچک، به نتیجه و عاقبت آن بیاندیشد، چطور ممکن است در مسأله بسیار مهمی که با سرنوشت انسان­ها سر و کار دارد فکر نکرده و بدون برنامه ریزی اقدام به تولید فرزندانی بکند که آنها را نتواند به طور مناسب از رفاه، پرورش و تعلیم و تربیت کافی یا ضروری بهره­مند سازد.

آیا یک اندیشه سالم به انسان اجازه می دهد در مسأله به این اهمیت، بی فکر عمل کند و کاری به آینده آن نداشته باشد؟ آیا داشتن فرزندانی با هزاران گرفتاری اجتماعی افتخاری دارد؟ یا مایه سرافگندگی نیست؟[4]


[1]. تحف العقول؛ ص:214

[2] . الكافی( ط- الإسلامیة)؛ نویسنده: كلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق‏؛ محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ج:4 ص:12|ناشر: دار الكتب الإسلامیة|مكان چاپ: تهران‏|سال چاپ: 1407 ق‏|نوبت چاپ: چهارم‏

[3]. الكافی (ط - الإسلامیة)    ج‏4 |ص:12 ،  باب كفایة العیال و التوسع علیهم ...

[4]. جزوه درسی، تنظیم خانواده، مرکزجهانی علوم اسلامی؛ ص:33-34





نوع مطلب : شرعی، سیاسی، اجتماعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 24 آبان 1390 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()

شهادت باقر العلوم ع به امام زمان و تمام پیروان راستین آنحضرت تسلیت بادسه نکته از یک تفاخر

مردى به دیگرى افتخار مى‏كرد و مى‏گفت: آیا بر من فخر مى‏كنى در حالى كه من از شیعیان آل محمد علیهم السّلام كه پاك هستند مى‏باشم، امام علیه السّلام از نزدیك سخنان آن دو را مى‏شنیدند به او فرمودند: مَا فَخَرْتَ عَلَیْهِ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ وَ غُبِنَ مِنْكَ عَلَى الْكَذِبِ یَا عَبْدَ اللَّهِ أَ مَالُكَ مَعَكَ تُنْفِقُهُ عَلَى نَفْسِكَ أَحَبُّ إِلَیْكَ أَمْ تُنْفِقُهُ عَلَى إِخْوَانِكَ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ بَلْ أُنْفِقُهُ عَلَى نَفْسِی قَالَ فَلَسْتَ مِنْ شِیعَتِنَا فَإِنَّنَا نَحْنُ مَا نُنْفِقُ عَلَى الْمُنْتَحِلِینَ مِنْ إِخْوَانِنَا أَحَبُّ إِلَیْنَا وَ لَكِنْ قُلْ أَنَا مِنْ مُحِبِّیكُمْ وَ مِنَ الرَّاجِینَ النَّجَاةَ بِمَحَبَّتِكُم‏

 اى بنده خدا به خداى كعبه ترا بر او فخرى نیست بلكه خود را فریب دادى و دروغ گفتى. بعد از آن او را با این سؤال آزمایش فرمودند: كه مال و ثروتى كه خودت به دست آورده اى دوست دارى خودت از آن استفاده كنى یا برادران مؤمنت (بتعبیر دیگر اگر در راه خودت مصرف كنى خوشحالترى یا این كه مصرف برادران مؤمن نمائى) عرضكرد خرج خودم می­كنم. حضرت فرمود: پس بنا بر این از شیعیان ما نیستى زیرا ما دوست داریم آن چه داریم به برادران هم عقیده خود بدهیم، براى ما بهتر است از اینكه مصرف خود سازیم (پس از شیعیان ما نیستى) ولى بگو از دوستان شمایم و از كسانى كه با دوستى شما امید نجات دارم. [بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏65، ص: 156]

سه نکته ای تفاخر:

1: حضرت از او پرسید، مال را که بدست آوردی ای دوست داری برای منافع شخصی خودت به مصرف برسانی یا « عَلَى إِخْوَانِكَ الْمُؤْمِنِینَ » یا به نفع دین و آیین خودت؟ اشان که گفت: مال خودم برای خودم ... حضرت فرمود: تو از شیعیان ما نستی! زیرا ما دوست داریم آن چه داریم به برادران هم عقیده خود بدهیم،

2: به عبارت حضرت توجه نمایید: « فَإِنَّنَا نَحْنُ مَا نُنْفِقُ عَلَى الْمُنْتَحِلِینَ مِنْ إِخْوَانِنَا أَحَبُّ إِلَیْنَا » کلمه « إِخْوَانِنَا » مطلق و شامل تمام مؤمنین بدون هیچ گونه قید و قیودی تبعیض و تعصب است. لذا کسانی مال و اموال ائمه معصومین –همانند وجوهات شرعیه- در دست شان قرار گیرد، در موارد مصرف آن تبعیض و تعصب و امتیازهای ملّی، قومی، نژادی و ناسیونالستی قائل شود، از عدالت ساقط می باشند،اولاً؛ لذا کسانی که دانسته وجوهات شرعیه ای شان، همانند خمس و سهم امام زمان علیه السلام را به در اختیار چنین افرادی – گرچند دارای القاب مقدس باشند- مجزی نمی باشد، باید دوباره قضاء نمایند.

به نکته سوم بیشتر دقت نمایید!

3: سوال این جاست که من نا آگاهانه، وجوهات شرعیه ام را در اختیار شخصی قرار دادم ظاهراً مرجع تقلید محسوب می شد، بعداً کشف شد که او تقسیم وجوهات شرعیه امتیازات ناسیونالستی قائل است و عدالت ندارد، یا اعلمیت ندارد و هر دو را فاقد می باشد. شرعاً تکلیف من چه می شود؟ آیا ذمّه من هنوز نسبت به وجوهات شرعی مشغول است یا نه؟





نوع مطلب : اخلاقی، شرعی، 
برچسب ها : شهادت امام باقرع، شرط مقسم وجوهات شرعی،
لینک های مرتبط :


جمعه 13 آبان 1390 :: نویسنده : reza hassani
نظرات ()


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic